1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

من زُل زده ام به تو ....به تابیدن تو...

شروع موضوع توسط minaaa ‏11/5/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113


    یک قصه ی تازه است بوسیدن تو... یک لحظه تو را خواستن و دیدن تو...

    خوشحالم از اینکه تو فقط مال منی
    می خندم از این بودن و خندیدن تو

    از باغ بزرگی که تو را چیده بُدم
    باغبان آمده حالا پی دزدیدن تو

    لیک هرگز به کسی عشق تو را پس ندهم
    سالها شغل من اینست پرستیدن تو

    روزها سرخوش دیدار تو و مست تو ام
    شب که شد خواب ندارم پی رقصیدن تو

    تو نه از طایفه ی آدم و از جنس منی
    باید اقرار کنم لیک به نامیدن تو

    از شرق به غرب و از غرب به شرق
    من زُل زده ام به تو ....به تابیدن تو

    ....بانو نکند خواب به چشمت برود
    میترسم از آن یکدفه خوابیدن تو

    ...لا اقل قول بده از یاد تو بیرون نروم
    مرُدم آخر اگر از شعر سراییدن تو...!
    ​