1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

اینجاهمیشه تیه

شروع موضوع توسط (̅(َ_̅_̅(َ)ڪے ‏11/5/11 در انجمن اشعار

  1. Sert oğul

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/10
    ارسال ها:
    17,621
    تشکر شده:
    6,352
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    IOG
    ظهر بود
    ابتدای خدا بود
    ریگزار عفیف
    گوش می کرد
    حرفهای اساطیری آب را می شنید
    آب مثل نگاهی به ابعاد ادراک
    لکلک
    مثل یک اتفاق سفید
    بر لب برکه بود
    حجم مرغوب خود را
    در تماشای تجرید می شست
    چشم
    وارد فرصت آب می شد
    طعم پاک اشارت
    روز ذوق نمکزار از یاد می رفت
    باغ سبز تقرب
    تا کجای کویر
    صورت ناب یک خواب شیرین ؟
    ای شبیه
    مکث زیبا
    درحریم علف های
    قربت
    در چه سمت تماشا
    هیچ خوشرنگ
    سایه خواهد زد
    کی
    انسان
    مثل آواز ایثار
    در کلام فضا کشف خواهد شد؟
    ای شروع لطیف
    جای الفاظ مجذوب خالی​