پاسخ : بازنگری این صفحه اگر بخواهي براي خدا پيامك بفرستي چي بهش مي گي ؟؟ کاش میشد عاشقی آسان شود بد شدن چون درد بی درمان شود کاش میشد بی وفایی سخت بود هر که بودش بی وفا بد بخت بود آری آری صبر گر داری شود با گذشت روزگاری میشود میشود با عشق چندی سخت زیست جز کنار عشق خود خوشبخت کیست؟ مردمان را بین و درس دوستی را کن ز بر هر چه میکردند تو برعکس مردم کن پسر از زمانی که جدا شد راه عشق و راه نان نان گزیدند و رها کردند خوبی مردمان نان نخواهد دل بدون دلبرش نان دل ،درمان دل، دل، در برش در کنار یار ماندن عاشقیست عاشقی جز در کنار یار نیست چون بسی چون من زنند از عشق لاف هر که دیدی نقش زد نقشش مباف ادعای عشق گر دارد کسی حرف او باشد دروغ نارسی عاشقی دیدم کنار ماه خود خندان و شاد جرعه جرعه خورد از جامی بزرگ و سر گشاد گفت :"به به ! این شراب ناب انگور است این! مستی افزا باشد و شیرین به سان انگبین!" کافری روزی برای امتحان گفت نوشم جرعه ای از جام آن چون به نزدیک لبش آورد جام تلخ شد چون زهر از آن جام، کام شد خراب از بوی گندش حال او شد حزین و شد سیه احوال او بعد از آن کافر شدش شاعر برای دیگران شعرها گفتش ز زهر عشق و تلخیهای آن آن بود عاشق به روی ماهتاب که عسل نوشد ز جام زهر ناب پس خدا عاشق کنم تا عاشقی آسان شود بی وفا بودن برایم درد بی درمان شود...