1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

خطوط مهربانی چند

شروع موضوع توسط minaaa ‏11/5/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    جهان از یال یک ماهور
    سرازیر بود :
    او می آمد ،
    کسی در من می جوشید
    نگاه می کرد ،
    کسی بر من می تابید
    برایش شعر می خواندم ؛
    هر از گاهی که با آوای شعرم
    سرتکان می داد ،
    کسی درمن می بالید
    زخمه های چند زمستان
    مانده بود بر تار موهایش
    خطوط مهرتانی چند ؛
    ـــ گواه پویش رنجی عمیق و ژرف ـــ
    در زیر چشمانش . . .
    من اما با درونش آشنا بودم
    با نگاهش . . .
    من اما با کلامش وقت اندرز
    آشنا بودم
    که می گفت :
    حذر کن
    بی چراغ از مِه
    بپرهیز
    از نگاههای فریبنده
    حذرکن
    زین تعلقهای وهم آلود
    که گاه از روی بیماریست . . .
    که با عمر حبابی ـــ هر کجا ـــ
    بر زبان هرکس و هر ناکسی جاریست . . .
    به فردا ؛
    به گندمزارهای سبز نان فردا
    به نای نی
    به لبخند سپید بندیان
    رسته از زنجیر
    به رقص بید در باران
    به باغهای پر از انجیر
    بیندیش