1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

قرض

شروع موضوع توسط ساحره ‏3/6/11 در انجمن داستان

  1. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/10
    ارسال ها:
    887
    تشکر شده:
    49
    امتیاز دستاورد:
    48


    در روزگاران دور شخصی عمه مهربانی داشت ، روزی از عمه خود پول قرض می خواهد و عمه با خوش رویی به او می گوید:

    برادرزاده عزیزم ! برو گوشه قالی را بلند كن. زیر آن چند سكه است ،بردار و كار خود را راه بینداز .

    جوان هم خوشحال و خندان سكه ها را برداشته و به راه خود می رود.

    بار دیگر جوان در تنگنای مالی گرفتار می شود و به یاد عمه خود می افتد و به خانه او رفته و مجدداً طلب قرض می كند . عمه با همان روی خوش و لحن مهربان به او می گوید:

    عزیزم ! برو همان گوشه قالی را بلند كن و سكه ها را بردار .

    جوان با خوشحالی به سوی قالی می رود، ولی وقتی آن را بلند می كند، سكه ای نمی یابد !

    با تعجب می گوید ، عمه جان اینجا كه سكه ای نیست ؟

    و عمه او در پاسخ می گوید :

    " عزیزم ! سكه ها را سرجایش گذاشتی كه حالا می خواهی برداری ؟! "