1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

وصف حال خودت از زبان شعر

شروع موضوع توسط minaaa ‏10/12/10 در انجمن اشعار

  1. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    از جنون بايدم امروز گشايش طلبيد
    که تو ای عقل به جز مشکل کارم نشدی


    شفیعی کدکنی
     
  2. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی
    خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی
    دل که آیینه شاهیست غباری دارد
    از خدا می‌طلبم صحبت روشن رایی
    کرده‌ام توبه به دست صنم باده فروش
    که دگر می نخورم بی رخ بزم آرایی
    نرگس ار لاف زد از شیوه چشم تو مرنج
    نروند اهل نظر از پی نابینایی
    شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان
    ور نه پروانه ندارد به سخن پروایی
    جوی‌ها بسته‌ام از دیده به دامان که مگر
    در کنارم بنشانند سهی بالایی
    کشتی باده بیاور که مرا بی رخ دوست
    گشت هر گوشه چشم از غم دل دریایی
    سخن غیر مگو با من معشوقه پرست
    کز وی و جام می‌ام نیست به کس پروایی
    این حدیثم چه خوش آمد که سحرگه می‌گفت
    بر در میکده‌ای با دف و نی ترسایی
    گر مسلمانی از این است که حافظ دارد
    آه اگر از پی امروز بود فردایی
    [​IMG]
     
    M @ H @ K از این پست تشکر کرده است.
  3. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    دوش بیماری چشم تو بِبُرد از دستم
    لیکن از لطفِ لبت صورتِ جان می‌بستم
    عشق من با خَطِ مشکین تو امروزی نیست
    دیرگاه است کز این جامِ هِلالی مستم
    از ثباتِ خودم این نکته خوش آمد که به جور
    در سرِ کویِ تو از پایِ طلب ننشَستم
    عافیت چشم مدار از منِ میخانه‌نشین
    که دَم از خدمتِ رندان زده‌ام تا هستم
    در رَهِ عشق از آن سویِ فنا صد خطر است
    تا نگویی که چو عمرم به سر آمد رَستم
    بعد از اینم چه غم از تیرِ کج اندازِ حسود
    چون به محبوبِ کمان ابرویِ خود پیوستم
    بوسه بر دُرجِ عقیقِ تو حلال است مرا
    که به افسوس و جفا مُهرِ وفا نشکستم
    صنمی لشکریَم غارتِ دل کرد و بِرَفت
    آه اگر عاطِفَتِ شاه نگیرد دستم
    رُتبَتِ دانشِ حافظ به فلک بَر شده بود
    کرد غم‌خواریِ شمشادِ بلندت پَستم
     
    M @ H @ K و f@rid69 از این پست تشکر کرده اند.
  4. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏18/9/23
    ارسال ها:
    4,849
    تشکر شده:
    5,045
    امتیاز دستاورد:
    128
    حال من خوب است، اما با تو بهتر می‌شوم
    آخ‌… تا می‌بینمت، یک جور دیگر می‌شوم‌

    با تو حس شعر در من بیشتر گل می‌کند

    یاسم و باران که می‌بارد، معطر می‌شوم‌

    در لباس آبی از من بیشتر دل می‌بری

    ‌ آسمان وقتی که می‌پوشی، کبوتر می‌شوم

    ‌ آنقَدَرها مرد هستم تا بمانم پای تو

    می‌توانم مایه‌ ی ـ گهگاه‌ـ دلگرمی شوم

    ‌ میل‌، میل توست‌، امّا بی تو، باور کن‌ که من

    در هجوم بادهای سخت‌، پرپر می‌شوم ...
     
  5. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    جدایی ها دگربس
    مکن دوری توای دوست
    که هستی رانمی بینم بقایی
    نکرده عمر باهیچکس وفایی
    بدیدارم نمی آیی توهرروز
    نداره عیب وپروایی
    خبرازمن بگیر درهفته یا ماهی
    بپرسان وسراغ من بیا گهگاه
    سری برمن بزن گاهی
    مکن دوری نشه دوستی فراموش
    شودیکدم چراغ مهر بی نور و خاموش
     
    M @ H @ K از این پست تشکر کرده است.
  6. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    روزهای سخت زندگی مثل امواج سنگین دریا هستند
    که گاهی ما را در خود غرق می‌کنند.
    این روزها، هرچند تلخ و دشوار، بخشی جدایی‌ ناپذیر از زندگی‌ مان هستند.
    آنها ما را به سختی می‌کشند، درد می‌ آفرینند،
    اما در عین حال، ما را می‌ سازند و قوی‌ تر می‌ کنند.

    کو آن رفیق مدعیِ روزهای سخت؟
    تا با غم تو عکس بگیرد به یادگار
     
    M @ H @ K از این پست تشکر کرده است.
  7. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    روزهای بد
    روزگار سخت
    سردی نگاه
    تندی صدا
    حرف بی جواب
    مشت و چوب وسنگ
    مرد بی وجود
    حرف پر دروغ
    مردمان بد
    شهرمان خراب
    حالمان عجیب
    حسمان غریب
    ***
    روزگار بد
    روز وشب گذشت
    ماه و سال و عمر
    زندگی همین
    ***
    سینه ام عجیب
    می تپد غریب
    اشک چشم من
    سیل ابر غم در درون من
    ***
    حالمان عجیب
    حسمان غریب
    روزهای بد
    روزگار سخت
    وصف حال ماست
    زندگی همین.

    تقدیم به روزگار ما ...
     
    M @ H @ K و *aseman* از این پست تشکر کرده اند.
  8. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد
    ﻧﻪ ﮐﺴﻲ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﺳﺖ

    ﻧﻪ ﮐﺴﻲ ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ

    ﻧﻪ ﺧﻴﺎﻝ ﮔﺬﺭ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪ ﻱ ﻣﺎ ﺩﺍﺭﺩ ﻣﺎﻩ

    ﺑﻴﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪﻥ ﻭ ﻣﺮﮒ ﻣﮕﺮ ﻓﺮﻗﻲ ﻫﺴﺖ؟

    ﻭﻗﺘﻲ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﻧﺼﻴﺒﻲ ﻧﺒﺮﻱ ﻏﻴﺮ ﺍﺯ ﺁﻩ…


    فریدون مشیری
     
    M @ H @ K و *aseman* از این پست تشکر کرده اند.
  9. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏29/12/15
    ارسال ها:
    389
    تشکر شده:
    4,913
    امتیاز دستاورد:
    113
    حال این روزهایم خوب است اما تو باور نکن:whistling:
     
    M @ H @ K و Anoosh از این پست تشکر کرده اند.
  10. کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏18/4/19
    ارسال ها:
    13,042
    تشکر شده:
    37,170
    امتیاز دستاورد:
    128
    جنسیت:
    مرد

    هر زمان که درد خیلی کُشنده و شدید باشد، مطالعه، چاقوی درد را کُند می‌کند.
    برای منحرف کردن ذهنم از افکار مأیوس کننده، صرفاً نیاز دارم به کتابها پناه ببرم.
     
    M @ H @ K از این پست تشکر کرده است.