1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

هم سطر هم سپید

شروع موضوع توسط (̅(َ_̅_̅(َ)ڪے ‏11/5/11 در انجمن اشعار

  1. Sert oğul

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/10
    ارسال ها:
    17,621
    تشکر شده:
    6,352
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    IOG
    صبح است
    گنجشک محض می خواند
    پاییز روی وحدت دیوار
    اوراق می شود
    رفتار آفتاب مفرح حجم فساد را
    از خواب می پراند
    یک سیب درفرصت
    مشبک زنبیل می پوسد
    حسی شبیه غربت اشیا
    از روی پلک می گذرد
    بین درخت و ثانیه سبز
    تکرار لاجورد با حسرت کلام می آمیزد
    اما ای حرمت سپیدی کاغذ
    نبض حروف ما
    در غیبت مرکب مشاق می زند
    در ذهن حال جاذبه شکل از دست می رود
    باید کتاب رابست
    باید بلند
    شد
    درامتداد وقت قدم زد
    گل را نگاه کرد
    ابهام را شنید
    باید دوید تا ته بودن
    باید به بوی خاک فنا رفت
    باید به ملتقای درخت و خدا رسید
    باید نشست
    نزدیک انبساط جایی میان بیخودی و کشف