1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

نزدیک دورها

شروع موضوع توسط (̅(َ_̅_̅(َ)ڪے ‏11/5/11 در انجمن اشعار

  1. Sert oğul

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/10
    ارسال ها:
    17,621
    تشکر شده:
    6,352
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    IOG
    زن دم درگاه بود
    با بدنی از همیشه
    رفتم نزدیک
    چشم مفصل شد
    حرف بدل شد به پر به شور به اشراق
    سایه بدل شد به آفتاب
    رفتم قدری در
    آفتاب بگردم
    دور شدم در اشاره های خوشایند
    رفتم تا وعده گاه کودکی و شن
    تا وسط اشتباه های مفرح
    تا همه چیزهای محض
    رفتم نزدیک آبهای مصور
    پای درخت شکوفه دار گلابی
    با تنه ای از حضور
    نبض می آمیخت با حقایق مرطوب
    حیرت من بادرخت قاتی می شد
    دیدم در چند متری
    ملکوتم
    دیدم قدری گرفته ام
    انسان وقتی دلش گرفت
    از پی تدبیر می رود
    من هم رفتم
    رفتم تا میز
    تا مزه ماست تا طراوت سبزی
    آنجا نان بود و استکان و تجرع
    حنجره می سوخت در صراحت ودکا
    باز که گشتم
    زن دم درگاه بود
    با بدنی از همیشه های جراحت
    حنجره جوی آب را
    قوطی کنسرو خالی
    زخمی می کرد