حنجره ها روزه ی سکوت گرفتند پنجره ها تار عنکبوت گرفتند عقده ی فریاد بود و بغض گلوگیر هت فصیح مرا سکوت گرفتند نعره زدم : عاشقان گرسنه ی مرگند درد مرا قوت لایموت گرفتند چون پر پروانه تا که دست گشودم دست مرا لحظه ی قنوت گرفتند خط خطا بر سرود صبح کشیدند روشنی صفحه را خطوط گرفتند