1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

اشعاری در مورد ائمه(ع)

شروع موضوع توسط minaaa ‏9/6/11 در انجمن متفرقه مذهبی

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : اشعاری در مورد ائمه(ع)

    سلام ای نازنین آلاله های سرخ زهرایی
    که بشکفتید روی نیزه ها در اوج زیبایی
    سلام ای یوسف بی پیرهن! ای بحر لب تشنه!
    سلام ای آفتاب منخسف! ای ماه صحرایی!

    زجا بر خیز، ای اشکم نثار حنجر خشکت!
    که از بهر تو آب آورده ام با چشم دریایی
    اگر چه قامتم خم گشت از کوه فراق تو
    خدا داند شکستم پشت دشمن را به تنهایی
    سر تو قطعنامه خواند و من تکبیر می گفتم
    که بر بیدادگر طشت طلا شد طشت رسوایی
    اگر از شام می پرسی زننگ شامیان این بس
    که با سنگ جفا کردند از مهمان پذیرایی
    چنان داغ تو آبم کرده و از پا درافکنده
    که ممکن نیست جز با چشم تو زینب را تماشایی
    به لطف و رأفتت نازم که در ویران سرا یک شب
    سر پاک تو شد بر ما چراغ گردهم آیی
    خدا دادِ دل ما را ز اهل شام بستاند
    که بهر کف زدن کردند دور ما صف آرایی
    گرفتم پیکرت را چون به روی دست در مقتل
    گریبان چاک زد ازاین شکیبایی، شکیبایی
    قبول حضرتت افتد که هم چون ابر باران زا
    به یاد حلق خشکت چشم میثم گشته دریایی
     
  2. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : اشعاری در مورد ائمه(ع)

    سوغات شام
    [​IMG]
    «چشم گریان سویت از شام خراب آورده ام»
    «خیز، ای لب تشنه از بهر تو آب آورده ام»

    گر بپرسی داغ تو با سینه خواهر چه کرد
    قامت خم گشته یی بهر جواب آورده ام



    اشک، سرخ، چهره زرد و تن سیاه و موسفید
    اینهمه سوغات از شام خراب آورده ام

    اشک می بارم ز داغ چارساله دخترت
    گر چه پرپر شد گلت با خود گلاب آورده ام

    همرهم زین العباد این حجت دادار را
    جان و تن مجروح از بزم شراب آورده ام
     
  3. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : اشعاری در مورد ائمه(ع)

    باز آوای جرس بر جگرم آتش زد
    اشک آتش شد و بر چشم ترم آتش زد
    ناله آتش شد و بر برگ و برم آتش زد
    سوز دل بیش تر از پیش ترم آتش زد
    پاره های دلم از چشم تر آید بیرون
    وز نیستان وجودم شرر آید بیرون

    دوستان با من و دل ناله و فریاد کنید
    آه را با نفس از حبس دل آزاد کنید
    اربعین آمده تا از شهدا یاد کنید
    گریه بر زخم تن حضرت سجاد کنید
    مرغ دل زد به سوی شهر شهیدان پر و بال
    پیش تا از حرم الله کنیم استقبال

    جابر این جا حرم محترم خون خداست
    هر طرف سیر کنی جلوة مصباح هداست
    غسل از خون جگر کن که مزار شهداست
    سر و دست است که از پیکر صد پاره جداست
    پیرهن پاره کن و جامة احرام بپوش
    اشک ریزان به طواف حرم الله بکوش

    جابرا هم چو ملک پر بگشا بال بزن
    ناله با سوز درون علی و آل بزن
    بر سر و سینة خود در همه احوال بزن
    خم شو و سجده کن و بوسه به گودال بزن
    چهره بگذار به خاکی که دهد بوی حسین
    ریخته بر روی آن خون ز سر و روی حسین

    جابرا اشک فشان ناله بزن زمزمه کن
    گریه با فاطمه از داغ بنی فاطمه کن
    در حریم پسر فاطمه یاد از همه کن
    روی از گوشة گودال سوی علقمه کن
    اشک جاری به رخ از دیدة دریایی کن
    دست سقا ز تن افتاده، تو سقایی کن

    گوش کن بانگ جرس از دل صحرا آید
    ناله ای سخت جگر سوز و غم افزا آید
    پیشباز اسرا دختر زهرا آید
    به گمانم ز سفر زینب کبرا آید
    حرمی روی به بین الحرمین آوردند
    از سفر نالة ای وای حسین آوردند

    بلبلان آمده گل ها همه پرپر گشتند
    حرم الله دوباره به حرم برگشتند
    زائر پیکر صد پارة بی سر گشتند
    همگی دور مزار علی اکبر گشتند
    گودی قتلگه و علقمه را می دیدند
    هر طرف اشک فشان فاطمه را می دیدند

    آب بر سینة خود دید چو تصویر رباب
    عرق شرم شد و سوخت از شرم شد آب
    جگر بحر ز سوز جگرش گشت کباب
    شیر در سینه مادر، علی اصغر در خواب
    یاد شش ماهه و گهوارة او می افتاد
    به دو دستش حرکت های خیالی می داد

    نفس دخت علی شعلة ماتم می شد
    قامت خم شده اش بار دگر خم می شد
    تاب می داد ز کف طاقت او کم می شد
    پیش چشمش تن صد پاره مجسم می شد
    حنجر غرقه به خون در نظرش می آمد
    یادش از بوسة جد و پدرش می آمد
    باز هم داغ روی داغ مکرر می دید
    باغ آتش زده و لالة پرپر می دید
    لحظه لحظه تن صد چاک برادر می دید
    فرق بشکستة عباس دلاور می دید
    رژه می رفت مصائب همه پیش نظرش
    داغ ها بود که شد تازه درون جگرش

    گریه آزاد شده بغض گلو را بسته
    کرده فریاد درون حنجره ها را خسته
    داغداران همه فریاد زنند آهسته
    ذکرشان یا ابتا یا ابتا پیوسته
    اشک اطفال دل فاطمه را آتش زد
    گریة زینب کبری همه را آتش زد

    گفت ای همدمم از لحظة میلاد حسین
    ای سلامم به جراحات تنت باد حسین
    از همان روز که چشمم به تو افتاد حسین
    آتش عشق تو زد بر جگرم باد حسین
    من و تو در بغل فاطمه با هم بودیم
    همدم و یار به هر شادی و هر غم بودیم

    حال بر گو چه شد از خویش جدایم کردی
    در بیابان بلا برده رهایم کردی
    گاه در گوشة گودال دعایم کردی
    گاه بر نوک سنان گریه برایم کردی
    چشمم افتاد سر نیزه به اشک بصرت
    جگرم پاره شد از خواندن قرآن سرت

    کثرت داغ سراپا تب و تابم کرده
    خون دل سرزده از دیده خضابم کرده
    سخنی گوی که هجران تو آبم کرده
    چهره بنمای که داغ تو کبابم کرده
    بر سر خاک تو از اشک گلاب آوردم
    گرچه خود آب شدم بهر تو آب آوردم

    روزها هر چه زمان می گذرد روز تواند
    ظالمان تا ابد الدهر سیه روز تواند
    اهل بیت تو همه لشکر پیروز تواند
    که پیام آور فریاد ستم سوز تواند
    سرکشان یکسره گشتند حقیر تو حسین
    شام شد پایگه طفل صغیر تو حسین

    دشمنان از سر کویت به شتابم بردند
    بعد کوفه به سوی شام خرابم بردند
    به اسارت نه که با رنج و عذابم بردند
    با سر پاک تو در بزم شرابم بردند
    شام را سخت تر از کرببلا می دیدم
    سر خونین تو در طشت طلا می دیدم

    شامیان روز ورودم همگی خندیدند
    سر هر کوچه به دور سر تو رقصیدند
    عید بگرفته همه جامة نو پوشیدند
    لیک با زلزلة خطبة من لرزیدند
    گرچه باران بلا ریخت به جانم در شام
    کار شمشیر علی کرد زبانم در شام

    گرچه این بار به دوش همگان سنگین بود
    آنچه گفتیم و شنیدیم برای دین بود
    و آنچه پنداشت عدو تلخ به ما شیرین بود
    ارث ما بود شهادت، شرف ما این بود
    "میثم" ابیات تو چون شعلة ظالم سوزند
    تا خدایی خدا حزب خدا پیروزند
     
  4. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : اشعاری در مورد ائمه(ع)

    ایام اربعین تو یا صبح محشر است
    [​IMG]
    ایام اربعین تو یا صبح محشر است
    یا روز جانگداز وفات پیمبر است
    بیش از هزار سال گذشته است و اربعین
    از اربعین اول تو غمفزاتر است
    دوران هر حماسه دو روز است و دورتر
    از ابتدای خلقت تا صبح محشر است
    هر جا عزی تو است همانجا حریم تواست
    هر پیر دلشکسته در آن بزم جابر است
    احرام ما لباس سیه، کعبه کربلا
    اشک مصیبت تو فرات است و کوثر است
    جابر بپوش جامه احرام و غسل کن
    کاین سرزمین مزار بدن‎های بی سر است
    اینجا نه کعبه، کعبه در اینجا کند طواف
    اینجا نه خانه، خون خداوند اکبر است
    جابر در زمین مقدس وقوف کن
    کاینجا نکوتر از عرفات است و مشعر است
    اینجاست گلبنی که به دامان سرخ آن
    از حمله خزان صد و ده لاله پرپر است
    بالای سر میا که سری نیست در بدن
    پایین پا بیا که تن پاک اکبر است
    بر حنجر بریده او نام زینب است
    در سینه دریده او قبر اصغر است
    جابر به دور قبر بگرد و نظاره کن
    دور از تمامی شهدا قبر دیگر است
    بوی حبیب می‎وزد از خاک آن مزار
    آری حبیب نور دو چشم مظاهر است
    جابر بیا به جانب گودال قتلگاه
    کانجا به گوش ناله زهرای اطهر است
    این سنگ‎ها که در دل گودال ریخته
    یادآور جنایت خصم ستمگر است
    جابر ز قتلگاه بیا سوی علقمه
    کانجا حسین را سرو سردار و لشکر است
    از جان مزار حضرت عباس را ببوس
    چون با سرشک فاطمه خاکش مخمر است
    عباس کیست آن که به رزم و به حلم و صبر
    گاهی حسین گاه حسن گاه حیدر است
    عباس کیست سرو روان دو فاطمه
    عباس کیست چشم و چراغ دو مادر است
    "میثم" سلام بادبه جابر که بر لبش
    در روضه حسین سلام مکرر است
    [​IMG]
     
  5. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : اشعاری در مورد ائمه(ع)

    زخمهاي دين گل کرد...

    شبي‌ كه‌نام‌ تو در باور زمين‌ گل‌ كرد

    كسي‌ نگفت‌ «چرا زخم‌ ما چنين‌ گل‌ كرد »

    دوباره‌ مزرعه‌ كربلا شكوفا شد
    دوباره‌ پينه دستان‌ خوشه‌چين‌ گل‌كرد

    ببين‌ چگونه‌ زني‌ شيون‌ از دلش‌ جوشيد !
    ببين‌ چگونه‌ تركهاي‌ زخم‌ دين‌گل‌ كرد !

    دوباره‌ مي‌رسد امروز مردي‌ از ره‌ شام‌
    كه‌ سجده‌هاي‌ وي‌ ازسينة‌ زمين‌ گل‌ كرد

    بياد خيمة‌ آتش‌، بياد روز عطش‌
    نگاه‌ شعر من‌ از زخمي‌آتشين‌ گل‌ كرد

    بياد غيرت‌ مردان‌ روز عاشورا ،
    بياد هيبت‌ مردي‌ كه‌ روي‌زين‌ گل‌ كرد

    تمام‌ خاطره‌هايم‌، تمام‌ زخم‌ دلم‌
    دوباره‌ تازه‌ شد و روزاربعين‌ گل‌ كرد

    عبد الرحیم سعیدی راد




    [​IMG]
     
  6. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : اشعاری در مورد ائمه(ع)

    [​IMG]

    حسین بیشتر از آب تشنه لبیك بود

    اما افسوس كه

    به جای

    افكارش

    زخمهای تنش

    را نشانمان دادند

    و بزرگترین درد او را بی آبی معرفی كردند!


    اربعین حسینی رو تسلیت میگم به همه عاشقانش..
     
  7. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : اشعاری در مورد ائمه(ع)

    [​IMG]

    گريه کن اي ديده ..

    گریه کن ای دیده روزمـاتم اسـت

    آخـــر عـمر رسول(ص) خاتم است

    نــاله خــیزد از دل ارض و ســما

    دل غـــمین گـشته تـمام مـا سوا

    از مدینه مــی رســـد آه و فـغان

    صـــاحب قرآن رود از این جــهان

    خاتم پـیغمبران(ص)دربستراست

    بهراوخونین دوچشم حیدر(ع) است


     
  8. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : اشعاری در مورد ائمه(ع)

    ماتم جانسوز ....

    ماتم جانسوز خاتم‌النبيين است
    يا كه آخرين روز صادر نخستين است

    روز نوحه قرآن در مصيبت طاها است
    روز ناله فرقان از فراق ياسين است

    خاطري نباشد شاد در قلمرو ايجاد
    آه و ناله و فرياد در محيط تكوين است

    كعبه را سزد امروز رو نهد به ويراني
    ز آنكه چشم زمزم را سيل اشك خونين است

    صبح آفرينش را شام تار باز آمد
    تيره اهل بينش را ديده جهان بين است

    رايت شريعت را نوبت نگونساري است
    روز غربت اسلام روز وحشت دين است

    شاهد حقيقت را هر دو چشم حق بين خفت
    آه بانوي كبري همچو شمع بالين است

    هادي طريقت را زندگي به سر آمد
    گمرهان امت را سينه پر از كين است

    شاهباز وحدت را بند غم به گردن شد
    كركس طبيعت را دست و پنجه رنگين است

    شد هماي فرخ فر بسته بال و بي‌شهپر
    عرصه جهان يكسر صيدگاه شاهين است

    خاتم سليمان را اهرمن به جادو برد
    مسند سليماني مركز شياطين است

    شب ز غم نگيرد خواب، چشم نرگس شاداب
    ليك چشم هر خاري شب به خواب نوشين است

    پشت آسمان شد خم زير بار اين ماتم
    چشم ابر شد پر نم در مصيبت خاتم


    [​IMG]
     
  9. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : اشعاری در مورد ائمه(ع)

    [​IMG]

    زبانحال حضرت زهرا(س):

    ملک الموت مزن شعله به زخم جگرم
    واي من گر تو مدارا نکني با پدرم

    صبـر کـن سير ببينم رخ بابايم را
    چه کنم سدّ نگاهم شده اشک بصرم

    قسمت اين بود که بالاي سرش بنشينم
    چشم بگشايم و جان دادن او را نگرم

    وقت جان دادن خود گفت: مقدر اين است
    دو مـه و نيم دگر فاطمه را هم ببرم

    اي پدر! مادر مظلومه من يار تو بود
    من پس از رفتن تو جان علي را سپرم

    با تن خسته و بازوي کبود از مسجد
    قول دادم که علي را به سوي خانه برم

    دست از دامن حيدر نکشم يک لحظه
    گر بريزند همه اهل مدينه بـه سرم

    قسمت اين بود که بعد از تو بمانم بابا
    تا که با دادن جان، جان علي را بخرم

    به فداي سر يک موي علي باد پدر
    گـر ميـان در و ديـوار دهد جان، پسرم

    جگرت سوخت به هر بيت که گفتي «ميثم»
    اجـر ايـن سـوختنت بـا احـدِ دادگرم

     
  10. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : اشعاری در مورد ائمه(ع)

    محشر کبري ...

    رحلت رحمت للعالمين آمده
    ناله از قلب جبريل امين آمده

    از ملايک همـه، آيد اين زمزمه
    السلام عليک، يا رسول الله

    آه و واويلتا محشر کبري شده
    روز تنهايي حيدر و زهرا شده

    حضرت فاطمه، دارد اين زمزمه
    السلام عليک، يا رسول الله

    اهل عالم عزاي خاتم الانبياست
    همه جا کربلاي خاتم الانبياست

    زين بلاي عظيم، گشته امت يتيم
    السلام عليک، يا رسول الله

    در سقيفـه بپـا فتنه ديگـر شده
    بعد ختم رسل، ستم به حيدر شده

    غربت حيدر است، جان پيغمبر است
    السلام عليک، يا رسول الله

    بـر در خانـه دختر ختم رسل
    هيزم آورده‌اند عوض دسته گل

    شد ز بيت خدا، دود آتش به پا
    السلام عليک، يا رسول الله

    يا محمّد بيا بلاي ديگر ببين
    خانه وحي را طعمه آذر ببين

    گشته حقّت ادا، شده محسن فدا
    السلام عليک، يا رسول الله



    [​IMG]