1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

زندگینامه شیخ بهایی

شروع موضوع توسط minaaa ‏10/12/10 در انجمن معرفی شخصیتها، زندگینامه و کتاب

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    سیری در آثار علمی شیخ بهایی
    [​IMG]


    مقام علمی و ادبی و شخصیت علمی بهایی از آن نظر مورد توجه و اعجاب است كه وی در تمام علوم رسمی زمان خود دست داشت و در شماری از آن‌ها منحصر به فرد بود. او در حوزه معارف دینی و علوم اسلامی استاد بود و از خود خلاقیت بسیار نشان داد.
    در سلسله اجازات روایی، از محدثان امامی برجسته قرن یازدهم به شمار می‌رود و طرق بسیاری از اجازات محدثین در قرون اخیر به او و از او به پدرش و شهید ثانی منتهی می‌شود. محمدهانی ملازاده هم‌چنین در جلد چهارم «دانش‌نامه‌ی جهان اسلام» درباره‌ی مقام علمی و ادبی شیخ بهایی نوشته است: بهایی آثار برجسته‌ای به نثر و نظم پدید آورده است. به نوشته موسوی حسینی، وی با زبان تركی نیز آشنایی داشته است.
    تذكره‌نویسانی چون نصرآبادی، هدایت، آذر بیگدلی و محمد قدرت‌الله گوپاموی او را از شاعران فارسی‌زبان دانسته و در تذكره‌های خود، شرح حال و نمونه‌هایی از شعرهایش را آورده‌اند. «عرفات العاشقین»، اولین تذكره‌ای است كه در زمان حیات بهایی از او نام برده است.
    بهترین منبع برای گردآوری شعرهای بهایی، «كشكول» است، تا جایی‌كه به عقیده برخی محققان، انتساب شعرهایی كه در كشكول نیامده است، به بهایی ثابت نیست. از شعرها و آثار فارسی بهایی دو تالیف معروف تدوین شده است؛ یكی به كوشش سعید نفیسی با مقدمه‌ای ممتع در شرح احوال بهایی، دیگری توسط غلامحسین جواهری وجدی كه مثنوی منحول «رموز اسم اعظم» را هم نقل كرده است. با این همه هر دو تالیف حاوی تمام شعرها و آثار فارسی شیخ نیست. شعرهای فارسی بهایی عمدتا شامل مثنویات، غزلیات و رباعیات است. وی در غزل به شیوه فخر‌الدین عراقی و حافظ ، در رباعی با نظر به ابوسعید ابوالخیر و خواجه عبدالله انصاری، و در مثنوی به شیوه مولوی، شعر سروده است.
    ویژگی مشترك شعرهای بهایی میل شدید به زهد و تصوف و عرفان است. از مثنویات معروف شیخ می‌توان از این‌ها نام برد: «نان و حلوا» یا «سوانح سفر الحجاز»، این مثنوی ملمع چنان‌كه از نام آن پیداست در سفر حج و بر وزن مثنوی مولوی سروده شده است و بهایی در آن بیت‌هایی از مثنوی را نیز تضمین كرده است.
    او این مثنوی را به طور پراكنده در كشكول نقل كرده و گردآورندگان دیوان فارسی وی ظاهرا به علت عدم مراجعه دقیق به «كشكول» متن ناقصی از این مثنوی را ارایه كرده‌اند. «نان و پنیر» نیز بر وزن و سبك مثنوی مولوی است. «طوطی‌نامه» نفیسی این مثنوی را كه از نظر محتوا و زبان نزدیك‌ترین مثنوی بهایی به مثنوی مولوی است، بهترین اثر ادبی شیخ دانسته و با آن‌كه آن را در اختیار داشته، جز اندكی در دیوان بهایی نیاورده و نام آن را نیز خود بر اساس محتویاتش انتخاب كرده است.
    «شیر و شكر»، اولین منظومه فارسی در بحر خبب یا متدارك است. در زبان عربی این بحر شعری پیش از بهایی نیز مورد استفاده بوده است. «شیر و شكر» سراسر جذبه و اشتیاق است و علی‌رغم اختصار آن مشحون از معارف و مواعظ حكمی است، لحن حماسی دارد و منظومه‌ای بدین سبك و سیاق در ادب فارسی سروده نشده است.
    مثنوی‌هایی مانند «نان و خرما»، «شیخ ابوالپشم» و «رموز اسم اعظم» را نیز منسوب بدو دانسته‌اند كه مثنوی اخیر به گزارش میرجهانی طباطبایی از آن سیدمحمود دهدار است.
    شیوه مثنوی‌سرایی بهایی مورد استقبال دیگر شاعران، كه بیش‌تر از عالمان امامیه‌اند، واقع شده است. تنها نثر ادبی فارسی بهایی كه در دیوان‌های چاپی آمده‌ «‌رساله پند اهل دانش و هوش به زبان گربه و موش» است. بعضی مكتوبات ملمع بهایی چاپ شده است. بهایی در عربی نیز شاعری چیره‌دست و زبان‌دانی صاحب‌نظر است و آثار نحوی و بدیهی او در ادبیات عرب جایگاه ویژه‌ای دارد.
    بهایی در ارجوزه ‌سرایی نیز مهارت داشت و دو ارجوزه شیوا یكی در وصف شهر هرات به نام هراتیه یا الزاهره و دیگر ارجوزه‌ای عرفانی موسوم به «ریاض‌الارواح» از وی باقی مانده است.
    نامدارترین اثر بهایی «الكشكول»، معروف به كشكول شیخ بهایی است كه مجموعه گران‌سنگی از علوم و معارف مختلف است و آینه معلومات و مشرب بهایی محسوب می‌شود. اثر منحولی نیز به نام «مخلاه» به سبك كشكول، ولی خلاصه‌تر و سست‌تر از آن به نام بهایی منتشر شده است.
    بهایی در شكوفایی علمی حوزه اصفهان نقشی اساسی داشت، به طوری كه بعضی منابع، وی را موسس چندین مدرسه علمی در اصفهان دانسته‌اند . گزارشی نیز از جاذبه علمی بهایی و كیفیت استفاده شاگردان از محضر او حتی در ایام تعطیل در منابع آمده است. شاگردانش، از جمله محمدتقی مجلسی، فضل و دانش و كثرت محفوظات او را ستوده‌اند. هر چند بهایی در علوم و معارف اسلامی موسس نبوده و نوآوری علمی به‌ندرت در آثارش دیده می‌شود، اما جامعیت او سبب شده است كه در ارایه و تدوین مطالب، ذوق و ابتكار و نوعی نبوغ خاص از خود بروز دهد. گذشته از علوم و معارف اسلامی، مهم‌ترین حوزه فعالیت علمی بهایی، ریاضی و سپس معماری و مهندسی است.
    مهم‌ترین آثار بهایی در نجوم «تشریح الافلاك» و دو رساله «اسطرلاب» به فارسی وعربی است. بهایی در جغرافیا نیز آثار متعددی دارد كه معروف‌ترین آن‌ها «تضاریس الارض» یا «رساله فی كرویه الارض» است .
    [​IMG]
    هم‌چنین، تبحر بهایی در علوم غریبه ریشه انتساب بعضی افسانه‌های دیگر است، مانند آگاهی شیخ از سرمه خفا و تعلیم آن به نااهل و دفن كردن دو قطعه سنگ در شیراز و اصفهان برای دفن وبا و طاعون .
    بعضی منابع این حكایات را ساختگی دانسته و بعضی دیگر آن‌ها را تلقی به قبول كرده‌اند. در این میان استفاده شیخ از كتابی با عنوان «كله‌سر» كه شامل علوم كیمیا، لیمیا، هیمیا، سیمیا و ریمیا بوده است، به گزارش خود او مستند است. هم‌چنین، مصاحبت وی با آگاهان از علوم خفیه به گزارش محمدتقی مجلسی متیقن است. در «كشكول» نیز مطالبی در علوم غریبه و طلسمات آمده كه حاكی از اطلاع بهایی بر آن‌هاست. هم‌چنین فال‌نامه‌هایی كه به نام بهایی به طبع رسیده، فاقد اعتبار، ولی و حاكی از نفوذ شخصیت او در فرهنگ عامه است.
    نیز كتاب «اسرار قاسمی» كه به قاسم‌نامی از شاگردان بهایی منسوب است و درباره آن حكایات غریبی نقل شده است، با آن‌كه محدث نوری به نقل از «محبوب القلوب»، آن را آورده، بی‌اساس می‌نماید. آن‌چه مسلم است، به گزارش سیدحسن كركی، بهایی از دانش‌هایی كه هیچ‌كس از علمای عامه و خاصه قبل از او و در زمان او، از آن‌ها اطلاع نداشتند، آگاهی داشته و همین سبب شده است كه هر امر عجیبی را بدو نسبت دهند.
    شیخ بهایی از جمله نادر دانشمندان و عالمانی است كه علاوه بر علوم دینی و حكمی و عرفانی، بر علومی هم‌چون ریاضی، هندسه و فیزیك تسلط داشت. از شیخ آثار و تالیف‌های بسیاری در علوم گوناگون بر جای مانده و نام بیش از یك‌صد اثر وی در كتاب‌ها ذكر شده است كه بعضی از آن‌ها عبارت‌اند از: «نان و حلوا»، «شیر و شكر»، «جامع عباسی»، «كشكول»، «تشریح الافلاك»، «خلاصه‌الحساب»، «فوائد‌الصمدیه»، «موش و گربه» و «حبل‌المتین فی احكام» (با كسره الف) احكام (با فتحه الف) دین. این دانشمند بزرگ در زمینه معماری نیز منشاء آثار گران‌قدری شد كه عمده‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از: مسجد امام، حمام شیخ، ساعت شاخص اوقات شرعی، شهر نجف آباد و هم‌چنین طرح تقسیم آب زاینده‌رود.
    خبرگزاری ایسنا
     
  2. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    تاليفات و آثار علمي شيخ بهايي

    [​IMG]
    شيخ بهايي(ره) يكى از پر بركت‏ترين علماى جهان اسلام از نظر تاليف و تنوع در آن بوده‏ است. برخى تعداد تاليفات او را با توجه به رساله‏ها و تحشيه‏ها(حاشيه نويسي‌ها) و تعليقه‏ها، به عدد 200جلد رسانده‏اند، ولى تازه‏ترين تحقيق در اين مورد، تلاش و كوشش دانشمند محترم، جناب آقاى دكتر محمدباقر حجتى، از اساتيد محترم دانشگاه تهران است كه به‏ كنفرانس دمشق (در مورد شيخ بهايى) ارائه داده‏اند و نشريه‏ «الثقافة الاسلامية‏» در شماره پنجم آن را نشر داده است. ايشان بر حسب تتبع و تفحص كاملى كه داشته است، تعداد آنها را 123 جلد اعلام مى‏كند و بر حسب دسته‏بندى كه دارد، مى‏نويسد:

    الف- كتاب‌هاي فقهي (29 جلد):

    اثنى عشريات خمس:
    1- نماز ، 2- زكوة، 3- روزه،‌ 4- حج ، 5- پاسخ سؤال شاه عباس، 6- پاسخ سؤالات شيخ صالح جابرى، 7- اجوبه مسائل جزائريه، 8- احكام سجود و تلاوت، 9- جامع عباسى ، 10- جواب مسائل شيخ جار
    11- حاشيه بر ارشاد الاذهان علامه حلى، 12- حاشيه بر قواعد علامه، 13- حاشيه بر قواعد شهيد اول
    14- حاشيه بر احكام الشريعه علامه حلى، 15- الحبل المتين ، 16- الحريرية ، 17- الذبيحيه ، 18- شرح فرائض نصيريه خواجه نصير الدين طوسى ، 19- فرائض بهائيه(بخش ارث)، 20- قصر نماز در چهار مكان
    21- مسح بر قدمين، 22- مشرق الشمسين و اكسير السعادتين، 23- رسالة في مباحث الكر ، 24-رسالة في القصر و التخيير في السفر ، 25- شرح رسالة في الصوم ، 26- شرح من لا يحضره الفقيه
    27- رسالة في فقه الصلوة، 28- رسالة في معرفة القبلة ، 29- رسالة في فقه السجود.

    ب- كتاب‌هاي در موضوع علوم قرآنى(9 جلد):

    30- حاشيه انوار التنزيل قاضى بيضاوى، 31- حل الحروف القرآنية، 32- حاشيه كشاف زمخشرى ، 33-اساله خواجه ، 34- تفسير عين الحيوة ، 35- العروة الوثقى ، 36- تفسير آيه شريفه فاغسلوا وجوهكم و ايديكم الى الكعبين كه در اربعين به تفصيل آمده است. 37- تاويل الآيات ، 38- اكسير السعادتين (آيات الاحكام) .

    ج- كتاب‌هاي در زمينه حديث (2 جلد):

    39- حاشيه كتاب ‏«من لا يحضره الفقيه‏»،‌ 40- اربعين(كه ترجمه آن توسط نگارنده انجام پذيرفته است.)

    د- كتاب‌هاي ادعيه و مناجات(6 جلد):

    41- حاشيه بر صحيفه سجاديه ، 42- الحديقة الهلاليه ، ‏43- الحديقة الاخلاقية ، 44- شرح دعاى صباح
    45- مصباح العابدين ، 46- مفتاح الفلاح في عمل اليوم و الليلة .

    ه- كتاب‌هاي اصول اعتقادات(5 جلد):

    47- اثبات وجود القائم، 48- اجوبة سيد زين الدين، ‌49- الاعتقادية ، 50- مقارنه بين اماميه و زيديه، 51- وجوب شكر المنعم .

    و- كتاب در زمينه اصول فقه(5 جلد)

    52- زبدة الاصول، 53- شرح عضدى، 54- حاشيه زبدة الاصول، 55- شرح حاشيه خطائى ، 56- الوجيزه .

    ز- كتاب‌هاي رجال و اجازات(8 جلد):

    57- اجازه او به ميرداماد، 58- اجازه او به مجد الدين، 59- حاشيه خلاصة الاقوال علامه حلى، 60-حاشيه رجال نجاشى، 61- حاشيه معالم العلماء ابن شهر آشوب مازندرانى، 62- طبقات الرجال، 63-الفوائد الرجاليه، 64- الاجازات .

    ح- ادبيات و علوم عربى(28 جلد):

    65- اسرار البلاغه، 66- تخميس غزل خيالى بخارايى، 67- تهذيب البيان، 68- تعزيت نامه، 69- حاشيه بر مطول تفتازانى ، 70- ديوان اشعار فارسى و عربى ، 71- رياض الارواح ، 72- شير و شكر، 73- طوطى نامه(شامل 2500 بيت) ، 74- فوائد صمديه، ‌75- قصيده در مدح پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله)
    76- كافية، 77- كشكول(5 جلد) ، 78- لغز الفوائد الصمدية، 79- لغز القانون، 80- لغز كافيه ، 81- لغز كشاف ، 82- محاسن شعر سيف الدوله ، 83- المخلاة ، 84- مكتوب او به سيد ميرزا ابراهيم همدانى،
    85- سوانح سفر الحجاز، معروف به مثنوى نان و حلوا ، 86- نان و پنير، 87- وسيلة الفوز و الامان في مدح صاحب الزمان(عج)، 88- پند اهل دانش به زبان گربه و موش .

    ط- وقايع الايام(1 جلد):

    89- توضيح المقاصد في ما اتفق في ايام السنة .

    ى- رياضيات(20 جلد):

    90- اسطرلاب، 91- انوار الكواكب ، 92- بحر الحساب ، 93- التحفه(اوزان شرعى) ، 94- تحفه حاتمى ، 95- تحقيق جهت قبله، 96- تشريح الافلاك، 97- حاشيه تشريح الافلاك ، 98- حاشيه شرح التذكره خواجه نصير الدين طوسى در هيات،‌ 99- حاشيه شرح قاضى زاده روحى ، 100- الحساب ، 101- حل اشكال عطارد و قمر، 102- خلاصة الحساب و الهندسه ، 103- شرح صحيفه ، 104- صحيفه در اسطرلاب،‌ 105- استعلام، 106- تقويم شمس با اسطرلاب ، 107- القبله، ماهيت و علامات آن ، 108-معرفة التقويم،‌ ‏109- جبر و مقابله .

    ك- حكمت و فلسفه(3 جلد):

    110- انكار جوهر الفرد، 111- الوجود الذهنى، 112- وحدت وجود .

    ل- علوم غريبه(4 جلد):

    113- احكام النظر الى كتف الشاة، 114- رساله جفر ، 115- جفر ،‌ 116- فالنامه ،
    و چند جلد كتاب ديگر كه موضوعات آنها مشخص نشده است، مانند: شرح ‏حق المبين، الصراط المستقيم، القدسيه و ...

    منبع:
    فقهاى نامدار شيعه، عقيقى بخشايشى .
     
  3. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    نابغه دهر، شیخ بهایی

    [​IMG]
    شیخ بهاء الدین محمد عاملى‏«شیخ بهائى‏» (متولد953-متوفى 1030 یا 1031 ه.ق)
    «شیخ بهاء‌الدین محمد عاملى، معروف به ‏«شیخ بهایى‏»، اهل جبل عامل‏ است. در كودكى همراه پدرش شیخ حسین بن عبد الصمد كه از شاگردان شهیدثانى بوده به ایران آمد. شیخ بهایى از این رو كه به كشورهاى مختلف مسافرت ‏كرده و محضر اساتید متعدد در رشته‏هاى مختلف را درك كرده، و به علاوه داراى ‏استعداد و ذوقى سرشار بوده است، مردى جامع بوده و تالیفات متنوعى دارد. هم ‏ادیب بوده و هم شاعر و هم فیلسوف و هم ریاضیدان و هم فقیه و هم مفسر. ازطب نیز بى‏بهره نبوده است. اولین كسى است كه یك دوره فقه غیر استدلالى به ‏صورت رساله عملیه به زبان فارسى نوشت. آن كتاب همان است كه به نام ‏«جامع ‏عباسى‏» معروف است. شیخ بهایى چون فقه رشته اختصاصى و تخصصى‏اش ‏نبوده، از فقهاء طراز اول به شمار نمى‏رود، ولى شاگردان زیادى تربیت كرده ‏است. ملا صدراى شیرازى و ملا محمدتقى مجلسى اول (پدر مجلسى دوم، صاحب كتاب بحارالانوار) فاضل جواد صاحب آیات الاحكام از شاگردان ‏اویند.
    منصب شیخ الاسلامى ایران پس از محقق كركى ‏به شیخ على منشار پدر زن شیخ بهایى رسید و پس از او به شیخ بهایى رسید.
    همسر شیخ بهایى كه دختر شیخ على منشار بوده است، زن فاضله و فقیهه بوده ‏است. شیخ بهایى در سال‏953 به دنیا آمده و در سال 1030 یا 1031 درگذشته ‏است. شیخ بهایى ضمنا مردى جهانگرد بوده، و به مصر، شام، حجاز، عراق، فلسطین، آذربایجان، و هرات مسافرت كرده است. (1)
    در آسمان علم و فقاهت، گاهى ستارگانى طلوع كرده‏اند كه غیر از فروغ شعر و نویسندگى، داراى پرتو نبوغ و مواهب فطرى دیگرى هم بوده‏اند. یكى از همین نوابغ، بدون شك شیخ بهاء الدین عاملى، معروف به ‏«شیخ بهایى‏» است. شیخ بهایى نه تنها در فقه و حكمت و ریاضیات و لغت و حدیث دست داشته است، بلكه او واجد كمالات و حایز علوم معقول و منقول بوده است. هنوز داستان‌هاى حیرت‏آورى كه از شگفتی‌هاى ‏علمى اوست، در افواه مردم جریان دارد و حقا مى‏توان گفت ‏شیخ بهایى نه تنها عالم ‏كم نظیرى است، بلكه در نوع خود شخصى بى‏مانند است. اطلاعات وسیعى كه شیخ‏ بهایى در رشته‏هاى مختلف داشته، به شهرت وى كمك بسیارى كرده است و تنها طبقه ‏خواص و اهل مطالعه نیستند كه او را مى‏شناسند، بلكه توده مردم هم با اسم او آشنایى ‏كامل دارند.
    شیخ بهایی با تواضع و فروتنى خاصى، به این حقیقت اعتراف دارد، آنجا كه مى‏گوید: «من در مباحثه و جدل، بر هر ذوفنونى‏ چیره شدم، ولى هرگز نتوانستم با كسى كه در یك فن استاد بود، حریف شوم.»


    ولادت

    بهاء الدین محمد بن عز الدین حسین بن عبد الصمد بن شمس الدین محمد بن ‏على بن حسین بن محمد بن صالح حارثى همدانى عاملى جبعى، معروف به ‏«شیخ بهایى‏»، حكیم و فقیه و عارف و منجم و ریاضیدان و شاعر و ادیب و مورخ بزرگ، درسال‏ 953 ه.ق در بعلبك از توابع جبل عامل در یك خاندان علم و دانش كه تبار و نسب خود را به ‏«حارث همدانى‏» یكى از یاران مخلص على(علیه السلام) مى‏رسانند، پا به‏ عرصه حیات نهاد. پدر عالیقدر او، عالم بزرگوار، شیخ حسین فرزند عبدالصمد حارثى (متوفى 984 ه.ق)، یكى از شاگردان مبرز فقیه نامدار شیعه، مرحوم شهیدثانى (مستشهد 966 ه.ق) است. او كه خود صاحب نظر بوده و كتبى در فقه و اصول و علوم ‏متداول عصر خود داشته است، پس از شهادت شهید ثانى، در ایام جوانى، در اثر سختگیری‌ها و كارشكنی‌هایى كه در امور شیعه در جبل عامل پیش آمده بود، به ایران ‏منتقل گردید. كودك نو پا نیز همراه پدر بود. در عهد حكومت صفویه كه حركت ‏سیاسى‏ با تز «دفاع از اهل بیت(علیهم السلام) و دوستى و مودت آل عصمت(علیهم السلام) » شروع شده بود، به ‏حكومت صفوى پیوست و با خاندان بزرگ منشار كه عنوان ‏«شیخ الاسلامى‏» حكومت ‏را داشت، وصلت نمود.
    شیخ بهایى در اثر ذكاوت و استعداد فطرى كه داشت، با بهره‏گیرى از پدر و محیط علمى و فضیلتى اصفهان توانست در علوم و دانش‌هاى متداول عصر تبحرى به ‏دست آورد، تا آنجا كه برخى در توصیف او گفته‏اند: «علامه جهان بشر و مجدد دین در قرن حادى عشر» كه ریاست مذهب و ملت ‏به او منتهى گردید، در علوم و فنون اسلامى ‏فنى وجود نداشته باشد كه او را در آن بهره‏اى نباشد.
    [​IMG]
    منزلت علمى و قلمى شیخ

    فقیه ربانى و عارف صمدانى، شیخ بهاء الدین محمد عاملى، یكى از بزرگان و مفاخر و نوابغ اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم هجرى مى‏باشد كه در جامعیت و تنوع علوم و دانش، كمتر نظیرى مى‏توان بر او پیدا نمود. او یكى از جامع‏ترین افراد روزگار خویش در وسعت معلومات و تنوع اطلاعات بوده است، از این نظر برجستگى‏ مشخصى در میان فقهاء و دانشمندان كسب كرده است، و اگر او را نادره‏اى از نوادر و نابغه‏اى از نوابغ نامیده باشیم، راه مبالغه نپیموده‏ایم. و خود با تواضع و فروتنى خاصى، به این حقیقت اعتراف دارد، آنجا كه مى‏گوید: «من در مباحثه و جدل، بر هر ذوفنونى‏ چیره شدم، ولى هرگز نتوانستم با كسى كه در یك فن استاد بود، حریف شوم.» (با این ‏جمله به حقیقتى اشاره دارد كه استعداد طبیعى و ذاتى انسان، توان و قابلیت فراگیرى یك سنخ مطلب خاصى را دارد، هر انسانى نمى‏تواند در تمام فنون موفقیت و پیشرفت داشته باشد، بسیار بجاست ‏كه مربیان و پیش كسوتان ذوق فرد را دریابند و او را به مسیر مورد علاقه‏اش هدایت ‏كنند.)
    شیخ بهایى در زمینه‏هاى مختلف اطلاعات و آگاهى دارد و همین آگاهى و وسعت معلومات، نوعى جاذبیت ‏به آثار او بخشیده است كه از میان انبوه آثار گذشتگان، كتاب‌ها و تالیفات او را به صورت كتاب روز و مورد علاقه درآورده است.

    شیخ بهایى در زمینه‏هاى مختلف اطلاعات و آگاهى دارد و همین آگاهى و وسعت معلومات، نوعى جاذبیت ‏به آثار او بخشیده است كه از میان انبوه آثار گذشتگان، كتاب‌ها و تالیفات او را به صورت كتاب روز و مورد علاقه درآورده است. فی المثل در كتاب ‏«اربعین‏» كه یك كتاب حدیثى و فقهى است، از مسائل ریاضى و هیات نیز استفاده كرده است، و مسائل آنها را به صورت روشن و ملموس در اختیار خواننده قرار داده است.

    عصر زندگى شیخ بهایی

    او در نیمه اول قرن یازدهم هجرى، و در ربع اول قرن هفدهم میلادى زندگى ‏مى‏كرد، قرنى كه براى مورخین داراى اهمیت و اعتبار ویژه‏اى است. قرن هفدهم‏ میلادى، قرن پیشرفت و رنسانس علمى در اروپا نام گرفته است، از طرفى در این زمان ‏زمامداران نامدارى حاكمیت داشته‏اند، مانند «سلیمان قانونى‏» در عثمانى كه قلمرو حكومت عثمانى را تا قلب اتریش گسترانده بود، یا شاه عباس صفوى اول در ایران، یا سلطان مغول محمد شاه اكبر در هندوستان، و در اروپا نیز ملكه الیزابت اول در انگلستان، و لوئى چهاردهم در فرانسه حكومت داشتند. همه این زمامداران، بر خلاف اسلاف و اقران خود، عموما معروف به علم دوستى و دانش طلبى بوده‏اند و در روزگار این حكومت‌ها، دانشمندان و هنرمندان نامى در سراسر جهان پا به عرصه حیات نهادند، فی المثل در انگلستان ‏«فرانسیس بیكن‏» صاحب مكتب تجربى (1561-1626 م ‏968-1035(ه.ق) كه از میراث غنى فرهنگ اسلامى بهره‏ها برده است. «شكسپیر» شاعر نامدار(1564-1616 م 971-1021 ه.ق)، و در فرانسه‏ «رنه دكارت‏» (1592- 1655 م 1000- 1065 ه.ق)، شاعر و نمایشنامه نویس، «كورلى‏» (1604-1686 م‏1013-1099 ه.ق) و «مولر» (وفات 1622 م 1031) (همان سال وفات شیخ‏بهایى)، و در آلمان، فلكى‏دان معروف، «كپلر»، و در ایتالیا «گالیله‏» (1564-1642 م‏971-1052 ه.ق) رشد و نما یافته‏اند.
    به موازات همین آگاهی‌هاى عمومى و جهانى، در دنیاى اسلامى نیز نویسندگان و فلاسفه نامدارى مانند ملاصدرا(متوفى 1050 ه.ق) میرداماد(متوفى 1041 ه.ق) و شیخ بهایى (م 1030 یا 1031) پا به عرصه حیات علمى نهاده‏اند، كه در مورد شخصیت ‏اخیر گفته‏اند او قبل از «نیوتن‏» دانشمند انگلیسى، به قوه جاذبه زمین توجه داشته و در مورد سقوط آزاد اجسام بر حسب جاذبه خورشید، ثوابت، سیارات و اقمار بحث و گفتگو نموده است.

    اساتید شیخ

    شیخ بزرگوار ما به كشورهاى مختلفى مسافرت كرده و محضر اساتید متعددى را در رشته‏هاى گوناگون درك كرده است و چون داراى ذوق سرشار و استعداد وافى و جامع بوده، موفق به آفرینش تالیفات متنوع و گوناگونى شده است. او هم ادیب بوده و هم شاعر، فیلسوف و هم ریاضیدان و منجم و مهندس، و هم فقیه اصولى و هم مفسر، و از طب و پزشكى بى‏بهره نبوده است.
    چنانكه گذشت، او از محضر بزرگان و دانشمندان متعددى كسب علم نموده ‏است. بنا به قول صاحب ‏«تاریخ عالم آراى عباسى‏»، تفسیر و حدیث و ادبیات عرب را از پدر، حكمت و كلام و بعضى علوم معقول را از ملا عبدالله مدرس یزدى، صاحب‏ حاشیه ملا عبدالله، و ریاضیات را از ملا على مذهب و ملا افضل قاضى مدرس و ملامحمد باقر بن زین العابدین یزدى، صاحب كتاب مطالع الانوار، و طب را از حكیم عمادالدین محمود، و به قول صاحب روضات الجنات، صحیح بخارى را نزد محمد بن‏ عبداللطیف مقدسى آموخته است.
    وقتی شیخ بهایی رحلت كرد، شاه عباس در ییلاق بود و اعیان شهر جنازه او را برداشتند و ازدحام مردم به اندازه‏اى بود كه در میدان نقش جهان جا نبود كه جنازه او را حركت‏ دهند. در مسجد جامع عتیق به آب چاه غسل دادند و علماء بر او نماز گزاردند و در بقعه‏اى منسوب به امام زین العابدین(علیه السلام) كه مدفن دو امامزاده است، گذاشتند و از آنجا به مشهد بردند و به وصیت‏ خود او در پائین پا، در جایى كه هنگام توقف در مشهد در آنجا درس مى‏گفت، به خاكش سپردند.


    شاگردان شیخ بهایی

    براى پى بردن به مقام علمى و میزان دانش شیخ، كافى است‏ بدانیم كه متجاوز از چهل تن از دانشمندان و بزرگان قرن یازدهم هجرى قمرى از وى علم آموخته و بهره ‏برده‏اند و بعضى از آنان، اشخاص زیر هستند:
    1- صدرالدین محمد ابراهیم شیرازى، معروف به ملاصدرا، فیلسوف معروف.
    2- ملا محمد محسن بن مرتضى بن محمود، معروف به فیض كاشانى، صاحب ‏تفسیر صافى.
    3- ملا عزالدین فراهانى مشهور به علینقى كمره‏اى، شاعر معروف قرن یازدهم .
    4- ملا محمدباقر بن محمد مؤمن خراسانى، معروف به محقق شیخ الاسلام.
    5- شیخ جواد بغدادى، مشهور به فاضل جواد، صاحب شرح خلاصة الحساب و زبدة فی الاصول.
    6- ملا محمدتقى بن مقصود على مجلسى، صاحب روضة المتقین(م 1070) .
    7- سید عزالدین حسینى كركى عاملى، مشهور به مجتهد مفتى اصفهانى.

    [​IMG]
    سخنى در تاریخ وفات شیخ

    در مورد تاریخ وفات شیخ بهایى اقوال گوناگونی وجود دارد، صاحب‏ «تاریخ ‏عالم آراى عباسى‏» كه از مآخذ مورد اعتماد است، مى‏گوید كه در شب چهارم شوال سال‏1030 ه.ق بیمار شد و هفت روز رنجور بود، تا این كه در شب 11 شوال درگذشت، و چون وى رحلت كرد، شاه عباس در ییلاق بود و اعیان شهر جنازه او را برداشتند و ازدحام مردم به اندازه‏اى بود كه در میدان نقش جهان جا نبود كه جنازه او را حركت‏ دهند. در مسجد جامع عتیق به آب چاه غسل دادند و علماء بر او نماز گزاردند و در بقعه‏اى منسوب به امام زین العابدین(علیه السلام) كه مدفن دو امامزاده است، گذاشتند و از آنجا به مشهد بردند و به وصیت‏ خود او در پائین پا، در جایى كه هنگام توقف در مشهد در آنجا درس مى‏گفت، به خاكش سپردند.
    صاحب روضات الجنات مى‏گوید كه چون شیخ درگذشت، پنجاه هزار نفر بر جنازه وى نماز گزاردند و در تاریخ فوت وى گفته‏اند: «بى ‏سر و پا گشت و شرع و افسر فضل اوفتاد.» مقصود از «بى‏سر و پا گشت‏ شرع‏» این است كه شین و عین از آغاز و آخر شرع مى‏افتد، و «راء» مى‏ماند كه 200 باشد، و «افسر فضل اوفتاد»، یعنى ‏«فاء» از آغاز آن ساقط مى‏شود و «ضاء» كه 800 و «لام‏» كه 30 باشد مى‏ماند و روى هم رفته،1030مى‏شود.
    صاحب كتاب تنبیهات مى‏گوید كه سال یك هزار و سى هجرى، مریخ در عقرب ‏راجع شد، و شیخ پس از یك هفته مریضى به رحمت ایزدى پیوست.
    اعتماد الدوله میرزا ابو طالب در تاریخ رحلت وى گفته است:
    رفت چون شیخ از این دار فناى گشت ایوان جنانش ماواى دوستى جست ز من تاریخش گفتمش ‏«شیخ بهاء الدین واى‏» كه از جمله آخر بدون همزه‏ «بهاء»، عدد 1030 به دست مى‏آید.
    صاحب مطلع الشمس مى‏گوید كه در چهارم شوال سال 1030 هجرى شمسى‏ مریض گشت و در سه‏شنبه دوازدهم رحلت نمود و جسد شریفش به مشهد نقل شد.
    صاحب امل الآمل در مورد تاریخ وفات شیخ گوید كه از مشایخ خود شنیدم كه ‏در سال 1030 هجرى قمرى درگذشت.
    ولى صاحب قصص العلماء تاریخ درگذشت وى را سال 1031 هجرى قمرى ‏ذكر كرده است.
    صاحب سلافة العصر، تاریخ وفات شیخ را دوازده روز مانده از شوال سال ‏1031 هجرى قمرى نوشته است، و در كتاب دیگر خویش موسوم به حدائق الندیه فی‏ شرح الفوائد الصمدیه در دوازدهم شوال سال 1030 هجرى قمرى ذكر كرده است و ممكن است در چاپ كتاب اول تحریفى شده باشد.
    به طور كلى آنچه از این اقوال برمى‏آید، وفات شیخ در دوازدهم شوال سال‏1030 یا 1031 هجرى قمرى اتفاق افتاده است و چون صاحب تاریخ عالم آراى عباسى‏ كه نظرش معتبرتر از دیگران است، و همچنین كتاب تنبیهات كه تالیف خود را چند ماه بعد از آن واقعه نوشته است، سال 1030 را ذكر كرده‏اند، از این رو گفته كسانى كه وفات‏ شیخ را در این سال نوشته‏اند، صحیح‏تر به نظر مى‏رسد.
    در این صورت وفات شیخ در دوازدهم ماه شوال سال 1030 ه.ق در شهر اصفهان روى داده است.
    (2)

    پى‏نوشت‌ها:
    1- آشنایى با علوم اسلامى، ص 305.
    2- در شناخت‏ شخصیت آن بزرگوار، منابع زیر مى‏توانند راهگشا باشند:
    آتشكده آذر، ص 170/ اعیان الشیعه، ج 44، ص‏216/ امل الآمل، ج 1، ص 155/ تاریخ عالم آراى‏ عباسى، ج 2، ص‏967/ تذكره نصر آبادى، ص 150/ تنقیح المقال، ج‏3، ص‏107/ جامع الرواة، ج 2، ص 100/ حدیقة الاخراج، ص 81/ خزانة الخیال و خلاصة الاثر، ج‏3، ص 440/ دائرة المعارف بستانى، ج 11، ص‏ 463/ الذریعه، ج 2، ص‏29/ ریاض العارفین، ص 58/ ریحانة الادب، ج‏3، ص 301 تا 320/ سفینة البحار ص‏113/ سلافة العصر، ص‏289/ طرائق الحقائق، ج 1، ص‏137/ الغدیر، ج 11، ص‏ 224/ الفوائد الرضویه، ص 2 تا 5/ الكنى و الالقاب، ج 2، ص 100/ لؤلؤة البحرین، ص‏16/ مجمع‏الفصحاء، ص 8- 2/ المستدرك، ج‏3، ص‏417/ نجوم السماء، ص 28/ نزهة الجلیس، ج 1، ص‏377/ نقد الرجال، ص‏303/ هدیة الاحباب، ص‏109/ مجله الثقافة الاسلامیه چاپ دمشق، شماره مخصوص ‏سال ‏1407/ روضات الجنات، ج‏7، صفحات ‏56- 84/ پیشگفتار ترجمه اربعین، چاپ دفتر نشر نوید اسلام، و دیگر كتب تراجم و رجال.

    منبع:
    فقهاى نامدار شیعه، عقیقى بخشایشى، ص 211 .
     
  4. Sert oğul

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/10
    ارسال ها:
    17,621
    تشکر شده:
    6,352
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    IOG
    بهاءالدین محمد بن‏ حسین عاملی معروف به شیخ بهائی (۸ اسفند ۹۲۵ خورشیدی، بعلبک تا ۸ شهریور ۱۰۰۰ خورشیدی، اصفهان) دانشمند نامدار قرن دهم و یازدهم هجری است که در دانش‌های فلسفه، منطق، هیئت و ریاضیات تبحر داشت. در حدود ۹۵ کتاب و رساله از او در سیاست، حدیث، ریاضی، اخلاق، نجوم، عرفان ، فقه ، مهندسی و هنر بر جای مانده است. به پاس خدمات وی به علم ستاره‌شناسی یونسکو سال ۲۰۰۹ را به نام او سال نجوم و شیخ بهایی نامگذاری کرد.
    زندگی

    وی در بعلبک متولد شد. دوران کودکی را در جبل عامل در ناحیه شام و سوریه در روستایی به نام «جبع» یا «جباع» زیست، او از نژاد «حارث بن عبدالله اعور همدانی» بوده‌است (از شخصیت‌های برجسته آغاز اسلام، متوفی به سال ۶۴ خورشیدی). خاندان او از خانواده‌های معروف جبل‌عامل در قرن دهم و یازدهم خورشیدی بوده‌اند. پدر او از شاگردان برجسته شهید ثانی بوده است.
    محمد ۱۳ ساله بود که پدرش عزالدین حسین عاملی به خاطر اذیت شیعیان آن منطقه توسط دولت عثمانی از یک سو و دعوت شاه طهماسب صفوی برای حضور در ایران، به سوی ایران رهسپار گردید و چون به قزوین رسیدند و آن شهر را مرکز دانشمندان شیعه یافتند، در آن سکنا گزیدند و بهاءالدین به شاگردی پدر و دیگر دانشمندان آن عصر مشغول شد. وقتی او ۱۷ ساله بود (۹۷۰ ق)، پدرش به شیخ‌الاسلامی قزوین به توصیه شیخ علی منشار از سوی شاه طهماسب منصوب شد. ۱۴ سال بعد، در ۹۸۴ قمری، پدر شیخ برای زیارت خانه خدا از ایران خارج شد اما در بحرین فوت کرد.
    شخصیت علمی و ادبی و اخلاق و پارسای او باعث شد تا از ۴۳ سالگی شیخ‌الاسلام اصفهان شود و در پی انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان (در ۱۰۰۶ قمری)، از ۵۳ سالگی تا آخر عمر (۷۵ سالگی) منصب شیخ‌الاسلامی پایتخت صفوی را در دربار مقتدرترین شاه صفوی، عباس اول برعهده داشته باشد.
    شیخ در فاصلهٔ سال‌های ۹۹۴ ق تا ۱۰۰۸ ق سفرهایی چند به خارج از قلمروی صفویه داشت.این سفرها برای زیارت، سیاحت، دانش‌اندوزی و همچنین به گفته برخی مورخان به سفارت سیاسی بوده است. مکه، مصر و شام از جمله مقصد این سفرها بوده است.
    وی در سال ۱۰۰۰ خورشیدی در اصفهان درگذشت و بنابر وصیت خودش جنازه او را به مشهد بردند و در جوار مقبرهٔ علی پسر موسی (رضا) جنب موزه آستان قدس دفن کردند. هم‌اکنون قبر وی بین مسجد گوهرشاد و صحن آزادی و صحن امام خمینی در یکی از رواق‌ها است.
    تاریخ تولد و مرگ شیخ بهاییتاریخ تولد و مرگ شیخ بهایی بر روی سنگ قبر و کاشیکاری‌های دیوار اتاق مقبره اندکی متفاوت است:
    تاریخ تولد:
    کتیبه کاشیکاری دیوار: ۲۶ ذیحجه ۹۵۳ هجری قمری (برابر با پنجشنبه ۸ اسفند ۹۲۵ خورشیدی، و ۲۷ فوریه ۱۵۴۷)
    کتیبه سنگ قبر: غروب پنجشنبه محرم‌الحرام ۹۵۳ هجری قمری (برابر با فروردین ۹۲۵ خورشیدی، و مارس ۱۵۴۶)
    تاریخ مرگ:
    کتیبه کاشیکاری دیوار: ۱۲ شوال ۱۰۳۰ هجری قمری (برابر با ۸ شهریور ۱۰۰۰ خورشیدی، و ۳۰ اوت ۱۶۲۱)
    کتیبه سنگ قبر:‌ شوال ۱۰۳۱ هجری قمری (برابر با مرداد یا شهریور ۱۰۰۱، و اوت ۱۶۲۲)
    کتیبه دیوار در سال ۱۳۲۴ خورشیدی در زمان استانداری علی منصور ساخته شده‌است و حاوی تاریخ روز، ماه و سال میباشد، در حالی که کتیبه سنگ قبر فقط حاوی تاریخ ماه و سال است. به نظر میرسد که در هنگام بازسازی اتاق تحقیقاتی درباره تاریخ تولد و مرگ انجام شده باشد و به این خاطر تاریخ روز به کتیبه کاشیکاری اضافه گشته است. در این صورت به نظر میرسد که تاریخ‌های کتیبه دیوار دقیق‌تر باشند.
    شخصیت علمی

    استاداننام برخی از اساتید شیخ بهایی از این قرار است :
    فقه و اصول، تفسیر، حدیث و ادبیات عرب را نزد پدرش شیخ عزالدین حسین عاملی.
    منطق و کلام و معانی و بیان و ادبیات عرب را نزد عبدالله بن شهاب‏الدین حسین یزدی، معروف به ملاعبدالله یزدی.
    ریاضی، کلام و فلسفه را از مولانا افضل قاینی مدرس سرکار فیض کاشانی فرا گرفت.
    طب را از حکیم عماد الدین محمود، طبیب ویژه شاه طهماسب و مشهورترین پزشک ایران در آن دوره آموخت.
    صحیح بخاری را نزد ابی الطیف مقدسی فرا گرفت.
    همچنین نقل است نزد ملا محمد باقر یزدی مؤلف کتاب مطالع الانوار که از ریاضی‌دانان عصر خود بوده نیز درس خوانده‌است.

    تعداد کثیری از دانشوران نامی قرن یازدهم نزد وی تحصیل کرده‌اند. یکی از محققان معاصر ۳۳ تن از شاگردان او را نام برده‌است که در این‏جا به مشهورترین آن‏ها اشاره می‏کنیم:
    ملا محمد محسن بن ‏مرتضی بن محمود فیض کاشانی، متوفی ۱۰۹۱ ق.
    سیدمیرزا رفیع‏الدین محمدبن حیدر حسینی طباطبایی نائینی، متوفی ۱۰۹۹ ق.
    ملامحمدتقی بن مقصود علی مجلسی، معروف به مجلسی اول، متوفی ۱۰۷۰ ق.
    صدرالدین محمدبن‏ابراهیم شیرازی، معروف به ملاصدرا، حکیم مشهور قرن یازدهم، متوفی ۱۰۵۰ ق.
    ملامحمدباقربن‏محمد مؤمن خراسانی سبزواری، معروف به محقق سبزواری، شیخ‏الاسلام اصفهان، متوفی ۱۰۹۰ ق.
    شاگردان
    • صدرالدین محمد بن ابراهیم شیرازی، معروف به ملاصدرا، فیلسوف بنیانگذار حکمت متعالیه، متوفی به سال ۱۰۵۰ ق.
    • ملا محمد تقی بن مقصود علی مجلسی، معروف به مجلسی اول، وفات ۱۰۷۰ ق.
    • ملا محمدباقر بن محمد مومن خراسانی سبزواری، معروف به محقق سبزواری، شیخ الاسلام اصفهان، وفات ۱۰۹۰ ق.
    • سید میرزا رفیع الدین محمد بن حیدر حسینی طباطبایی نائینی، وفات ۱۰۹۹ ق.
    آثار و تالیفات[​IMG]دستخط منسوب به شیخ بهائی. مورخ ۱۰۰۸ق. در کتاب تحریراکر در موضوع ریاضیبهاءالدین عاملی در علومی که در آن زمان مرسوم بود، بویژه در اخبار و احادیث، تفسیر، اصول فقه و ریاضیات دارای تالیفات بسیار است. تالیفات شیخ بر اساس پژوهش یکی از محققان بالغ بر ۹۵ کتاب و رساله‌است. برخی از نویسندگان نیز آثار او را ۱۲۰ عنوان ذکر کرده‏اند . در این‏جا برخی از آثار علمی شیخ را بررسی می‌کنیم :
    جامع عباسیشاخص‏ترین اثر شیخ است درفقه و به زبان فارسی که این خود ابتکاری نو در نگارش متون فقهی به شمار می‌رفت تا آن‏جا که برخی از صاحب نظران از آن به عنوان اولین دوره فقه فارسی غیر استدلالی که به صورت رساله عملیه نوشته شده است‏یاد می‏کنند، این کتاب از یک مقدمه و بیست ‏باب (از طهارت تا دیات) تشکیل شده‌است.
    الزبده فی الاصولمهم‏ترین اثر شیخ است در اصول. تاریخ نگارش آن یعنی سال ۱۰۱۸ ق و به قولی در سال ۱۰۰۵ ق، حکایت از اهمیت آن دارد، زیرا اوایل قرن یازدهم، عصر سیطره اخباریان در حوزه فقه و اصول شیعی بوده‌است.
    اربعینتالیف اربعین از سوی محدثان و عالمان شیعی بر اساس حدیث معروفی است که از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده‌است. شیخ بهایی نیز به پیروی از این سنت معمول، به تالیف اربعین حدیث پرداخت، با این امتیاز که شرح کافی و جامع در باره احادیث‏یاد شده دارد و در مجموع، از بهترین و معروف‏ترین اربعین‏ها می‏باشد. این اثر بعد از مثنوی سوانح حجاز، تنها اثری است که شیخ در آن به مباحث ‏سیاسی پرداخته‌است، مؤلف در شرح حدیث پانزدهم (که در باره حرمت اعانت ظالمان و گرایش قلبی به آن‏ها وارد شده‌است) به تفصیل دیدگاه‏های خود را مطرح کرده‌است. شیخ در باره این موضوع به طور صریح و شفاف سخن گفته‌است، از این رو می‏توان دیدگاه و عقیده باطنی او در مورد رفتار با حاکم جور، و نیز علل و عوامل همکاری علما با شاهان صفوی را به دست آورد، همچنین وی در این اثر به بحث از امر به معروف و نهی از منکر، شرایط و مراحل آن پرداخته‌است.
    مثنوی سوانح الحجاز(نان و حلوا)این کتاب آمیخته‏ای از مواعظ، طنز، حکایت، تمثیل و لطایف عرفانی و معارف برین بشری است.با زبانی روان و دلنشین. نان و حلوا ترسیمی است از ریاکاری، تلبیس و غرور به مال و منال و عنوان و منصب دنیایی. بهایی در یکی از بخش‏های این مثنوی به دوری از سلاطین که خود آن را از نزدیک تجربه کرده بود اشاره می‏کند، چرا که قرب شاهان غارت دل و دین را در پی دارد در مجموع، مثنوی نان و حلوا از جمله آثار شیخ بهایی است که در تبیین دیدگاه و اندیشه سیاسی او می‏توان بدان استناد کرد.
    کشکولاین کتاب بصورت جُنگی آزاد، شامل شعرها و نثرهای مورد علاقه بهایی است که برخی از خود وی و برخی نیز گردآوری او از دیوان‌ها و کتاب‌های مورد علاقه‌اش بوده‌اند. این مطالب اغلب بی‌هیچ نظم خاصی به دنبال هم آمده‌اند. لکن بیش از سایر تالیفات وی خواننده را به ضمیر فکری بهایی نزدیک می‌کند.
    شخصیت ادبی

    بهائی آثار برجسته‌ای به نثر و نظم پدید آورده‌است که علاوه بر فارسی و عربی، شامل ترکی هم می‌شده‌است. اشعار فارسی او عمدتاً شامل مثنویات، غزلیات و رباعیات است. وی در غزل به شیوه فخرالدین عراقی و حافظ، در رباعی با نظر به ابو سعید ابوالخیر و خواجه عبدالله انصاری و در مثنوی به شیوه مولوی شعر سروده‌است. ویژگی مشترک اشعار بهائی میل شدید به زهد و تصوّف و عرفان است. بهترین منبع برای گردآوری اشعار بهائی، کشکول است تا جائی که به عقیده برخی محققان، انتساب اشعاری که در کشکول نیامده‌است به بهائی ثابت نیست. ازمثنوّیات معروف شیخ در زبان فارسی می‌توان از اینها نام برد:

    • نان و حلوا یا سوانح سفر الحجاز (بر وزن مثنوی مولوی) در این اثر ابیاتی از مثنوی را نیز تضمین کرده‌است).
    • نان و پنیر (بر وزن مثنوی مولوی) نزدیکترین مثنوی بهائی به مثنوی مولوی از نظر محتوا و زبان
    • شیر و شکر (اولین منظومة فارسی در بحر خَبَب یا مُتدارک). شیر و شکر بسیار جذاب است و با وجود مختصر بودن (۱۶۱ بیت در کلیات چاپ نفیسی و ۱۴۱ بیت در کشکول) سرشار از معارف و مواعظ حکمی با لحنی حماسی است.
    • مثنوی‌هایی مانند نان و خرما، شیخ ابوالپشم و رموز اسم اعظم را نیز منسوب بدو دانسته اند
    از نثر فارسی او تنها نمومه‌ای که در دیوان‌های چاپی آمده‌است رساله پند اهل دانش و هوش به زبان گربه و موش است. بهایی در عربی نیز شاعر و زبان دانی چیره دست است و آثار نحوی و بدیع او در ادبیات عرب جایگاه ویژه‌ای دارد که مهم‌ترین و دقیقترین آنها اثر او در نحو به نام الفوائد الصمدیه است.

    • قصیده: معروفترین آن موسوم به وسیلة الفوز و الامان فی مدح صاحب الزّمان علیه السلام در ۶۳ بیت است که هرگونه شبهه‌ای را در دوازده‌امامی بودن وی مردود می‌سازد.
    • ارجوزه سرایی : دو نمونه بی بدیل (هراتیة یا الزّهرة) و نیز (ریاض الارواح)
    • دوبیتی: دوبیتیهای عربی شیخ بیشتر در اظهار شوق نسبت به زیارت روضة مقدّسه معصومین علیه السلام است.
    بخش مهمی از اشعار عربی شیخ لُغَز و معمّاست که بیانگر تسلط شیخ بر این حیطه‌است. توانایی او در ایجاز و بیان معماگونه مطالب در آثاری چون رسائل پنجگانه اثنی عشرّیه، خلاصة الحساب، فوائد الصمّدیه، تهذیب البیان، الوجیزه فی الدرایه و همچنین تبحر او در صنعت لُغَز و تعمیه در آثاری چون لغزالزبده، لغزالنحو، لغزالکشّاف، لغزالصمدیه، لغزالکافیه و فائده مشهود است. نامدارترین اثر بهائی الکشکول، معروف به کشکول شیخ بهائی است که مجموعه گرانسنگی از علوم و معارف مختلف و آینه معلومات و مشرب بهائی محسوب می‌شود. بهائی در شمار مؤلفان پر اثر در علوم مختلف است و آثار او تماماً موجز و بدون حشو و زواید است. برجسته‌رین آثار چاپ شده:

    • مشرق الشمسین و اکسیر السعادتین: (ارائه فقه استدلالی شیعه بر مبنای قرآن ،آیات الاحکام وحدیث است.
    • جامع عباسی: از نخستین و معروفترین رساله‌های علمیه به زبان فارسی؛
    • حبل المتین فی اِحکام احکام الدّین : در فقه
    • الاثنا عشریه: در پنج باب طهارت، صلات، زکات، خمس، صوم و حج است.
    • زبده الاصول: شامل بیش از چهل شرح و حاشیه و نظم
    • الاربعون حدیثاً: معروف به اربعین بهائی
    • مفتاح الفلاح: در اعمال و اذکار شبانه روز به همراه تفسیر سورة حمد
    • حدائق الصالحین: (ناتمام)، شرحی است بر صحیفة سجادیه
    • حدیقة هلالیه: شامل تحقیقات و فوائد نجومی ارزنده
    شخصیت سیاسی

    محمد بن حسین عاملی (شیخ بهایی) در مدت ۷۸ سال عمر خود با چهار تن از سلاطین صفوی معاصر بوده‌است ولی عمده فعالیت سیاسی او در دورهٔ دو پادشاه آخر گذشته.
    شاه طهماسب (۹۰۲ - ۹۵۴ خورشیدی) (از۹۶۶ (سال هجرت) تا ۹۸۴ق به مدت ۱۸ سال.)
    شاه اسماعیل دوم (۹۸۴-۹۸۵ق) (به مدت یک سال و اندی.)
    سلطان محمد خدابنده (۹۸۵-۹۹۵ق) (به مدت ۱۰ سال.)
    شاه عباس اول (۹۹۵-۱۰۳۸ق) (تا ۱۰۳۱ق (سال رحلت) به مدت ۳۵ سال.)
    او در سال ۹۶۶ق در حالیکه سیزده سال داشت به همراه پدر(از شاگردان مطرح شهید ثانی) از جبل عامل به سمت ایران مهاجرت کرد.
    دلیل این مهاجرت از یکسو افزایش تهدیدات حاکمان عثمانی نسبت به شیعیان جبل عامل و از سوی دیگر احترام فراوان حاکمان آن زمان ایران (پادشاهان صفوی) به عالمان دینی بود، حاکمان صفوی با این کار ضمن ترویج دین و کمک به اقتدار سیاسی ایران به تحکیم سلطنت ‏خود نیز کمک می‌کردند، عالمان شیعی نیز در این بستر مناسب ضمن ترویج مذهب تشیع اثنی عشری، از گسترش صوفیگری در جامعه آن زمان جلوگیری می‌کردند.
    پس از سه سال اقامت در اصفهان، پدر با توجه به پیشینهٔ علمی و فقهی وبا توصیه شیخ علی منشار (شیخ الاسلام اصفهان) ، از سوی شاه طهماسب به صمت‏ شیخ الاسلامی قزوین (پایتخت) منصوب شد
    شیخ‌آلاسلام مهم‌ترین منصب روحانیت در آن دوره بوده* و وظیفهٔ آن رفع ظلم از مظلومان، امر به معروف و نهی از منکر و تحقیق و بیان احکام شریعت برای مردم بود.
    شش سال بعد عنوان شیخ الاسلامی پایتخت از او گرفته شد و شیخ‌الاسلامی مشهد و سپس هرات به او واگذار شد، نویسنده کتاب الهجرة العاملیة این اقدام شاه طهماسب را مصداق نفی بلد و تبعید سیاسی دانسته و دلیل آن را تلاش وی در احیا و اقامه نماز جمعه (که اقامه آن در عصر غیبت مورد اختلاف علما بود) در پایتخت صفویه می‌داند چرا که باعث ‏شد دولتمردان صفوی احساس خطر کنند و او را مانند محقق کرکی مانع بزرگی در برابر خواسته‏های خود بدانند. سرانجام پدر در سال ((۹۸۳ق) ایران را به قصد زیارت حج ترک کرد و بعد از انجام مناسک حج‏ به بحرین رفت، در آن‏جا اقامت گزید و(یک سال بعد وفات یافت
    مدت این چهارده سال در پایتخت و در کنار پدر در مشهد و هرات بودن شیخ بهایی را با منصب و وظایف شیخ‏الاسلامی آشنا ساخت و آماده پذیرش این منصب بعد از پدر نمود. شواهدی است که نشان می‌دهد سمت شیخ‌الاسلامی هرات بعداز فوت پدربه پسر(شیخ بهایی) رسیده‌است، میرحسین بن حیدر کرکی (شاگرد شیخ بهایی) در روضات الجنات نقلی دارد که برداشت از آن این است که شیخ بهایی بعد از پدر، شیخ‌الاسلام هرات شده‌*، که اگر این برداشت صحیح باشد سال وفات پدر (۹۸۴ق) و سال بعداز آن که سالهای آشوب و هرج و مرج در دربار بوده نمی‌تواند تاریخ اخذ این سمت باشد و احتمال دارد که شیخ بعد از این تاریخ به این سمت منصوب شده.
    مؤلف الهجرة العاملیة در این مورد نیز معتقد است شیخ مانند پدراز مرکز سیاسی و قدرت (پایتخت) دور نگه‏داشته می‌شد.
    البته تأییدی بر این منصب شیخ‏الاسلامی هرات در کتاب خیرالبیان وجود ندارد، آنچه درمورد این دوره از زندگی شیخ (جوانی) در خیرالبیان عنوان شده و قابل توجه‌است این است که شیخ در عنفوان جوانی سفری طولانی مدت به بلاد اسلامی انجام داده و با توجه به اینکه در کتاب سلافة العصر مدت سفرهای شیخ را ۳۰ سال عنوان کرده . و با در نظر گرفتن اینکه آخرین سفر شیخ در سال ۱۰۱۵قبوده می‌توان احتمال داد که این سفر می‌تواند در همین سالها باشد یعنی ۹۹۴ یا ۹۹۶ که درآن موقع شیخ ۳۰ تا ۳۲ سال داشته است.
    شیخ بهایی و شاه عباس اولعمده فعالیت‏های سیاسی شیخ بهایی در عهد شاه عباس اول صورت گرفت، ‏شاه عباس بزرگ‌ترین پادشاه سلسله صفوی ضمن آنکه ایران را به اقتدار گذشته‌اش بازگرداند، زمینهٔ رشد و شکوفایی خارق‌العادهٔ فرهنگ، هنر و معارف دینی را نیز فراهم کرد. شاه عباس احترام زیادی برای علمای دین قایل می‌شد و در بیشتر امور از ایشان مشورت می‌جست، از جمله شواهد این امر انتخاب خلیفه سلطان، شاگرد میرداماد و شیخ بهایی به وزارت خود بود، ضمن اینکه حضور این دو عالم مطرح در دربار شکوه خاصی به سلطنت این پادشاه بخشیده بود شیخ بهایی در سال ۹۹۶ق دو سال و اندی بعد از رحلت‏ شیخ علی منشار (شیخ الاسلام اصفهان)(۹۹۳)، به دستور شاه عباس اول به شیخ الاسلامی اصفهان منصوب شد، درسال ۱۰۰۶ ق با تغییر مکان پایتخت از قزوین به اصفهان این سمت به شیخ‌الاسلامی کشور تغییر و ارتقاء یافت. شیخ تا زمان وفاتش در این منصب بود.
    در عالم‌آرای عباسی آمده که شیخ پس از مدتی از سمت شیخ‌الاسلامی اصفهان به دلیل ملالت ‏خاطر و دلزدگی از مناصب دنیایی ارادهٔ سفر بلاد اسلامی کرد که تاریخ این رخداد می‌تواند بین سالهای ۹۹۶ تا ۱۰۰۸ق . باشد ، یعنی سالی که شاه عباس پیاده به زیارت امام رضا علیه السلام رفت و شیخ بهایی نیز همراه او بود، اما در منابع دیگر دلیل سفر او به بلاد اسلامی اختلاف آرا و دیدگاه‏های علمی او با مکتب‏های فلسفی موجود در حوزه اصفهان (یعنی «توغل میرداماد و اصحاب او در علوم عقلی و رواج آن‏») می‌دانند.
    به اعتقاد عده‏ای شیخ بهایی در یکی از سفرهای خارجی خود به کشور عثمانی، سفارت شاه صفوی را بر عهده داشته و حامل پیامی از طرف شاه عباس اول به سلطان مراد حاکم عثمانی بوده است