1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

نمی گشاید کس دری

شروع موضوع توسط minaaa ‏11/5/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    پشت در، لرزان
    در انتظار جوابی
    هراسان از غبار مه
    سینه اش سنگین از هیچی
    مغمومی که با گرمی شعله به اندازه یک لنگه در فاصله دارد
    اما نمی گشاید کس دری
    زانوها از سنگینی یأس می شکند
    نگاهش دوخته به برف
    گرمای اشکی برف را سوراخ می کند
    - اگر تمام درختهایی که نظاره گر این رنجورند با او بگریند دیگر برفی نخواهد ماند -
    اما درختان سرگرم کار خویشند
    در پشت غبار صدایی نیست
    چاره اش چه باد؟
    جز اینکه بخواهد از برف - عجز آلوده -
    که از سرمایش بکاهد