بس کن این جور و جفا کار من از کار گذشت عمربی حاصل من بی دل و دلدار گذشت ناله ها کردم و گوش تو بدهکار نبود ناله های دل من از در و دیوار گذشت از همان روز که دلبسته ی موی تو شدم روزگارم ز غمت همچو شب تار گذشت گفتمت ناز مکن فصل خزان در پیش است دیدی آن همهمه و گرمی بازار گذشت؟ بنویسید همه قصه ی ناکامی من روزگارم همه در حسرت آن یار گذشت بی حساب است غم درد تو در سینه ی من کار درمان من از نسخه ی عطار گذشت لحظه ای از غم عشق تو نبودم دلشاد عمر کوتاه مرا بین که چه دشوار گذشت...