1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

اینجا پرنده بود

شروع موضوع توسط (̅(َ_̅_̅(َ)ڪے ‏11/5/11 در انجمن اشعار

  1. Sert oğul

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/10
    ارسال ها:
    17,621
    تشکر شده:
    6,352
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    IOG
    ای عبور ظریف
    بال را معنی کن
    تا پرهوش من از حسادت بسوزد
    ای حیات شدید
    ریشه های تو از مهلت نور
    آب می نوشد
    آدمی زاد این حجم
    غمناک
    روی پاشویه وقت
    روز سرشاری حوض را خواب می بیند
    ای کمی رفته بالاتر از واقعیت
    با تکان لطیف غریزه
    ارث تاریک اشکال از بالهای تو می ریزد
    عصمت گیج پرواز
    مثل یک خط مغلق
    در شیار فضا رمز می پاشد
    من
    وارث نقش فرش زمینم
    و همه انحنا های این
    حوضخانه
    شکل آن کاسه مس
    هم سفر بوده با من
    از زمین های زبر غریزی
    تا تراشیدگی های وجدان امروز
    ای نگاه تحرک
    حجم انگشت تکرار
    روزن التهاب مرا بست
    پیش از این در لب سیب
    دست من شعله ور میشد
    پیش از این یعنی
    روزگاری که انسان از اقوام یک شاخه بود
    روزگاری که در سایه برگ ادراک
    روی پلک درشت بشارت
    خواب شیرینی از هوش می رفت
    از تماشای سوی ستاره
    خون انسان پراز شمش اشراق می شد
    ای حضور پریروز بدوی
    ای که با یک پرش از سر شاخه تا خاک
    حرمت زندگی را
    طرح می ریزی
    من پس از رفتن تو لب شط
    بانگ پاهای تند عطش را
    می شنیدم
    بال حاضر جواب تو
    از سوال فضا پیش می افتد
    آدمی زاد طومار طولانی انتظار است
    ای پرنده ولی تو
    خال یک نقطه در صفحه ارتجال حیاتی