1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

دلسرد

شروع موضوع توسط (̅(َ_̅_̅(َ)ڪے ‏11/5/11 در انجمن اشعار

  1. Sert oğul

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/10
    ارسال ها:
    17,621
    تشکر شده:
    6,352
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    IOG
    قصه ام دیگر زنگار گرفت
    با نفس های شبم پیوندی است
    پرتویی لغزد اگر بر لب او
    گویدم دل : هوس لبخندی است
    خیره چشمانش با من گوید
    کو چراغی که فروزد دل ما
    ؟
    هر که افسرد به جان با من گفت
    آتشی کو که بسوزد دل ما؟
    خشت می افتد ازاین دیوار
    رنج بیهوده نگهبانش برد
    دست باید نرود سوی کلنگ
    سیل اگر آمد آسانش برد
    باد نمناک زمان می گذرد
    رنگ می ریزد از پیکر ما
    خانه را نقش فساد است به سقف
    سرنگون
    خواهد شد بر سرما
    گاه می لرزد با روی سکوت
    غولها سر به زمین می سایند
    پای در پیش مبادا بنهید
    چشم ها در ره شب می پایند
    تکیه گاهم اگر امشب لرزید
    بایدم دست به دیوار گرفت
    با نفس های شبم پیوندی است
    قصه ام دیگر زنگار گرفت