1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

تنها باد

شروع موضوع توسط (̅(َ_̅_̅(َ)ڪے ‏11/5/11 در انجمن اشعار

  1. Sert oğul

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/10
    ارسال ها:
    17,621
    تشکر شده:
    6,352
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    IOG
    سایه شدم و صدا کردم
    کو مرز پریدن ها دیدن ها ؟ کو اوج نه من دره او ؟
    و ندا آمد : لب بسته بپو
    مرغی رفت تنها بود پر شد جام شگفت
    و ندا آمد : بر تو گوارا
    باد تنهایی تنها باد
    دستم در کوه سحر او می چید او می چید
    و ندا آمد و هجومی از خورشید
    از صخره شدم بالا در هر گام دنیایی تنهاتر زیباتر
    و ندا آمد : بالاتر بالاتر
    آوازی از ره دور : جنگل ها می خوانند ؟
    و ندا آمد : خلوت ها می آیند
    وشیاری ز هراس
    و ندا آمد : یادی بود پیدا شد پهنه چه زیبا شد
    او آمد پرده ز هم وا باید درها ها و ندا آمد : پرها هم