بعد از آن همه جنگ و دعوا بین Activision و InfinityWard ، زمزمه های پیش آمد که شاید Call Of Duty بعدی به دست سازنده قدیمی همین سری؛ Treyarch بیفتد و همین هم رخ داد! البته موفقیت های IW در زمینه ساخت MW، همه طرفداران را به سوی خود جلب می کرد و جو تمامی رسانه ها و مجلات گیم، علیه Activision شد و اوضاع به شکلی پیچیده شد که کارمندان( IW (InfinityWard یکی پس از دیگری اعلام استقلال یا انتقال کردند! با همه این مشکلات Treyarch به ساخت بازی ادامه داد و حالا پس از یکسال، نتیجه خلاف آن چیزی است که همه آن را تصور می کردند! مسلما World at War یکی از ناموفق ترین بازیهای سری CoD بوده است و Treyarch ضعف های خود را در زمینه های گوناگون با عرضه این بازی نشان داد. اما برخلاف آنچه که انتظار می رفت، Black Ops یک اکشن بی نظیر است که شاید فقط MW2 (Modern warfare2از آن سرتر باشد. در ادامه به نقد و بررسی بازی Call Of Duty : Black Ops خواهیم پرداخت. جنگ سرد آمریکا و شوروی یکی از موضوعات پرطرفدار رمان نویسان از دهه 60 تا دهه 90 بوده است و در حال حاضر هم معدود کتاب هایی در این زمینه منتشر می شود. داستان Black Ops هم در میانه جنگ سرد آمریکا با کوبا و شوروی آغاز می شود. درست است که در سال 91 جنگ سرد شوروی به اتمام رسید اما جنگ با کوبا همچنان ادامه دارد. در بازی دو شخصیت اصلی وجود دارند که هر دو هم تحت نظر SOG تربیت شده اند. نفر اول که جزء نیروهای ویژه ارتش است و عملیات های مختلف را پشت سرگذاشته، Alex Mason نام دارد. نفر دوم هم جزء سازمان CIA است و Jason Hudson نام دارد. داستان بازی با دید اول شخص و روی صندلی شکنجه شروع می شود. صدایی ناشناس از Mason می خواهد که به نام و نام خانوادگی و مشخصاتش تایید بدهد. Mason هم که نمی داند کجاست و چگونه به آنجا آمده و شکنجه گر کیست و از او چه می خواهد، شروع به دری وری گفتن می کند و از جواب دادن سرباز می زند. با این کار، صندلی برقی فعال می شود و یک شوک به Mason وارد می شود. با تکرار این عمل کم کم Mason به حرف می آید و عملیات های بازی بصورت Flashback نمایان می شود. به این روش Treyarch توانسته است به راحتی و هرزمان که دلش خواست، نحوه انجام ماموریت و مکان آن را عوض کند اما؛ اولین مشکلی که در بیان داستان حس می شود، این است که سروته داستان بیش از حد زده می شود و مثلا پس از پایان عملیات نشان داده می شود که Mason تا آخر عملیات را فقط حرف می زند و نمی توانید آن قسمت ها را بازی کنید. نکته دیگر در مورد داستان این است که زیادی پیچیده است و حداقل 2بار باید آن را بازی کنید تا جزئیات داستان را بصورت کلی بفهمید! در اولین عملیات، سه نفر (که Mason هم جزء آنهاست) مامور کشتن فیدل کاسترو و پایان آشوب کوبا می شوند و به همین شکل عملیات های مختلف ادامه پیدا می کند. این عملیات ها در کشور های شوروی، کوبا، لائوس و ویتنام انجام می گیرد و البته در بیشتر آن ها با Mason خواهید بود. در ادامه مشخص می شود که کشور شوروی در بین این جنگ سرد، در حال ساخت یک سلاح شیمیایی به نام Nova6 است. داستان بازی در نوع خود بی نظیر است. با اینکه درک و فهم آن مشکل به نظر می رسد اما aجزئیات بسیار بالا و زیبایی دارد و مانند یک فیلم سینمایی جذاب است. با اینکه در حین بازی نکته های عجیبی دیده می شود، مانند حضور Reznov (که در WaW هم حضور داشت) یا تشکیلات Pentagon در زمان ریاست جمهوری Kennedy، اما بازهم داستان عادی و عاری از هرگونه دروغ دیده می شود. در کل بخش های مهمتری نسبت به داستان بازی وجود دارد و نمی توان بیش از این روی داستان مانور داد! اگر تجربه MW2 را بیاد داشته باشید، در نگاه اول و چند دقیقه اول بازی، متوجه فرق های کلی گیم پلی Black Ops و بازیهای IW می شوید. در بازیهای IW نوعی حس واقعی بودن وجود دارد و این حس در همه ابعاد گیم پلی نمایان می شود اما در بازیهای ساخته دست Treyarch نوعی احساس تصنعی و مصنوعی در گیم پلی وجود دارد که به هیچ وجه قابل حل شدن نیست! اما در Black Ops این حس تا حدودی از بین رفته است و سعی شده با عوامل دیگر، گیم پلی را همچنان دست بالا نگه داشته شود. شرکت سازنده قول داده بود که بخش تکنفره از MW2 بیشتر باشد و همین گونه هم شد و این بخش نزدیک به 6 یا 7 ساعت طول می کشد. اما برای طرفداران بازی که کم هم نیستند، این مقدار بسیار کم است. از این که بگذریم به جزئیات بی نظیر گیم پلی می رسیم و تنها چیزی که گیم پلی را نجات می دهد، همین جزئیات بالای آن است. در Black Ops ماموریت های مختلفی از ماشین سواری گرفته تا نجات گروگان ها را تجربه می کنید و در کل با یک بازی پر از تنوع مواجهید که به طرز شدیدی ارزش تکرار دارد! نکته دیگر این است که در Black Ops تنوع اسلحه بسیار بالا رفته است و از شاتگان SPAS گرفته تا Colt911 در بازی حضور دارند. جزئیات اسلحه ها وقتی بیشتر می شود که وسایلی مانند Flamethrower یا Scope Zoom روی آنها وصل باشد. البته یک ایراد بزرگ به بازی در این زمینه وارد است و آن، این است که Scopeهای جدید بازی (به غیر از Red Dot Sight) واقعا بد طراحی شده اند و MW2 در این زمینه خیلی جلوتر بود! البته نکته این نکته ضروری است که همه اسلحه ها را باید یک طرف گذاشت و زوبین جدید بازی را یکطرف! در یکی از مراحل که کشور شوروی در حال تست بمب های خودش است، این زوبین به شما داده می شود که روی آن بمب بسته شده است و اگر به یک نفر صابت کند، منفجر شده و دست های قربانی تکه تکه می شود و صحنه های بی نهایت جذابی ایجاد می کند. از بحث اسلحه ها که بیرون بیاییم، چندین صحنه دراماتیک و در عین حال زیبا در بازی گنجانده شده است که واقعا ارزش تکرار بازی را هزار بار بیشتر می کند. مثلا در همان مرحله تست بمب، باید با یک موشک هدایت شده، بمب را در هوا منفجر کنید و پس از انفجار صحنه ای می بینید که به جرات می توان گفت در هیچ بازی دیگر دیده نشده است! بخش تکنفره به همین جا ختم نمی شود و هربار می توانید نکته های جدیدی را در بازی ببینید اما بخش چند نفره بازی هم عالی است. تعداد Mapهای بخش چند نفره بازی، دقیقا به اندازه MW2 است اما چند تغییر در این بخش بوجود آمده است. از جمله این تغییرات می توان به قابلیت انتخاب رنگ صورت (Face Paint) و KillStreakها اشاره کرد. غیر از این، از همان ابتدا، تمامی اسلحه ها و Perkها آزاد هستند! نکته بد در مورد KillStreak این است که بیشترین آن 11 است و مانند MW2 چیزهایی مانند Nuke ندارد! اما نکته خوب KSها این است خیلی کاربردی تر شده اند و مثلا اگر کسی Attack Dog بگیرد، مسلما بازی را خواهد برد. غیر از این جزئیات بسیار بیشتری در بخش چند نفره دیده می شود که کشف آنها را به خودتان می سپاریم! نکته آخر در مورد گیم پلی، Zombieها هستند! بله؛ بالاخره Treyarch هرطور که شده زامبی ها را هم به بازی چسباند. اما واقعا این زامبی ها، با زامبی های WaW فرق دارند و اگر با چند نفر از دوستانتان این بخش بازی را تجربه کنید، واقعا به آن اعتیاد پیدا می کنید. در ابتدا بخش زامبی فقط یک Map دارد اما با آزاد کردن دو نقشه دیگر، می توانید مکان های مختلفی را بگردید. سیستم بازی اینگونه است که 4 نفر می توانند در یک Map با همکاری هم و کشتن زامبی ها پول جمع کنند و برای باز کردن درها و فرار، پول های خود را خرج کنند! هرچه با خلاقیت بیشتر زامبی ها را بکشید، پول بیشتری می گیرید. سیستم جالب خریدن اسلحه هم در اینجا دیده می شود و می توانید اسلحه ها را از روی دیوار خریداری کنید. در کل این بخش جدید هم خیلی زیباست و ارزش بازی را بالاتر می برد. (بر خلاف آنچه در WaW دیدیم!) در مجموع، گیم پلی بازی بی نظیر است و از تنوع بسیار زیادی بهره می برد. گرافیک بازی Black Ops در یک کلام عالی است! موتور گرافیکی بازی، موتور ارتقا یافته World at War است که در زمینه های مختلف پیشرفت داشته است. البته موتور WaW، همان موتور Modern Warfare است که Treyarch، آن را از IW به یادگار دارد. در این موتور سیستم جدیدی برای لود شدن تکسچرها و نورپردازی طراحی شده است و این قدرت را به سازنده داده که مراحل بزرگتر را، به سهولت طراحی کند و بازی بتواند روی 60 فریم بر ثانیه و بدون هیچ مشکلی اجرا شود. همچنین این بازی 3D را هم ساپورت می کند. (البته نه روی Wii) جلوه های ویژه بازی بی نظیر هستند. از آتش گرفته تا خونی که روی در و دیوار می پاشد و برفی که از آسمان می بارد، همه و همه عالی هستند و هیچ ایرادی بر آنها وارد نیست. اما در بعضی زمینه ها کم کاری دیده می شود. مثلا در همان مرحله اول و در کوبا، Mason از هواپیما پیاده می شود که راه را باز کند و پشت یک AA می نشیند. وقتی با AA شروع به شلیک می کنید، متوجه می شوید که گلوله های آن شبیه به یک تکه مقوا هستند که بعد از چند متر جلو رفتن، ناپدید می شوند که واقعا زننده است و باید با چشم بسته این قسمت را بازی کنید! یا مثلا شیشه ها در بازی خیلی بد می شکنند و بیش از حد ریز می شوند و تکه های آن روی قاب در باقی نمی مانند. در عوض افکت خون خیلی جذاب است و وقتی یک نفر را با چاقو می زنید، حس خوبی به شما دست می دهد. نکته جالب دیگر در مورد گرافیک بازی، این است که سر، دست و پای دشمنان به هنگام تیر خوردن منفجر می شود! اگر یک تیربار با خود داشته باشید و یک گلوله به وسط دو ابروی دشمن بزنید، صحنه ای جالب و البته پر از خون می بینید که بشدت شما را به انجام دوباره اینکار ترغیب می کند. جالب اینجاست که جسد ها به همراه دست و پایشان روی زمین می مانند و هر وقت که دلتان تنگ شد، می توانید به آنها نگاهی بیندازید! بازی در زمینه صداگذاری هم واقعا قوی است و در بازی می توانید صداهای پخته را دقیقا تشخیص بدهید و اینکه چگونه بسته به موقعیت تغییر تون می دهند. همچنین قابلیت جالب اضافه شده این است که به هنگام انجام ماموریت هم شخصیت اول بازی حرف می زند. برای مثال وقتی می خواهد خشاب گذاری کند، می گوید I’m Reloading, Cover Me ! از این دیالوگ ها در بازی زیاد وجود دارد و به حس طبیعی بودن بازی کمک شایانی می کند. غیر از این افکت های صوتی و صدای اسلحه ها هم عالی است! در مجموع این بخش بازی نمره نسبتا کاملی دریافت می کند. در پایان، باید بگوییم که Black Ops توانست Treyarch را از زیر سایه سنگین IW خارج کند و از این پس آنها می توانند روی پای خودشان بایستند. (یعنی مقلد نباشند!) شاید بخش تکنفره زودتر از آنچه که انتظار دارید تمام شود اما بخش چند نفره بازی به مدد جزئیات بالا و کارهای جذابی که در آن می توانید انجام دهید، تا ماه ها شما را سرگرم خواهد ساخت.