1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 21 مي

شروع موضوع توسط para3to ‏21/5/11 در انجمن ایران

  1. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,235
    امتیاز دستاورد:
    170
    ايران سالروز شاه شدن «پوراندخت»، به روايت رويدادنگاران کليساي قسطنطنيه [​IMG]تصوير پوراندخت بر سکه اش (موزه سن پترزبورگ - روسيه)

    رويدادنگاران كليسايي قسطنطنيه 21 مه سال 630 ميلادي را روزي نوشته اند که درجريان زوال حكومت ساسانيان، پوراندخت دختر خسرو پرويز، شاه ايران شد. حال آنکه ساير مورخان نوشته اند که پوراندخت در سال 630 و چند هفته پس از قتل سپهبد شهربراز بر تخت شاهي ايران تکيه زده بود. شهربراز نهم ژوئن سال 630 ميلادي در تيسفون به قتل رسيده بود. دوران سلطنت پوراندخت بيش از 16 ماه طول نكشيد.
    [​IMG]تصويري از آذرميدخت

    پس از بركناري خسرو پرويز، ظرف چند سال ده پادشاه بر ايران حكومت كردند كه ششمين آنان، آذرميدخت دختر ديگر خسرو پرويز بود. با قتل يزدگرد سوم دهمين شاه اين دوران بحراني، حكومت دودمان ساساني و همچنين عمر امپراتوري ايران باستان که در معرض حملات نظامي اعراب مسلمان قرار گرفته بود به پايان رسيد. بحراني كه به پايان امپراتوري ايران در سده هفتم ميلادي انجاميد، نتيجه نابخردي هاي خسرو پرويز بود كه ژنرالها، سياستمداران و مردان فكر ايران را كشت، فراري داد و يا رنجانيد و خانه نشين ساخت و دست به يك رشته جنگها و كشورگشايي هاي غير ضروري و بي حاصل زد، و با اين كار ارتش را فرسوده و خزانه را تهي كرد و با اشتباهات داخلي باعث زورگويي هرچه بيشتر ارباب به كشاورز شد و فاصله طبقاتي افزايش يافت و بر نارضايي هاي مردم افزود.
    پوراندخت كه بانويي لايق و با تدبير بود، با اين كه ديگر خيلي دير شده بود سياست خارجي و داخلي تازه اي در پيش گرفته بود تا امپراتوري ايران را نجات دهد. وي در دسامبر سال 631 ميلادي با دولت روم شرقي قرارداد صلح امضاء كرد تا فرصت يابد دست به اصلاحات داخلي بزند. پوراندخت مي دانست كه ايرانيان از جامعه طبقاتي كه به آنان تحميل شده بود شديدا ناراضي هستند، قضات از عدالت و انصاف دور شده اند و سران ايالات براي خود اختيارات تازه اي خلق كرده و حتي سكه ضرب كرده اند. براي حل اين مسائل بود كه پوراندخت با روم (بيزانس) قرارداد صلح امضاء كرد و دستور رعايت عدالت، بخشودن ماليات عقب افتاده، لغو برتري هاي طبقاتي و اختيارات اضافي فرمانداران را داده و سكه ملي واحد ضرب كرده بود. پوراندخت حمله اعراب مسلمان از عربستان را به قلمرو ايران پيش بيني كرده و به فرماندهان ارتش اندرز داده بود كه اختلافات خود و جنگ قدرت را كنار بگذارند و آماده مقابله باشند. مسلمانان تا آن زمان بر سراسر جزيرة العرب مسلط شده بودند. با وجود تصميمات اصلاحي متعدد، حكومت پوراندخت هم، مانند ساير جانشينان خسرو پرويز دولتي مستعجل بود و اختلافات داخلي و نزاع بر سر قدرت در تيسفون ادامه يافت و ....
    سالگرد درگذشت روزبهان فسايي برخي از كرونيكلهاي رويدادهاي جهان، فوت ابو محمد روزبهان فسايي را پس از تطبيق تقويم ها، 21 ماه مه سال 1209 ميلادي ذكر كرده اند. اين عارف و انديشمند ايراني درشيراز درگذشت. تاليف مهم او «لطائف البيان» عنوان دارد.
    پيشنهاد تقسيم ايران از سوي داماد چرچيل، و اين بار در عصر سازمان ملل! [​IMG]D. E. Duncan - Sandys 21 ماه مه 1952 (ارديبهشت 1331و 14 ماه پس از ملي شدن نفت ايران) دانكن سندز (ساندز) سياستمدار، دولتمرد انگليسي و داماد وينستون چرچيل نخست وزير وقت پيشنهاد كرد كه آسانترين راه حل مسئله اي به نام «ايران» كه به وجود آمده است اين است كه ايران بارديگر ميان دولتهاي لندن و مسكو قسمت شود!. وي كه در پارلمان انگلستان سخن مي گفت، اضافه كرده بود: «محاصره اقتصادي ايران موثر واقع نخواهد شد. مروري بر تاريخ ايران نشان مي دهد كه چگونه ايرانيان ياد گرفته اند كه در جريان سختي ها خود را با هر وضعيت روز تطبيق و بدون خم آوردن به ابرو به زندگاني عادي ادامه دهند. آنان بدون صادرات و واردات هم مي توانند دوام يابند؛ به همان گونه كه در يك سال اخير (سال 1951) زندگاني عادي خود را ادامه دادند و به گزارش روزنامه نگاراني كه از ايران ديدار كرده اند سرزنده و مبارزطلب هم شده اند. بنابراين، به زانو در آمدن دولت ايران از راه محاصره اقتصادي و انزواي سياسي، تصوري بيهوده است. تبليغ رسانه اي بر ضد دولت ايران (دولت مصدق)، با هدف تغيير تفكر مردم نسبت به آن نيز سودي ندارد، زيرا كه اولا اين تبليغات به گوش عوام الناس ايران كه شيفته سخنان دكتر مصدق شده است نمي رسد و ثانيا، طبقه متوسط ايران كه تبليغات ما را مي شنود و يا مي خواند ذاتا متمايل به ناسيوناليسم ايراني است و سخني جز به سود وطن به گوشش فرو نمي رود.».
    سندز افزوده بود: «مشاهده درهم شكسته شدن ناسيوناليسم ايراني؛ آرزوي مشترك ما (غرب) و شوروي است و آسانترين راه وصول به آن، مذاكره با مسكو براي تقسيم مجدد ايران، ميان ما دو دولت به دو منطقه نفوذ است، تقريبا با همان فرمول 1907(قرارداد سن پترز بورگ) و يا هر شكلي ديگر».
    وي تاكيد كرده بود كه اگر به ناسيوناليسم ايراني فرصت ادامه حيات داده شود، فردا از يك سوي در صدد احياء ايرانزمين بر خواهد آمد و به استناد اطلس جغرافياي تاريخي ادعاي ارضي نسبت به چندين كشور خواهد كرد و از سوي ديگر به حمايت شيعيان در كشورهاي عربي برخواهد خاست كه براي غرب و شوروي، هردو، درد سري بزرگ و پايان ناپذير خواهد بود.
    دانكن سندز گفته بود كه بايد از فرصت جنگ كره (گرفتاري آمريكا و چين - آمريكا در آن زمان رقابت با انگلستان بر سر نفوذ در خاور ميانه را آغاز كرده بود) براي رسيدن به آن هدف استفاده كنيم و ....
    دانكن سندز (سنديز - ساندز) شوهر ديانا دختر چرچيل سالها نماينده پارلمان و وزير وزارتخانه هايي از جمله دفاع، مستعمرات، ساپلاي (تداركات) و خانه سازي بود. وي بود كه اعلام كرد عصر هواپيماهاي شكاري و بمب افكن به پايان رسيده و بايد روي موشك سازي تمركز كرد و چون «قدرت» از اين پس ناشي از تسليحات اتمي است، بايد پا به پاي آمريكا و شوروي بمب اتمي ساخت كه دست كم سلاحي بازدارنده است و هر دو انديشه خود را به اجراء گذارد.
    دانكن در عين حال از حاميان اصلي تشكيل اتحاديه اي از اروپاييان غير اسلاو (روسيه، لهستان، يوگوسلاوي و ...) بود تا قدرتي در برابر مسكو و واشنگتن باشد و به علاوه ممالك اروپايي وارد جنگ ديگري با خود نشوند.
    برخي مطبوعات وقت تهران بعدا به اين پيشنهاد داماد چرچيل اعتراض و از آن انتقاد كردند و نوشتند كه محافظه كاران انگلستان هنوز در رؤياهاي قرون 18 و 19 هستند و تحولات تازه جهان را درك نكرده اند. روزنامه هاي آمريكا نيز تفسيرهاي انتقاد آميز بر پيشنهاد «سندز» منتشر ساختند كه همين سر و صدا، توجه مورخان را جلب كرد و متن اظهارات داماد چرچيل را در تاريخ ضبط كرده اند. اين مورخان اظهار نظر كرده اند كه اين پيشنهاد مآلا فشار ديگري به دولت واشنگتن بود تا تسليم خواست لندن مبني بر براندازي دولت دكتر مصدق شود.
    مصاحبه دوستانه روزنامه شرق با سفير انگلستان در تهران و انتقاد روزنامه كيهان ازنحوه مصاحبه و چاپ آن به صورت خبر اول در جوّ سياسي روز روزنامه كيهان چاپ تهران (وابسته به دفتر رهبري) در مطلبي كه در صفحه دوم شماره سي و يكم ارديبهشت ماه 1385 خود منتشره ساخته از مصاحبه روزنامه شرق با سفير انگلستان در تهران و انتشار اين مصاحبه در صفحه اول به عنوان مهمترين خبر روزنامه و سبك فيچر مانند (مجله اي) مصاحبه و لحن بسيار دوستانه آن با انگلستان انتقاد كرده بود. از مطلب «كيهان» كه عينا در زير مي آيد تا درتاريخ ايرانيان براي قضاوت آيندگان باقي بماند چنين بر مي آيد كه اقدام روزنامه شرق در جوّ سياسي جاري و احساس بد ايرانيان نسبت به انگستان كه اين دولت را از عوامل بدبختي هاي وطن در طول دو قرن گذشته مي دانند شگفت انگيز و معنا دار بوده است.
    متن نوشته كيهان از اين قرار است:

    "سي ام ارديبهشت 1385 روزنامه شرق متن مصاحبه اي با سفير انگليس در تهران را منتشر كرد كه در آستانه انتشار پيش نويس بيانيه ضد ايراني سه كشور اروپايي، انگلستان را طرفدار «مدارا با ايران» معرفي مي كرد.
    «شرق» در بزرگترين تصوير و تيتر صفحه اول كه رنگ لوگوي نشريه نيز با آن تنظيم شده بود، چهره بسيار لطيفي از انگلستان به تصوير كشيده بود، درحالي كه اين دولت طي ماههاي گذشته و بخصوص در هفته هاي اخير نقش محوري در تنظيم قطعنامه و بيانيه هاي ضد ايراني ايفا كرده است.
    اين روزنامه (شرق) در مقدمه مبسوطي كه بخش عمده صفحه اول ديروز را به خود اختصاص داده بود، با عبارات بلندي از انگليس و «خدمات اين كشور در ايران!» تجليل كرد و به ياد خوانندگان آورد كه: «در مدت سه سال (دوران ماموريت سفير) انگليس از حق هسته اي ايران حمايت كرده است»، «نقش انگليس در پذيرايي از 12هزار مشروطه طلب در باغ سفارت بي بديل بوده» و «محل بزرگترين رخداد سال 1943 يعني نشست سران انگليس، آمريكا و روسيه بوده» و اينكه «چرچيل 69سالگي اش را در ايران جشن گرفته است»!
    شرق در مقدمه خود باغ سفارت انگليس و ساختمان آن را به گونه اي به تصوير كشيده كه گويي در اين محيط جز خدمت به ايران و ايراني اتفاقي نيفتاده است. اين درحالي است كه سفارت انگليس كانون كودتاي رضاخان در اسفند سال 1299 و كودتاي سياه 28مرداد 1332 عليه دولت قانوني ايران (دكتر مصدق) بوده است و اينك نيز بخش عمده اي از هماهنگي ضد ايراني- پيوند خارج و داخل- در اين سفارت خانه انجام مي شود.
    در اين مصاحبه سفير انگليس به تاريخ روابط ايران و انگليس اشاره مي كند و مصاحبه گران شرق كه مخالفان، منتقدان و دشمنان داخلي مصدق را به هر بهانه اي كه بتوانند مشت مالي مي دهند هيچ اشاره اي به آنچه كه در سال 1332 در ايران گذشت و اينكه انگليسي ها در آن نقش داشته اند يا نه نمي پرسند.
    بحث به مسائل هسته اي كشيده مي شود. هيچ كس درباره مفاد ان.پي.تي و اين كه انگليس يكي از بزرگترين زرادخانه هاي هسته اي را دارد چيزي نمي پرسد و اينكه چرا بخش هايي از ان.پي.تي كه مربوط به خلع سلاح قدرت هاي اتمي است، فراموش شده است.
    مصاحبه گران شرق به قهوه اي كه با سفير انگليس خورده اند و قهوه اي كه چرچيل با روزولت و استالين خورده بود اشاره مي كنند و باز هم (در مصاحبه) خبري از كودتاي 28مرداد نيست. (در اين مصاحبه) بحث از همكاري ايران با آژانس (بين المللي انرژي اتمي) مي شود ولي كسي به همكاري هايي كه ايران (با آن) كرده اشاره اي نمي كند و كسي هم اين را نمي پرسد كه ايران چه همكاري هايي نكرده است كه بايد مي كرده. بحث فقط درباره همكاري است.
    عكس صفحه اول شرق به سفير انگليس درحالي كه فرزندش را در آغوش دارد، اختصاص مي يابد يعني باور كنيد انگليسي ها مهربان تر از آن هستند كه عليه ما توطئه كنند و يا قطعنامه صادر كنند و يا اينكه بخواهند در تحريم عليه ما شركت كنند، و باور كنيد انگليسي ها «حتي حاضر نيستند به احتمال حمله به ايران فكر كنند.»، و نيز باور كنيد كه انگليسي ها آدم هاي خوبي هستند اگر مشكلي با آنها داريم مشكل خود ما است.
    مصاحبه شرق با سفير انگليس به گونه اي پيش مي رود كه گويي پاسخ ها قبلا داده شده بودند و بعد براي آنها پرسش نوشته شده است. پيام مصاحبه و اشاره اش يك چيز بيشتر نيست، با آمريكا رابطه نداريد انگليس كه هست!، انگليسي ها منطقي اند!.
    در پايان اين مصاحبه سفير انگليس متقابلا از «شرق» و نقش آن تقدير كرد و از اين رو شرق نوشته است: او (سفير انگليس) در پايان اين گفتگو وجود مطبوعات قدرتمند را نشانه جامعه زنده ايران ارزيابي كرد و به ما روزنامه نگاران(!) توصيه كرد خود را دست كم نگيريم و به ما يادآوري كرد كه هر روز «شرق» را مي خواند!. (پايان مطلب «كيهان» كه سردبير سابق آن در اين زمان وزير ارشاد و ناظر بر رسانه ها است.)".

    براي اطلاع بيشتر مخاطبان تاريخ ايرانيان؛ تيتر و عكس مصاحبه روزنامه شرق و چند جمله اول مصاحبه طولاني آن با سفير انگلستان از اين قرار بود:


    سفير انگليس در گفت و گوى اختصاصى با شرق اعلام كرد: از حق ايران حمايت مى كنيم (تيتر اول روزنامه شرق)
    [​IMG]



    خلاصه گفتگو (مصاحبه روزنامه شرق که اين روزنامه در زير عکس و به عنوان سوتيتر درج کرده بود):
    ۱- ايران مهم ترين مسئله سياست خارجى انگليس است.
    ۲-اقدام يك جانبه در مورد ايران مورد قبول نيست.
    ۳-بخشى از ديپلماسى در مورد ايران ادامه دارد.
    ۴-اعتماد بين ايران و غرب شكسته شده است.
    ۵-هيچكس از اقدام نظامى عليه ايران صحبت نمى كند.
    ۶-اميدوارم ايران در بسته پيشنهادى اروپا عناصر كافى را ببيند.
    ۷-ما از حق استفاده صلح آميز ايران از انرژى اتمى حمايت مى كنيم.

    گروه سياسى(روزنامه شرق) ـ نيلوفر منصوريان، احسان ابطحى: در نخستين روزهاى بهار ۸۵ (1385) سر ريچارد دالتون سفير سابق انگليس محل ماموريت سه ساله اش در تهران را ترك كرد تا جفرى دوين آدامز ۴۹ساله به خانه جديدش در خيابان فردوسى نقل مكان كند........
    دکتر علي شايگان: اگر آزادي در يک مورد محدود شود ... [​IMG]Ali Shayegan 21 مه سال 1979 (31 ارديبهشت1358خورشيدي) دكتر علي شايگان از سران جبهه ملي و از ياران دکتر مصدق، در يك اظهار نظر گفت كه اگر آزادي در يك مورد و در يك گوشه از يك جامعه محدود شود به تدريج در موارد و گوشه هاي ديگر هم محدود مي شود و در چنين وضعيتي، نخست روزنامه هاي حرفه اي تغيير قيافه خواهند داد. وضعيت يك جامعه را از شكل مطالب و محتواي روزنامه هايش مي شود حدس زد.
    شايگان ضمن گلايه از روزنامه هاي بزرگ تهران که اخبار جبهه ملي را کمرنگ منعکس مي کنند خواست که دولت از طريق وضع قانون و راههاي ديگر در امور مطبوعات دخالت نکند تا پايه هاي آزادي بيان در ايران استوار گردد.

    در قلمرو انديشه وضعيت دمكراسي در زادروز افلاتون - نگاهي کوتاه به انديشه هاي افلاتون [​IMG]تصوير مجسمه افلاتون امروز زادروز افلاتون انديشمند بزرگ يونان باستان است كه 21 ماه مه سال 427 پيش از ميلاد به دنيا آمده بود. انديشه هاي افلاطون به ويژه در زمينه دمكراسي، بيش از هر فيلسوف عهد باستان در شكل گرفتن افكار انديشمندان قرون جديد و معاصر نفوذ داشته است. گرچه نتيجه انتخابات چند دهه اخير در كشورهاي مختلف، انديشمندان معاصر را بر آن داشته است كه بگويند مشاركت و شناخت، اراده و آزادي عمل راي دهندگان در تمرين دمكراسي اصيل (حكومت مردم) و در نتيجه تحقق آن به معناي واقعي كلمه، حتي در كشورهاي بسيار پيشرفته هم آن طور كه بايد، عملي نشده است.
    به نظر اين انديشمندان، عوام الناس قبلا و وسيعا بايد آموزش دمكراسي ببينند و با فلسفه انتخاب نماينده از جانب خود عميقا آشنا شوند و با تمام وجود و علاقه و احساس مسئوليت در انتخابات مشاركت كنند.
    بسياري از اين انديشمندان خواستار تجديد نظر در روش هاي تمرين دمكراسي و بازسازي ابزارهاي مربوط شده اند و گفته اند كه وضعيت دمكراسي سال به سال نمايشي تر و ظاهري مي شود زيرا كه احزاب برپايه منافع اشخاص ايجاد و يا تغيير شكل مي دهند، رسانه ها هرچه بيشتر تجاري و محل كسب درآمد شده اند و طبقه کوچکي از مردم با استفاده از بي اعتنايي و غفلت توده ها نسبت به فرضيه ها و اصول دمكراسي كه «انتخاب بهتر ها و داوطلبان صميمي خدمت به جامعه خود و بشريت» است دارد به صورت «مشتاقان حكومت كردن بر ديگران، سلاطين كوچولو، رؤساي مادام العمر و ...» ايجاد مي شود كه پس از ريشه گرفتن آن، تصحيح وضعيت با راههاي متعارف امكان پذير نخواهد بود. تجديد انتخاب مكرر همان نمايندگان، خريد تمايل مردم به نامزد مورد نظر با آگهي و اعلان و هزينه كردن پول (تبليغات)، نبود منطق انتخاباتي و ... از جمله اين مسائل و انحراف از اصول و تعاريف دمكراسي است. دولت و اصحاب فرضيه دمكراسي و مصلحين بايد چشم و گوش راي دهندگان براي گزينش هرچه بهتر و دقيقتر را باز كنند. متدهاي دمكراسي در هر جامعه بايد برپايه شرايط و روانشناسي آن جامعه باشد. بنابراين تا صدها سال ديگر هم نمي شود يك الگوي دمكراسي براي همه جوامع بشر در نظر گرفت و به اجرا درآورد.
    به نظر اين انديشمندان، دمكراسي افلاتون را در جوامع كوچك (روستاها، شهرهاي كم جمعيت و كوي و برزن شهرهاي بزرگتر) مي توان به صورتي دقيقتر پياده كرد و در اصل هم، فرضيه افلاتون براي شهر آتن آن زمان طراحي شده بود كه نفوس چنداني نداشت. بنابراين، عملي ترين راه انتخابات، فعلا بايد به صورت هرم دمكراسي (شبيه به روش ساويت ها در روسيه پس از انقلاب 1917، ولي نه ظاهري بلكه واقعي) باشد.
    افلاتون شاگرد سقراط و معلم ارسطو و بنيادگذار آكادمي (مدرسه علوم، فلسفه و ادبيات) بود. آثار او به صورت گفت و شنود (مناظره) است كه معروفترينشان «جمهوري» است و همچنين «پوزش» و «ذات عدالت».
    افلاتون در سال 399 پيش از ميلاد شاهد خودكشي آموزگارش سقراط به حكم دادگاه آتن (محكمه خلق) بود و در اين باره نوشته است كه سقراط پيشنهاد فرار از آتن را رد كرد و به حكم دادگاه كه مي دانست درست نبوده تسليم شد و جام زهر را نوشيد تا احترام به قوه قضايي كه حفظ حقوق مردم و امنيت و آرامش آنان برعهده آن است محفوظ بماند. اين نظر افلاتون كه سران دولتها بايد فيلسوف باشند و يا فلسفه بدانند و نيز نخبگان داراي يكي از اين سه خصلت؛ هوشمندي (آگاه)، دليري (شجاع) و زور بازو (نيروي جسماني، هدف: آگاه از فنون رزم بوده است) بايد باشند تا كنون در هيچ تفسيري رد نشده اند. وي برجستگان يك ملت را دو گروه كرده است: مردان (افراد) عمل و مردان فكر، كه جامعه بايد از هر فرد در جاي خود استفاده كند و اگر هر دو شرط در يك و يا چندين فرد يك جامعه جمع باشد، كه خوشا به حال آن جامعه. افلاتون روي مديريت شايسته و استفاده بهينه يك جامعه از دانش، استعداد، لياقت و مهارت اعضاي خود تاكيد و سفارش بسيار كرده است.
    افلاتون (Plato پليتو، كه پلاتون در زبان يوناني به معناي چهار شانه است، بنابراين نام دوران كودكي او بايد چيز ديگري باشد) در 74 سالگي در سال 347 پيش از ميلاد درگذشت.

    در دنياي داستان نويسي زادروز هارولد رابينز [​IMG]رابينز


    «هارولد رابينز» نويسنده اي كه حقايق مكشوفه خود را به صورت داستان مي نوشت 21 ماه مه 1916 به دنيا آمد. داستان هاي معروف وي که 81 سال عمر کرد عبارتند از: هرگز با غريبه دوست نشو، خانه شماره 79 خيابان پارک، بانوي تنها، کافي نيست، تايکون (توانگر) و ....
    رابينز تنها رويدادهايي را خود تجربه کرده بود و يا شاهد عيني آنها بود به صورت داستان مي نوشت و لذا بر دل مي نشستند و پند مي آموختند.

    در دنياي تاريخ‌نگاري مورخ سويسي: ايران ابر قدرت انديشه و قلم در قرون وسطا 21 ماه مه زادروز «اميل ارماتينگر» مورخ سويسي است كه بسال 1873 چشم به جهان گشود. وي در اثر مهم خود «تاريخ ادبيات جهان» در مقدمه فصل «ادبيات ايران در قرون وسطي» خاطر نشان كرده است كه در اين قرون (قرون وسطا)، ايرانيان با خلق آثاري بي همتا، ميهن خود را يك بار ديگر ابر قدرت جهان كرده بودند، اين بار با انديشه و قلم، نه زور سرباز و نيزه. در اين قرون، ايران زمين در معرض تاخت و تاز لاينقطع قبايل خارجي بود و به ايرانيان مجال فعاليت حكومتي نمي داد. تا نيمه قرن هفتم ميلادي، قسمت بزرگي از تلاش هر دولت وقت ايران صرف اين مي شد كه قبايل خارجي كه تمدني عقب مانده داشتند و غارت كردن ملل متمدن و انسان شهر نشين به صورت فرهنگشان در آمده بود پاي به قلمرو ايران نگذارند.
    اميل ارماتينگر در فصل «نوشته هاي باقيمانده از جهان باستان»، سنگنبشته هاي ايران، اوستا و زند و نيز عقابد ماني و كتب ديگر از جمله ترجمه كليله و دمنه از هندي به «پارسي ميانه»، يادگار زريران، كارنامك اردشيرپاپكان و ... را به تفصيل شرح و در رديف ادبيات جهان در عهد باستان قرار داده است.

    در قلمرو رسانه‌ها يك نمونه ديگر از ضعف خبرنويسي و انشاء خبر در روزنامه هاي تهران روزنامه «همشهري» چاپ تهران كه ناشر آن شهرداري اين شهر است در شماره 24 ماه مه سال 2006 خود چنين گزارش كرده است:

    « رئيس مركز حفاظت اطلاعات قوه قضائيه از دستگيري بيش از ۱۰ نفر از اعضاي باندي خبر داد كه با تطميع و تهديد و جعل اسناد در پرونده هاي قضايي مردم، از آنان اخاذي مي كردند.
    به گزارش روابط عمومي قوه قضاييه اصغر جهانگير افزود: اعضاي اين باند به عنوان اشخاص ذي نفوذ و داراي عناوين جعلي با قبول پرونده هاي مردم، آنها را تطميع مي كردند و در صورت عدم موافقت صاحبان پرونده متوسل به تهديد شده و حتي براي مراحل مختلف رسيدگي پرونده ها، نرخ هاي متفاوتي تعيين كرده بودند.
    پرونده بعضي از افراد در خانه اعضاي دستگير شده اين باند پيدا شده است.
    وي همچنين ادامه داد: غالب كساني كه دستگير مي شوند، هيچ ارتباطي با دستگاه قضايي ندارند و تحت عناوين مختلف سعي در اخاذي از مردم و گرفتن روحيه اميد و اعتمادي كه در سايه نظام مقدس جمهوري اسلامي پيدا شده، دارند.».

    اين بود متن خبر، بدون كم و كاست. نگارنده اين سايت (تاريخ ايرانيان) با پنجاه سال كار روزنامه نگاري كه چيزي از اين خبر نفهميد، چه رسد به يك مخاطب معمولي. وقتي يك مخاطب نتواند از يك خبر، اطلاعي به دست آورد از خير خواندن خبر و خريدن روزنامه مي گذرد. صفار هرندي وزير ارشاد كه يك روزنامه نگار با تجربه است از كاهش تيراژها ناليده است. يكي از دلايل كاهش تيراژ همين مبهم بودن اخبار است. نوشتن خبر، اصول و قواعد دارد. دبير خبر نبايد يك خبر ناقص و مبهم را به صفحه بندي ارسال دارد. بايد آن را به خبرنگار باز گرداند تا تكميل كند. براي قابل فهم شدن خبري كه در بالا آمده است بايد چند مفسر بنشينند و آن را تفسير كنند تا مفهوم شود. رسالت اجراي بند دوم اصل سوم قانون اساسي بر عهده وزارت ارشاد است. براي وزارت ارشاد راه ديگري وجود ندارد جز قطع كمك هاي مالي دولت به نشريات و دادن پروانه انتشار نشريه به روزنامه نگار حرفه اي. روزنامه نگار حرفه اي محال است خبر ناقص را براي چاپ ارسال دارد. كمك مالي دولت باعث مي شود كه ناشر روزنامه از پايين بودن تيراژ و فروش نداشتن نهراسد و روزنامه دويست توماني را پنجاه تومان بفروشد. ناشري كه متكي به كمك مالي دولت باشد نمي رود خبرنگار ماهر كه كمياب و گران است بيابد و استخدام كند.

    ساير ملل پيروزي بزرگ هانيبال [​IMG]
    21ماه مه سال ۲۱۶ پيش از ميلاد نيروهاي كارتاژ به فرماندهي هانيبال كه وارد شمال ايتاليا شده بود، در اين منطقه ارتش روم را شكست دادند. در اين جنگ بيش از 45 هزار سرباز رومي كشته شدند. هانيبال قبلا اسپانيا و قسمتي از فرانسه را گرفته بود.
    اصلاحات نظامي «ماريوس» بر پايه تشکيلات ارتش ايران باستان ژنرال «گايوس ماريوس» فرمانده ارتش روم، در اين روز در ماه مه سال ۱۰۷ پيش از ميلاد سياستمداران و دولتمردان رومي را قانع كرد كه اين كشور ارتشي مشابه ارتش ايران دوران هخامنشيان لازم دارد تا ابر قدرت واقعي و دائمي شود.
    تا آن زمان ارتش روم مركب از مردان داوطلب طبقات اول و دوم جامعه اين كشور بود كه بدون دريافت دستمزد، و صرفاً به منظورخدمت به وطن به جنگ مي رفتند و پس از پايان هر جنگ، ديگر عملاً ارتشي وجودنداشت. ماريوس كه تاريخ هخامنشيان ، نوشته مورخان يوناني ، را خوانده و در يك جنگ نيز با ايرانيان روبه رو شده بود عقيده داشت كه روم به ارتشي دائم مركب از همه داوطلبان از طبقه پايين تا بالا لازم دارد كه سپاهيگري را شغل و منبع درآمد قرار دهند و به مدت ۲۰ سال، شب و روز آماده خدمت باشند و در سربازخانه ها بسر برند. اين پيشنهاد ژنرال ماريوس به تصويب رسيد و روم در سايه آن داراي يك ارتش دائمي نيرومند شد و ابر قدرت گرديد. اين رويداد در تاريخ عهد باستان «رفورم نظامي ماريوس» عنوان گرفته است.
    آغاز حمله نظاميان به کمون پاريس [​IMG]


    در اين روز در سال 1871حمله نظاميان فرانسوي به كمون پاريس آغاز شد كه در اين جنگ خياباني و تن به تن خونين و طولاني بيش از 20 هزار كمونارد كشته و 38 هزار تن ديگر اسير شدند. بسياري از كموناردها را كه مدتي بر پاريس حكومت كردند زنان تشكيل داده بودند. پايتخت فرانسه از زمان شکست ارتش اين کشوراز آلمان عملا در کنترل کمون پاريس بود که خيابانها و کوچه ها را براي دفاع، به صورتي که در عکس ديده مي شود سنگربندي کرده بودند.
    اعدام«اميل هانري» آنارشيست فرانسوي و اشاره اي به اظهارات او در دادگاه: هيچ ثروتمندي بي گناه نيست [​IMG]اميل هنري


    بيست و يکم مه مه سال 1894 «اميل هنري» آنارشيست 22 ساله فرانسوي كه كافه پاتوق ثروتمندان (بورژواها) را در پاريس با انفجار بمب ويران ساخته بود كه ضمن آن يك تن كشته و 20 نفر مجروح شده بودند و چند اتهام ديگر از اين قبيل، به حكم دادگاه با گيوتين گردن زده شد. وي كه وابسته به يك فاميل اعيان بود در دادگاه گفته بود كه به نظراو، هيچ ثروتمندي بي گناه نيست.
    اگر دفاعيات «اميل هانري» در ماه مه 1894 که در محکمه ايراد شد مورد توجه قرار گرفته بود تكرار آن تا به امروز ادامه نداشت. اتهام
    «اميل هنري» چند مورد بمب گذاري منجر به مرگ و جرح و ويراني از جمله قرار دادن بمب در راهرو ساختمان يك كمپاني معدن، در پاسگاه پليس و همچنين در كافه پاتوق ثروتمندان.
    اميل دانشجوي دانشگاه بود. پدر «اميل» با اين که وابسته به يک خانواده از اشراف بود با انقلابيون فرانسه همکاري مي کرد و از اعضاي كمون پاريس بود. وي در سال 1871 با خانواده اش به اسپانيا گريخته بود که سال بعد، اميل در اين كشور به دنيا آمده بود و بنابراين از كودكي با افكار انقلابي و مبارزه با ظلم و تعدي و دفاع از طبقه تنگدست آشنا شده بود. اميل با اين افکار در دانشگاه به صف آنارشيستها كه پرچم مبارزه با ظلم و كاهش قدرت حكام (با توزيع اختيارات دولت ميان شوراهاي محلي) را به دوش مي كشيدند پيوسته بود. (در دهه هاي آخر قرن 20 و دهه اول قرن 21 عنوان تروريست بر افرادي با طرز عمل آنارشيست ها گذارده اند)
    پس از دستگير شدن، دفاعيات اميل در دادگاه كه در حقيقت بيان انگيزه بود از اسناد مهم تاريخ معاصر است. وي گفته بود كه اظهاراتش براي رهانيدن خود از اعدام نيست و صرفا به خاطر دادن هشدار به مقامات ارشد دولتي است تا «علت» را بشناسند و برطرف سازند و سراغ «معلول» نروند كه اصل مسئله را حل نمي كند.
    دفاعيات اميل در كتب درسي رشته هاي تاريخ دانشگاهها آمده بود، مخصوصا كه روز اعدام او، 22 مه، مصادف با سالروز رويدادي بود كه در شب آن روز (22 مه سال 1176 ميلادي) فدائيان (اسماعيليه) در چادر صلاح الدين ايوبي كه درحاشيه حلب (قديمي ترين شهر سوريه و دومين شهر فعلي اين كشور از نظر جمعيت) استقرار يافته بود به عنوان هشدار، خنجر و نوشته اي گذارده بودند كه از محاصره نظامي پايگاه آنان دست بردارد، به همان گونه كه گروه ايراني اين جمعيت (الموتي ها) چنين خنجري و نوشته اي را در خوابگاه سلطان سنجر قرار داده بودند و صلاح الدين هشدار را پذيرفته بود. مي دانيم كه واژه بين المللي «اسسين» به معناي تروريست از كلمه حشاشين است كه ماركوپولو و يك سياح اروپايي ديگر بر فدائيان (سازمان تاسيس شده توسط حسن صباح) گذارده بودند و تا به امروز بكار برده مي شود.
    اميل در جلسه دادگاه گفته بود: تجربه كوتاه من نشان داد كه بر خلاف تصور هر انسان ناآلوده - تنها چاپلوسي، دروغگويي، دو رويي، حيله، تقلب و داشتن استعداد ظلم كردن، اجحاف و حق كشي وسيله كسب قدرت و ثروت و داشتن زندگاني مرفه است و كسي در انديشه تامين عدالت براي تنگدستان، رنجبران و ضعفاء نيست. ضعفاء با بدبختي و مشقت زندگي مي كنند و در ميان فقر و حرمان مي ميرند؛ درست مثل اين كه به دنيا آمده اند تا رنج ببرند و وسائل خوشي و زندگاني مرّفه شمار كمي را تامين كنند و اين وضعيت مرا به تغيير دادن اين وضعيت برانگيخت و ....
    سوهارتو و بازي سرنوشت [​IMG]سوهارتو پير و متهم ـــ سوهارتو كودتاگر ژنرال سوهارتو 21 ماه مه 1966 با كودتا در اندونزي قدرت را به دست گرفت. وي ظرف سه ماه بيش از يكصد هزار كمونيست را در آن كشور نابود كرد.
    سورهارتو 32 سال بعد در همين روز بر اثر فشار مخالفان كه اورا متهم به فسادمالي و ديكتاتوري كرده بودند و نيز تظاهرات پي گير مردم مجبور به كناره گيري شد و بعدا نيز تحت تعقيب قضايي قرار گرفت.
    در پي اين رويداد به تدريج گروهي از همان دسته اي كه توسط سوهارتو و همدستانش بر كنار شده بودند به قدرت باز گشتند و دختر سوكارنو براي يک دوره بر جاي پدرش كه سوهارتو او را بر كنار كرده بود نشست. دكتر احمد سوكارنو بنياد گذار جمهوري اندونزي بود كه سوهارتو قدرت حكومتي را از او گرفت. سوهارتو و همدستانش به خواست و حمايت غرب سوکارنو را از کار برکنار کردند تا نه تنها به نفوذ چين و شوروي در اندونزي پايان داده شود، بلکه جنبش عدم تعهد که سوکارنو يکي از بنيادگذاران آن بود تضعيف و بي دندان شود و هر دو هدف با برکناري سوکارنو تامين شد.
    روزي که راجيو گاندي (پارسي - هندي) کشته شد [​IMG]راجيو 21 ماه مه سال 1991 راجيو گاندي 47 ساله نخست وزير پيشين هند كه از جانب پدرش فيروز، يك پارسي بود درجريان تبليغات انتخاباتي در منطقه تاميل نادو (نزديک مدرس) توسط يك زن در يك انفجار انتحاري كشته شد. اين زن که بمب را بر شکم بسته بود از هواداران ببرهاي تاميل (جدايي طلبان سريلانکا) بود. راجيو در زمان نخست وزيري خود، واحد نظامي به سريلانکا فرستاده بود تا به برقراري صلح کمک کنند که تاميلي ها اين عمل را اقدامي برضد خود که خواهان استقلال بوده اند تلقي کرده بودند. راجيو درجريان تيليغ براي يک نامزد محلي از حزب کنگره به «تاميل نادو» رفته بود تا در اجتماع مردم سخنراني کند.
    راجيو پسر اينديرا که قبلا خلبان هواپيماي مسافربر در خطوط «ايراينديا» بود پس از مرگ برادرش «سنجاي» وارد سياست شد و بعد از قتل مادرش، نخست وزيري هند را پذيرفت ولي هنوز دوره اش به پايان نرسيده بود که کناره گيري کرد. سونيا همسر ايتاليايي تبار راجيو، اينک بالا ترين مقام حزب کنگره را که نهرو پدر بزرگ راجيو از موسسان آن بود برعهده دارد.
    بازرسي دفتر احمد چلبي در بغداد! - مردي که از آمريکا پول مي گرفت و ...! [​IMG]قاب عكس شكسته چلبي 20 ماه مه 2004 خبر اول بخش مشروح اخبار شب شبكه هاي تلويزيوني آمريكا و تيتر اول روزنامه هاي بامداد روز بعد ( 21 ماه مه ) اين كشور بازرسي از دفتر و منزل احمد چلبي و ضبط اسناد و كامپيوتر هاي او و گلوله زدن به قاب عكسش بود. اين رسانه ها از چلبي به عنوان فردي كه تا چند روز پيش از آن بازرسي، نزديكترين همكار پنتاگون بود و جمعا 27 ميليون دلار بابت گزارشها و همكاري خود از آمريكا دريافت داشته نام برده و اشاره كرده بودند كه قبلا قرار بود او را بر جاي صدام حسين بنشانند.
    هنگام بازرسي از خانه احمد چلبي در بغداد، او را از اطاق خوابش بيرون كشيده بودند. مقامات آمريكايي اين اتهام چلبي را كه سازمانهاي اف. بي. آي و «سيا» در بازرسي خانه او دست داشتند تكذيب كرده و گفته بودند كه پليس عراق به دستور مقامات قضايي محلي دست به بازرسي زده بود و آمريكا دخالت نداشت.
    چلبي عضو شوراي حاكمه وقت عراق پس از بازرسي از خانه و دفترش گفته بود: وقتي آمريكاييان با دوست خود چنين كنند با ديگران چه خواهند كرد.
    رسانه هاي آمريكا آخرين دريافتي ماهانه چلبي از خزانه اين دولت را 340 هزار دلار ذكر كرده بودند. برخي عراقي ها گفته بودند كه تيراندازي به قاب عكس چلبي كه نشانه تنفر پليس تازه عراق ازوست؛ نكته اي است كه ديگران بايد به آن توجه کنند!. به باور اصحاب نظر، گزارش هاي نادرست و ساختگي احمد چلبي از تلاشهاي اتمي دولت صدام حسين و مصاحبه هاي تلويزيوني وي در اين زمينه، سند حمله نظامي آمريکا به عراق قرار گرفته بود که اين دولت از مدتها قبل در فکر استقرار در عراق جهت حفظ اقتدار جهاني خود بود. چلبي در زمان صدام حسين به صورت «خود تبعيدي» در خارج از عراق زندگي مي کرد و سازماني جهت مبارزه با صدام تاسيس کرده بود.
    جمعه شب ( 21 مه 2004) شبكه «اي بي سي» آمريكا گفت كه يكي از اتهامات وارده به احمد چلبي تماس با مقامات جمهوري اسلامي ايران و دادن اطلاعات محرمانه به آنان بوده است كه اين اطلاعات را از مقامات آمريكايي به دست آورده بود.
    [​IMG]احمد چلبي، هوشيارزيباري، بانو رند الرحيم نماينده سياسي عراق در واشنگتن و عدنان پاچه چي از مدعوين مراسم نطق سالانه رئيس جمهور آمريكا در اجلاس مشترك دو اطاق كنگره در بيستم ژانويه سال2004 بودند كه در دو عكس ادغام شده بالا در كنار لورا بوش همسر جورج بوش در تالار كنگره ديده مي شوند. در گوشه بالايي سمت چپ اين عكس ادغام شده، پشت جلد مجله نيوزويك با عكس چلبي در قاب شكسته و تيتر مربوط به او آمده است


    افشاگري شبكه «اي. بي سي» در باره سوابق مستشاران آمريكايي زندان ابوغريب (عراق) شبكه تلويزيوني «اي بي سي» آمريكا در بخش اخبار مشروح ساعت شش و نيم بعد از ظهر بيستم مه 2004 خود از قول خبرنگار ويژه اش گزارش داد كه برخي از مستشاران زندان ابو غريب كه در آمريكا استخدام و اعزام شده بودند در آمريکا هم سابقه اذيت و آزار زندانيان را داشته اند. اين عده براي راه اندازي مجدد و رو به راه كردن زندان «ابوغريب» به عراق فرستاده شده بودند.
    «اي بي سي» اضافه كرد كه «لين مك كاتر» يكي از اين كميسيونرها قبلا در ايالت يوتا مدير زندان بود و در سال 1997 يك امريكايي زنداني به نام «مايكل والنت» را كه مشكل رواني داشت و به حرف زندانبابان اعتنا نمي كرد به مدت 16 ساعت به صندلي بسته بود كه بر اثر لخته شدن خون درگذشت. يكي ديگر «گري دلاند» بوده است كه در آمريکا به او برچسب ساديستيك بودن زده بودند. يك مستشار هم به نام«جان آرامسترانگ» تا سال 2003 رئيس زندان ايالت كانكتيكت بود كه اجراي تاكتيك او در اين زندان منجر به مرگ سه زنداني شده بود. از او براي آموزش زندانبانان ابو غريب استفاده شده است و ....
    اين شبكه همچنين عكس هاي تازه اي را كه از زندان ابوغريب به دست آورده بود منتشر ساخت كه نشان مي داد مامور آمريكايي پس از معاينه يك زنداني بر زمين افتاده (عراقي) و اطمينان از مرگ او، انگشت شست خود را به علامت پيروزي بلند كرده بود (عکس پايين).
    [​IMG]


    نظر «کاسيانوف» درباره تغيير روش روسيه ميخائيل كاسيانف كه تا سال 2004 نخست وزير روسيه بود 20 مه 2005 گفته بود: ولاديمير پوتين رئيس جمهور دارد نظام حكومتي شوروي را با عناصر كاپيتاليسم دولتي برمنطقه روسيه حكمفرما مي سازد تا امپراتوري تازه اي بر اين پايه به وجود آورد. وي اضافه كرده بود كه با تغيير قانون انتخابات روسيه، امكان ورود مخالفان به دوما (پارلمان روسيه) و انجام هر گونه تغييري، ديگر وجود ندارد و انقلاب نرم (مخملي) به صورتي كه در گرجستان و اوكراين انجام شد در ساير جمهوري ها عملي نخواهد شد، زيرا كه مسكو چنين تحولي را نمي خواهد. طبق برخي اظهار نظرها، با حركات تازه پوتين، از اين پس، غرب نبايد انتظار روسيه آرام 13سال گذشته (از1991 تا 2004) را داشته باشد، آن دوره به تاريخ سپرده شده است.
    پس از 133 سال يك مكزيكي تبار دوباره شهردار لس آنجلس شد [​IMG]Antonio Villaraigosa

    نوزدهم مه 2005 يك پاپيوليست مكزيكي تبار 52 ساله به نام «آنتونيو ويلاراايگوساAntonio Villaraigosa» به سمت شهردار لس آنجلس، دومين شهر پرجمعيت آمريكا با 59 درصد آراء انتخاب شد كه يك رويداد تاريخي تلقي شده است. وي قبلا عضو شوراي شهر لس آنجلس بود كه صدها هزار ايراني از ساكنان آن منطقه بشمار مي آيند و از راي دهندگان هستند.
    با اين انتخاب، پس از 133 سال حكومت اين شهر بار ديگر به دست مكزيكي تبارها، ساكنان قديمي آن افتاده است.
    نيروهاي نظامي آمريكا در نيمه قرن نوزدهم با چند جنگ و شكست دادن ارتش مكزيك چند ايالت از جمله كاليفرنيا، آريزونا، نيومكزيكو، يونا،نوادا و قسمتي از کلرادو و ويومينگ متعلق به مكزيك را از اين كشور گرفتند كه طبق قرارداد «گوادولوپ ـ هيدالگو» مصوب در19 مه 1848 دولت مكزيك با دريافت 15ميليون دلار پول از آنها صرف نظر كرد و پس از مدتي جمعيت غير مكزيكي اين مناطق (مهاجران اروپايي و چيني ـ ژاپني) فزوني گرفت و از سال 1872 شهرداري لس آنجلس از دست مكزيكي تبارها خارج شده بود كه در19 مه 2005 دوباره به دست آنان افتاد.
    تا ماه مه 2005 بوميان ماساچوست قانونا حق ورود به شهر بوستون را نداشتند! پارلمان ايالت مشترك المنافع ماساچوست آمريكا 19 مه 2005 يك قانون مصوب سال 1675 (335 ساله) اين ايالت را لغو كرد. طبق اين قانون كه از 335 سال پيش به قوت خود باقي بود، بوميان آمريكا (سرخپوستان) حق ورود به محدوده شهر بوستون را نداشتند. گرچه اين قانون سالها عملا رعايت نمي شد ولي بوميان دو قبيله «پنوب سكات» و «نيپ نوك» كه در نزديكي بوستون سكونت دارند با ترس و لرز وارد اين شهر مي شدند و مي كوشيدند كاري نكنند كه پليس مداخله كند و به اين قانون قديمي استناد شود و مجرم شناخته شوند.
    اين قانون در زماني به تصويب شوراي مهاجران محل و تاييد دادگاه انگليسي مهاجر نشين ماساچوست رسيده بود كه بوميان مي كوشيدند اروپاييان مهاجر را كه مهاجم شناخته شده بودند از اراضي نياكان خود اخراج كنند و براي رسيدن به اين هدف آماده هرگونه فداكاري از جمله كشته شدن در جنگ با مهاجران بودند.

    برخي ديگر از رويدادهاي 21 مي 1951: در سال 1330 خورشيدي تهراني ها در ميدان بهارستان بر ضد مداخلات انگلستان و در همين روز درسال 1358(درست 28 سال بعد) بر ضد مداخلات آمريكا وسيعا تظاهرات كردند!.
    2003: در الجزاير در يك زمين لرزه شديد بيش از 2 هزار تن كشته شدند.