در دنیای گیم اگر بخواهیم بازیی را به عنوان بازی با داستانی بزرگ و دیالوگ های قوی یادآور شویم . قطعا استارکرفت نامی آشنا است . بازی با سبک Real time strategy با داستانی نظامی علمی - تخیلی می باشد . که در سال 31 مارس 1998برای پلتفرم pc منتشر شد . در سال اول 1.5 ملیون کپی از بازی به فروش رفت ، در دهه اول بازی یعنی از سال 1998 تا 2008 میزان فروش این بازی به 9.5 میلیون کپی رسید . که 4.5 میلیون کپی از این بازی فقط در کره جنوبی به فروش رسید . متاسفانه میزان طرفداران این بازی در ایران خیلی کم هست و هدف این تاپیک معرفی کامل بازی از نسخه اول تا به حال می باشد . Chapter I Adjutant (کامپیوتر) پیامی مبنی بر کمک از طرف پایگاه Black water در سیاره مرسارا دریافت می کند ، ولی بعد پیامی از سوی ژنرال دوک دریافت می شود که همه چیز تحت کنترل است و بزودی مشکل رفع خواهد شد . مارشال جیمز رینور که مارشال سیاره مرسارا بود ، با خود فکر می کند که اگر به کمک آن ایستگاه نرود ، پایگاهblack water با خاک یکی خواهد شد . جیم با همراهی نیروهایش به محل می روند و متوجه می شوند که پایگاه black water تحت محاصره ی زرگ ها است . جیم شروع به پاک سازی منطقه می کند ، در هنگام پاکسازی متوجه مرکز کنترلی (command center ) می شود که توسط زرگ ها الوده شده . رینور برای جلوگیری از آلودگی مرکز کنترل را نابود می کند . پس از نابودی مرکز کنترل رینور به دستور ژنرال دوک به جرم نابودی تجهیزات نظامی کنفدراسیون دستگیر می شود . آرکتوروس منگسک رهبر انقلابیون و ارتش زیرزمینی sons of Korhal به سرکلانتر مرسارا پیشنهاد کمک در برابر زرگ ها را می کند . و مردم مرسارا را با کشتی های مخصوص از سیاره خارج می کند . افراد منگسک به دستور او ، جیمز رینور را از کشتی زندانی آزاد می کنند . منگسک به رینور پیشنهاد پیوستن می دهد . و به او دستور می دهد که وارد سیستم اطلاعات کنفدراسیون شود و اطلاعاتی از یک نوع سلاح بیولوژیکی بدست آورد . رینور می پذیرد ، جیم وارد سیستم اطلاعاتی کنفدراسیون می شود و اطلاعاتی را بر روی دیسک می دزدد . Sons of korhal با دیسک حاوی اطلاعات فرار می کنند و به مرز آنتیگا می روند. و برای حرکت بعدی علیه کنفدراسیون نقشه می کشند . 13 ساعت پس از تخلیه مرسارا توسط منگسک ،مرسارا مورد حمله ی پروتوس ها قرار می گیرید ، و کل سیاره بمباران می شود . مردم آنتیگا شروع به شورش علیه کنفدراسیون کردند . کنفدراسیون هم ژنرال دوک (ژنرال اسکادران آلفا) را برای محار شورش قرار می دهد منگسک به lieutenant (دومین شخص در قدرت در Sons of korhal / دست چپ منگسک ) خود یعنی سارا کریگان و رینور دستور می دهد که به کمک مرکز کنترل شورشی های آنتیگان بروند و از آن ها دفاع کنند . در این مرحله جیم رینور با سارا کریگان آشنا می شود . و اولین ماموریت دو نفری خود را شروع می کنند . مدتی بعد کشتی فضایی ژنرال دوک توسط زرگ ها مورد حمله قرار می گیرد و در سیاره ای پر از زرگ سقوط می کند ، منگسک موقعیت رو عالی میبیند و به رینور دستور می دهد که به سیاره برود و ژنرال دوک را نجات دهد ، و با Sons of korhal هم پیمان سازد . رینور به کمک دوک می رود و منگسک به دوک پیشنهاد هم پیمان شدن را می دهد و دوک نیز می پذیرد . سارا کریگان متوجه می شود دیسکی که رینور بدست آورده بود قطعه کوچکی از یک پازل بزرگی است ، اطلاعاتی از وسیله ای به نام Psi emitter ، این دستگاه پرتو های فراذهنی در مقیاس بزرگ ساتر می کند که موجب فریب زرگ ها می شود ، منگسک به رینور می گوید که حمله ی زرگ ها به مرسارا توسط این سلاح صورت گرفته ، کنفدراسیون از عمد از این وسیله برای نابودی مرسارا توسط زرگ ها استفاده کرده . افراد منگسک موفق به دست یافتن به این سلاح می شوند ، منگسک به سارا دستور می دهد که Psi emitter را به وسط بیس کنفدراسیون ببرد ، سارا این کار را انجام می دهد سپس از منطقه خارج می شود و پس از فعال سازی دستگاه زرگ ها شروع به حمله به بیس کنفدراسیون می کنند . ساعاتی بعد زرگ ها مورد حمله ی کشتی های پروتوس به فرماندهی اگزکیتور تسدار می شوند . دوک پیشنهاد نابودی دو اسکادران دلتا و امگا را می دهد زیرا که این دو اسکادران قدرت اصلی کنفدراسیون هستند . پس از نابودی دو اسکادران کنفدراسیون وقت آن رسیده که نبرد بزرگ بین کنفدراسیون و Sons of korhal شروع شود ، منگسک با استفاده از psi emitter در پایتخت امپراطوری ترن ها یعنی سیاره تارسانیس ، موجب توجه زرگ ها شد ، زرگ ها به سرعت شروع به ایجاد بیس های متعدد برای حمله کردند ، ساعاتی بعد پرتوس ها متوجه وجود زرگ ها شدند و شروع به ساخت پایگاه در تارسانیس در کنار بیس زرگ ها کردند ، منگسک فورا متوجه می شود که اگر حالا جلوی حمله ی پروتوس هارو نگیریم دیگر نمی شود روی زرگ ها حساب کرد و ممکن است تمام نقشه ها خراب شود و اعضای کنفدراسیون فرار می کنند ، منگسک فورا به سارا کریگان دستور می دهد که به تارسانیس برود و پروتوس ها را نابود کند تا زرگ ها فرصت قوی تر شدن را داشته باشند ، منگسک به دوک و رینور دستور می دهد که در کشتی در کنار او بمانند ، رینور عصبانی می شود و می گوید اول این همه زرگ رو به سیاره آوردی ، بعد هم به جنگ پروتوس ها میری ، و بعد ... سارا گفت : پروتوس ها فقط زرگ هارو نابود نمی کنند اونا کل سیاره رو از بین میبرند . اگه الان بتونیم از دست پروتوس ها خلاص بشویم ، بعدا وقت کافی برای زرگ ها داریم . پافشاری های رینور فایده ای نداشت سارا به تارسانیس می رود و پس از حمله و نابودی پروتوس ها متوجه می شود که بیس مورد حمله هزاران زرگ قرار گرفته ، سارا بلافاصله درخواست کشتی فضایی پشتیبان برای فرار از منظقه رو داد ولی این خواسته او با جواب منفی منگسک همراه بود . منگسک دستور رفتن از منطقه رو داد ، جیم مبهوت از این عمل منگسک ، در درخواست فرستادن کشتی برای سارا کرد ولی با این حال از دست او کاری بر نمی آمد ، حالا سارا بین هزاران زرگ محاصره شده بود و برای کمک دیر شده بود . جیم از این عمل منگسک سخت ناراحت و عصبانی شد و خودش رو مقصر می دانست ، جیم بعد از آن ماموریت از sons of korhal جدا می شود و پس از نابودی توپخانه دفاعی که دوک فعال کرده بود از تارسانیس خارج می شود ، از آن پس مارشال جیمز رینور به عنوان یاغی و شورشی یاد می شود . پس از جدایی جیم از Sons of korhal و پس از حمله نهایی ، کنفدراسیون شکست خورده و منگسک حالا در راس قدرت با نام امپراطور حکومت ترن ها ایستاده ، پیروزیی به بهای خیانت به وفاداری .... Chapter II در گیرودار نبرد کنفدراسیون و sons of korhal ، اورمایند ( overmind ) رهبر زرگ ها ، سلبریتی (celebrate ) خلق کرد ، و به او دستور داد که از کریستالس (chrysalis ) تا موقع خروج محافظت کند ، کریسالیس پوسته ای گوشتی بود که موجودی در آن رشد می کرد ، موجودی که اورمایند از او به عنوان غنیمت خود یاد می کند . زاس zasz یکی از سلبریت های اورمایند وقتی که محافظ کریستالیس در حال محافظت از آن در تارسانیس بود اطلاع داد که بیس ترنی در نزدیکی شما هست ، محافظ کریسالیس شروع به نابودی بیس های ترن کرد ، محاظ هنوز به اندازه کافی رشد نکرده بود تا بتواند از درگاه های انتقال (Warp gate) عبور کند . و مجبور بود تا موقع ای که به اندازه کافی رشد نکرده در تارسانیس بماند و از آن محافظت مراقبت کند ، مدتی بعد وقتی که محافظ به اندازه کافی رشد کرده بود و توانایی انتقال توسط درگاه های انتقال را داشت ، بهمراه کریسالیس به سیاره چار رفت . قدرت ذهنی موجود درون کریسالیس بقدری بود که در عمق کهکشان نفوذ می کرد و باعث کشش ترن ها می شد ، اولین دسته ترن ها به سرپرستی ژنرال دوک به سیاره چار آمدند و شروع به حمله به محافظ کردند ، محافظ هم به تمام بیس های ژنرال دوک حمله کرد و آن ها را از بین برد ، دوک از چار فرار می کند ، چندی بعد ترن ها دوباره برمیگردند ، این بار کسی که ترن ها را فرماندهی می کرد کسی نبود جز ، مارشال سابق و یاغی امروز جیمز رینور ، اورمایند به محافظ گفت که تا بیرون آمدن غنیمت او از کریسالیس زمان زیادی باقی نمانده ، محافظ شروع به حمله به بیس های رینور می کند . و در دیر و دار نبرد بین محافظ و رینور بود که ... اورمایند گفت : برخیز ، برخیز دخترم ، کریگان ... کرریگان گفت : هر طور شما بخواهید ، هم اکنون وقت آن رسیده که دشمنان ما طعم خشم ما را بچشند . رینور که توسط گیرنده های خود شاهد ماجرا بود : کاملا مبهوت مانده بود . کریگان شروع به حمله به بیس های رینور کرد و همه چیز را نابود کرد . در هنگام رویارویی رینور می گوید باورم نمی شود تو سارا باشی ، من تو خواب و رویا میشنیدم که به کمک احتیاج داری ، و من اومدم ... کریگان گفت : درسته من وقتی در کریستالیس بودم از طریق تله پاتی با تو و منگسک ارتباط برقرار کردم و از شما درخواست کمک کردم ، و منگسک دوک رو فرستاد تا منو نابود کنه . رینور گفت : خب حالا چی ، می خوای منو بکشی ؟ کریگان گفت : باهوش باش و اینجارو ترک کن ، و دیگه هیچوقت برنگرد ... رینور چار را ترک می کند . پروتوس ها با فرماندهی تسدار شروع به حمله به بیس کریگان را می کنند ، کریگان بیس پروتوس ها را نابود می کند ، تسدار کریگان را به مبارزه ای رو در رو می خواند و وقتی کریگان به آن جا می رود ، تسدار آن جا را ترک می کند . کریگان که در حال رجز خوانی و ترسو شمردن تسدار بود از طرف سلبریت اورمایند داگوث (daggoth) متوجه می شود که زاس توسط دارک تمپلار زراتول کشته شده ، و این نقشه ای بود که تسدار برای گمراهی کریگان کشیده بود . اورمایند پس از کشته شدن زاس متوجه می شود قدرتی شبیه به قدرت خودش در وجود دارک تمپلار ها شد که اگر جلوی ان گرفته نشود ممکن است ، در آینده خطری جدی برای اورمایند محصوب شوند ، و تنها کسانی که می توانند سلبریت ها و اورمایند را نابود کنند دارک تمپلار ها هستند . وقتی که زاس کشته می شود اورمایند متوجه می شود که قادر به ارتباط برقرار کردن با ذهن قاتل زاس یعنی زراتول می شود و در ذهن زراتول سیاره ای را می بیند که آیور (Aiur) نام دارد . آیور خانه پروتوس ها است . اورمایند می گوید که روز های جست و جو به پایان رسیده ، چیزی که به دنبالش بودیم را پیدا کردیم ، بزودی به آیور تاخت و تاز خواهیم کرد . داگوث می گوید ، قبل از آن باید دارک تمپلار هایی که در چار وجود دارند را نابود کنیم که در آینده بی خطر باشند ، پس از حمله کریگان به زراتول و تسدار و شکست پروتوس ها آن ها فرار کردند ولی نیرو های دارک تمپلار آن ها نابود شدند . در همین حال که گروه های از پروتوس در حال جست و جو و نابودی بیس های زرگ بودند جمعیت عظیمی از زرگ ها در حال عبور از طریق space-time به آیور برای تاخت و تازی بزرگ بودند . اورمایند برای بدست آوردن قدرت بیشتر به آیور حمله می کند ، قدرتی که باعث می شود آن ها به قوی ترین نژاد کهکشان تبدیل شوند . ولی برای بدست آوردن این مهم باید کریستالی به نام Khaydain بدست آورد .او به سلبریت خود دستور بدست آوردن این کریستال را می دهد و آن را بدست می آورد .اورمایند به سلبریت های خود می گوید که قبل از حمله اصلی باید آخرین سایت پروتوس هارو نابود کنیم . معبد xel'naga معبدی که xel'naga ساختند ، جایی که اولین بار آن ها قدم بر آیور گذاشتند . اورمایند معبد را از بین می برد و کریستال را در آن جا قرار می دهد . او قبل از حمله بزرگ . می گوید : xel'naga کسانی بودند که من را خلق کردند ، آن ها ابتدا پروتوس ها را با پاکی جسم (blessed by purity of form) و زرگ ها را با پاکی ذات (blessed by purity of essence) بوجود اوردند. ولی بزودی هم زرگ ها و پروتوس ها با هم یکی می شویم و به ریشه خود باز می گردیم . و بر تمام کهکشان حمله خواهیم کرد ... پس از آن آیور مورد حمله ملیون ها زرگ قرار گرفت ، و اورمایند نیز پیروز نبرد شد و خود را در آیور ساکن کرد ... Chapter III "دو روز بعد از حمله اورمایند " جودیکیتور آلداریس (judicator aldaris ) به اگزیکیتور (executor ) جدید در مورد خودش می گوید : " که از طرف انجمن پروتوس ها(Conclave) انتخاب شدم تا به اگزکیتور در مقام مشورت گر خدمت کند . تسدار (tassadar) اگزکیتور قبلی دستور داشت که نیروهای آلوده شده ترن ها را نابود کند ، ولی او به دستورات بی اعتنایی کرد و ، قصد نابودی بیس های زرگ را کرد واضح تو بگویم او باعث شد ما شکست بخوریم ، تو نباید موجب شکست دوباره ما بشوی . انجمن پروتوس ها به من دیکته کرده که اولویت اول ما تقویت نیرو های دفاعی است ، تو باید ابتدا پایگاه مرزی انتیاک(Antioch) را تقویت کنی تا مطمئن شوی که پایگاه بدست زرگ ها نمی افتد ." اگزکیتور به انتیاک می رود و انجا دوست قدیمی خود پریتور فنیکس (Praetor Fenix) را ملاقات می کند . و در کنار هم شروع به پاک سازی منطقه می کنند .پس از اخراج تسدار او به چار رفت ، در چار با زراتول آشنا شد و در جنگ های آن ها علیه زرگ ها مشارکت کرد و تجربیاتی زیادی از دارک ها یاد گرفت ، دارک تمپلار زراتول (Dark Templar zeratul) به تسدار گفت که اگر سلبریت های اورمایند را از بین ببریم ، نیرو های آن ها از بین خواهد رفت .آن ها نقشه میریزند و زاس را نابود می کنند ، وقتی که زاس کشته شد و اورمایند به وجود آیور پی برد ، و پس از نابودی دارک تمپلار ها توسط کریگان زراتول و تسدار از چار گریختند ، زراتول ناپدید شد و تسدار به آیور برگشت ، تا به جودیکیتور و اگزکیتور و فنیکس در مورد سلبریت ها و نابودی آن ها توضیح دهد . جودیکیتور نپذیرفت و گفت که تسدار باید خودش را به انجمن پروتوس ها تسلیم کند و همکاری با دارک ها را از سر بیرون کند . (دارک ها دسته ای از پروتوس ها بودند که به چار تبعید شدند و در تاریکی به قدرتی ویژه دست یافتند .در بازی از آن ها به نام Fallens نیز یاد می شود ) فنیکس و اگزکیتور می پزیرند ، وقتی فنیکس به سمت بیس سلبریت می رود و او را نابود می کند ، متوجه می شود که او دوباره بوجود آمده ، و دارد قوی تر می شود و برای حمله ی بعدی خود را آماده می کند ، جودیکیتور الداریس می گوید : "می دانستم نمی شود به تسدار اعتماد کرد، انجمن پروتوس این خیانت او را هرگز فراموش نخواهد کرد ، اگزکیتور پیشنهاد می کنم ، حمله اصلیمون رو در استان سایون Scion انجام دهیم ، که به دست زرگ ها افتاده ، اکنون وقت آن رسیده که زرگ ها مزه قدرت sons of aiur را بچشند ." در زمانی که اگزکیتور در حال پاکسازی سایون بود ، انتیاک مورد حمله قرار گرفت .اگزکیتور بیس های زرگ را در سایون نابود کرد ولی این پیروز به بهای کشته شدن فنیکس در هنگام دفاع از انتیاک بود .از طرف انجمن پروتوس به آلداریس دستور داده شده بود که تسدار مجرم را پیدا و دستگیر کند ، و برای محاکمه به آیور بازگرداند ، جودیکیتور آلداریس و اگزکیتور به امید یافتن تسدار به چار می روند . جودیکیتور به اگزکیتور می گوید : "اگر تسدار دارک ها را به آیور بیاورد همه ما نابود می شویم ." آن ها به چار می روند و تسدار را به همراه جیم رینور پیدا می کنند . جودیکیتور به تسدار می گوید : که به نام انجمن پروتوس تو را دستگیر می کنم ، تسدار می گوید این همه راه آمدی تا مرا دستگیر کنی !؟! تسدار به اگزکیتور می گوید : من نمی دانم آن ها از من برای تو چه تعریف کرده اند ، اما تمام کار هایی که انجام داده ام فقط و فقط برای آیور بوده ، به من کمک کن تا زراتول را پیدا کنم ، و زرگ ها رو از بین ببریم ، تنها کسی که می تواند سلبریت ها را نابود کند ، دارک تمپلار ها هستند . جودیکیتور می گوید : تا در طرف شما دارک ها باشیم . تسدار می گوید : بهتر است مودبانه از آن ها سخن گویی ، آن ها کسانی هستند که می توانند زرگ ها را نابود کنند و آیور را نجات دهند ، اگزکیتور قبول می کند . "یک ساعت بعد " وقتی جودیکیتور از همراهی با تسدار از اگزکیتور شکایت می کند ، تسدار به اگزکیتور می گوید نگذار ذهنت را مغشوش کند ، جودیکیتور می گوید که سلبریتی که گفتی ، توسط فنیکس کشته شد ، ولی بعد دوباره زنده شد . پیشنهاد تو بی ارزش بود و حمله بعد سلبریت موجب کشته شدن فنیکس شد . تسدار گفت : درسته برای همین است که می گویم زراتول را باید پیدا کنیم ، تنها کسانی که می توانند سلبریت ها رو نابود کنند دارک تمپلار ها هستند .اگزکیتور انتخاب خود را کرده است او با تسدار همراه شد .تسدار به چار می رود و زراتول را پیدا و آزاد می کند ، و از زراتول درخواست می کند که به او و مردم آیور کمک کند ، زراتول می پذیرد. وقتی تسدار و زراتول به آیور بر می گردنند متوجه می شوند که فنیکس هنوز زنده است . وقتی تسدار حال فنیکس را جویا می شود متوجه می شود که بدن فنیکس در پوسته ای از دارگون ( نوعی جنگ افزار ماشینی) مقیم شده . تسدار ابراز همدردی می کند و فکر می کند که فنیکس قادر به ادامه مبارزه علیه زرگ ها نیست ولی فنیکس می گوید . There is no shame in defeat so long as the spirit is unconquered فنیکس نیز با تسدار همراه می شود . پس از آن جودیکیتور آلداریس تسدار را محاصره می کند و تسدار خود را تسلیم انجمن پروتوس می کند .رینور و فنیکس از دست ماموران جودیکیتور فرار می کنند ، و زراتول ناپدید می شود .ولی تسدار برای محاکمه به انجمن پروتوس ها واگذار می شود .فنیکس به اگزکیتور می گوید که باید تسدار را قبل از محاکمه آزاد کنیم ، رینور به فنیکس می پیوندد و تسدار را آزاد می کنند .زراتول و افرادش در هنگام ازاد سازی تسدار ظاهر می شوند .زراتول در مورد اورمایند و xel'naga و راز آفرینش زرگ ها و پروتوس ها به فنیکس و تسدار و اگزکیتور توضیح می دهد .فنیکس می گوید اگر زرگ ها به این قدرت دست یابند نه تنها پروتوس ها بلکه تمام موجودات زنده دیگر در کهکشان را نابود می کنند . فنیکس و زراتول به سلبریت های اورمایند حمله می کنند و زراتول سلبریت ها را نابود می کند . پس از نابودی سلبریت ها سیستم دفاعی زرگ ها در هم می شکند . و تسدار، زراتول ، اگزکیتور و رینور عزم نابودی اورمایند را می کنند ، نیرو های رینور و زراتول درگیر نیرو های اورمایند می شوند .تسدار که دید اوضاع جنگ مساعد نیست . جان خود را فدای آیور و سایر موجودات کهکشان می کند و با کشتی خود به اورمایند برخورد می کند . و اورمایند را نابود می کند . از آن پس در کنار نام ادون از تسدار به عنوان شخصی بزرگ یاد می شود که زندگی خود را فدای سرزمینش کرد .