1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

اشعاری در مورد ائمه(ع)

شروع موضوع توسط minaaa ‏9/6/11 در انجمن متفرقه مذهبی

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : اشعاری در مورد ائمه(ع)

    [​IMG]
    قبر مخفی مادرم

    تا ابد یه غم به سینه می ماند

    عقده های مدینه می ماند

    کوچه های مدینه بی روحند
    آه زهرا به کوچه می ماند

    گر به پایان رسد غم عالم
    داغ زینب همیشه می ماند

    بی تو ای آرزوی گم شده ام
    زینب با بهانه می ماند

    در سپهر دو دیده ام باقی
    تا ابد تازیانه می ماند

    قصه را تازیانه می داند
    در و دیوار خانه می داند

    تا هویدا شود گل نرگس
    قبر تو بی نشانه می ماند
    [​IMG]
     
  2. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : اشعاری در مورد ائمه(ع)

    [​IMG]


    [​IMG]
    دل خورشید محک داشت؟ نداشت

    یا به او آیینه شک داشت؟ نداشت

    آسمانی که فلک می بخشید

    احتیاجی به فدک داشت؟ نداشت

    غیر دیوار و در و آوارش

    شانه وحی کمک داشت ؟ نداشت

    مردم شهر به هم می گفتند :

    در این خانه ترک داشت؟ نداشت

    شب شد و آیینه ماه شکست

    دست این مرد نمک داشت؟ نداشت

    تو بپرس از دل پر خون و غمت

    چهره یاس کتک داشت؟ نداشت
     
  3. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : اشعاری در مورد ائمه(ع)

    [​IMG]


    یـــــــاس یعنی...

    ياس يعني بوي دل بـوي بهــــــــــشت
    ياس يعني فاطــــــــمه حيدر سرشت
    ياس يعني كمتــــــــــــــــرين عمرِ جهان
    ياس يعني مــــــــادرِ صاحب زمان
    ياس يعني كوچه و آه و شرر
    يك گل و يك غنچــــــــــــه با هم پشتِ در
    ياس يعني قوتِ دستِ علي
    همدم رازِ دل و هستِ علــــــــــي
    ياس يعني خانه داري نوجوان
    مادري افتاده حــــــــــال و نيمه جان
    ياس يعنـــــــــي شانه بر موي حجاب
    ناله در بيداري و در وقت خواب
    ياس يعني حيــــــــدر و غسل و كفن
    اشكِ چشمِ زينـــــــــــب و آه حسن
    ياس يعني يا حســــــــينِ زيرِ لب
    بوسه بر زير گلويـــــــــتي نيمه شب
    ياس يعني انتقــــــــام از عاملين
    سيلي محـــــــــكم به روي قاتلين
    ياس يعني مهــــــــــدي و وقتِ ظهور
    انتقام از غاصــــــــبين پر غرور
    ياس يعني ما مــــــــــدينه مي‌رويم
    با اميرِ بي‌قرينـــــــه مي‌رويم
     
  4. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : اشعاری در مورد ائمه(ع)

    بعد از تو دنيا با كمي اكراه مي ماند

    دست زمين از آسمان كوتاه مي ماند



    تقويم بعد از تو لباس تيره مي پوشد

    خورشيد بعد از تو درون چاه مي ماند



    قرآن به روي نيزه هاي جهل مي پـوسد

    اسلام بعد از تو ميان راه مي ماند



    بي تو زمين ميچرخد و سرگيجه ميگيرد

    تاريخ در تفسير تو گمراه مي ماند



    بي تو دهان سفره ي ما بسته خواهد ماند

    و...در بساط سينه ي ما آه مي ماند



    آب خوش از راه گلو پايين نخواهد رفت

    اين شهر زير سلطه ي اشباح مي ماند



    گرچه سر عدل تورا لب تشنه مي برّند

    شمشير تو...شمشيرتو...آگاه مي ماند... ​
     
  5. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : اشعاری در مورد ائمه(ع)

    سپهر معرفت خورشید انور
    امیرالمؤمنین کرّار صفدر

    امام مطلق ارباب بینش
    بدانش آفتاب آفرینش

    چو او شیر حق آمد داغ حق داشت
    بمردی و جوانمردی سبق داشت

    اسد چون خانهٔ خورشید باشد
    علی کالشمس ازو جاوید باشد

    چو اصل اهل بیت افتاد حیدر
    بلی بایست شهر علم رادر

    چو شهر علم دین پیغمبر آمد
    اگر بابیست آن را حیدر آمد

    چو بیت آفتاب ذوالجلالست
    گرش شیر خدا خوانی حلالست

    چنین گفت او که در دین حق تعالی
    مرادادست در علم آن کمالی

    که گردرباء بسم اللّه ز اسرار
    کنم تضیف بیش از ده شتروار

    بهر حرف از کلام صانع پاک
    کنم هر دم هزاران معنی ادراک

    چو دنیا را طلاقی داد جانش
    مگر انگشتری ماند از آنش

    خداوندش یکی سایل فرستاد
    که آمد در نمازش پیش،‌ استاد

    که در دین تو دنیا بند جانست
    تو میدانی که این خاتم از آنست

    چو شد زین سرّ عالی سرفراز او
    بسایل داد خاتم در نماز او

    نمازش را چو خاتم در نگنجید
    بجز حق ذرّهیی هم درنگنجید

    نمازش چون حضوری معتبر داشت
    کی از پیکان برون کردن خبر داشت

    کسی کو در حقیقت تشنه جانست
    که کلّی سیر از کار جهانست

    اگر آبیش میباید که جان خورد
    ز دست ساقی کوثر توان خورد

    عزیزی کو دو چشم راه بین داشت
    سه روح ازچاریار راستین داشت

    ترا از زهر بدعت گر گزندست
    همین تریاق اربع سودمندست
     
  6. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : اشعاری در مورد ائمه(ع)

    بیا جانا که جانان خواهد آمد
    امیر شاه خوبان خواهد آمد

    بر این دنیای ظلمانی سرانجام
    شهی چون ماه تابان خواهد آمد

    بگو از ما به جمع مستمندان
    که شاه فضل و احسان خواهد آمد

    مریضان،دردمندان مژده بادا
    طبیب درد و درمان خواهد آمد

    مکش ای دل ز هجران آه سوزان
    که دیگر غم به پایان خواهد آمد ​
     
  7. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : اشعاری در مورد ائمه(ع)

    به تماشاى طلوع تو، جهان چشم به راه
    به امید قدمت، مكان چشم به راه
    به تماشاى تو اى نور دل هستى، هست
    آسمان، كاهكشان كاهكشان چشم به راه
    رخ زیباى تو را، یاسمن آیینه به دست
    قد رعناى تو را سرو جوان چشم به راه
    در شبستان شهود اشك فشان دوخته‏اند
    همه شب تا به سحر خلوتیان چشم به راه ​
     
  8. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : اشعاری در مورد ائمه(ع)

    بارها روی تــو را دیـــدم ولــی نشــناختم
    لاله از باغ رخت چیــدم ولــی نشناختم

    همچو گل کز دیده خورشید می­خندد به صبح
    به گل روی تــو خـندیدم ولی نشناختم

    کعــبه را کـــردم بهانه تا بگـردم دور تـــو
    آمدم دور تــو گردیدم ولی نشـناخـتـم ​
     
  9. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : اشعاری در مورد ائمه(ع)

    کينه و دشمنی حساب نداشت جز . دلی پاره آفتاب نداشت


    چشم نمناک و هيبت نگهش بوی پروانه های خواب نداشت



    از برای شکار لشکر خصم جز . علی اکبرش عقاب نداشت



    اکبرش تشنه بود و می جنگيد وسعت تشنگی حساب نداشت



    لحظه ای سوی خيمه برگشت چه کند . تشنه بود و تاب نداشت



    گفت: ای وای سوختم . آبی مشک هم تشنه بود و آب نداشت



    چشم به چشم های خیسش دوخت گر چه ان چشم ها جواب نداش



    تشنه بود و دوباره به ميدان رفت وقت رفتن چرا شتاب نداشت؟



    عاقبت سر نهاد در بر دوست دشت جز خون دل گلاب نداشت
     
  10. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    پاسخ : اشعاری در مورد ائمه(ع)

    من همان عبدخطاکارم،ولی

    هـر زمان ذکـر مدامم یاعلی

    آن عمل که خالص است وبی ریاست

    مهـرمولایم علی لطف خداست

    گرمحبـت بـاعمل گردد قرین

    می بری ره تو به فردوس برین

    یاعلی دستی برآر ای مقتدا

    ده نجـاتم ازغـم ایـن ابتلا

    گرتوننمایی به حالم یک نگاه

    دیگراین عمرگران گردد تباه

    نام مولا برلبم باشـدشعار

    شیعه هستم با تمام افتخار

    نـام مـولا درد را درمـان کند

    چارۀ این دوری وهجران کند

    نـام مولا ذکر خیـراعظم است

    برلب ما ذکرنامش هردم است

    نام مـولا می بـرد دل را بـه سیـر

    می زداید از دل وجان زنگ غیر

    نام مولا ذکرختم انبیاست

    نام مولا رهگشای اولیاست

    نـام مـولا ذکـر شیـریـن وصـال

    بی علی هرخوشدلی وهم وخیال

    نـام مولا درحقیقت ذکر هوست

    صبح وشب دل همنشین این سبوست

    یـاعلی ویـاعلی ویـاعلی

    پرتوافشان گشته انوار جلی ​