زندگی از سر خط...؟ واژه لبریز سؤال یک بغل یاس پر از یأس همین و سپس کودکی مُرد به گهواره ی خود ... مزه ی تلخ عبث لای دندان همه مردم شهر آرزوها همه دور آرزو رفت به گور دست در گردن حس پشت دروازه ی نادانی ما گُل مرداب حماقت به خدا نفسی تازه کشید . . . زندگی از سر خط دیکته سرشار غلط نمره ی هیچ نثار من و تو تیتر روزنامه ی فردای وطن مرگ هم از سر خط...