طب و دارو در دوره هخامنشی به گفته هردوت، کوروش کبیر چشم پزشکی از مصر خواست که مشاور او باشد (ایرانشهر جلد دوم). در ص 499 تاریخ اجتماعی ایران جلد اول نوشته مرتضی راوندی از قول گزننون مینویسد: «کوروش پزشکان مجرب را گرد خود فراخواند و انواع معجون و شربت ها و دواها و عصاره های مفید را در جائی فراهم ساخت. هر یک از رعایا که رنجور می شد ، پزشکان خود را به مداوای مریض مامور می کرد و چون شفا می یافت از طبیب معالج قدردانی میشد. در زمان داریوش بزرگ علاوه بر طبیبان مصری از پزشکان یونانی نیز استفاده میشد. از طبیبان معروف یونانی «دموکدس» (democedes) است که ابتدا در دربار «پولیکراتوس» فرمانروای جزیره «ساموس» بود. او سپس به دربار ایران آمد و به معالجه مفصل پای «داریوش» که پیچ خورده بود توفیق یافت و پزشکان مصری از علاج آن عاجز شده بودند . و هم چنین غده ای را که در سینه ملکه «آتوسا» همسر داریوش وجود داشت ، معالجه کرد از پزشکان دیگر یونانی «آپولونیدس» است که پزشک اردشیر اول هخامنشی (424-465 ق م) بود .و طبیب دیگر، کتزیاس پزشک نامدار اردشیر دوم و ملکه «پروشات» بود که سالها در دربار ایران زیست و پس از بازگشت به وطن در 397 قبل از میلاد، کتاب مهمی در تاریخ ایران و هند نوشت که فقط قسمتی از آن باقی ماندهاست. در ایران باستان در دوره هخامنشی به شیوه قوانین حمورابی در بابل به پزشکان پایمزد قابل ملاحظه ای پرداخت می گردید. درزمان داریوش، دربار ایران محل اجتماع پزشکان هندی، مصری و یونانی شده بود (ص 501 تاریخ اجتماعی ایران نوشته راوندی جلد اول) و از این رهگذر پزشکی یونانی با استفاده از علم پزشکی هند به نهایت ترقی خود در آن زمان رسید و برخی معتقدند که نظریات بقراط در پزشکی مخلوطی است از عقاید پزشکی مصری و هندی که از طریق ایران به یونان رسیدهاست.