1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

تراو

شروع موضوع توسط (̅(َ_̅_̅(َ)ڪے ‏11/5/11 در انجمن اشعار

  1. Sert oğul

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/10
    ارسال ها:
    17,621
    تشکر شده:
    6,352
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    IOG
    درآ که کران را بر چیدم خاک زمان رفتم آب نگر پاشیدم
    در سفالینه چشم صد برگ نگه بنشاندم بنشستم
    آیینه شکستم تا سرشار تو من باشم و من جامه نهادم رشته گسستم
    زیبایان خندیدند خواب چرا دادمشان خوابیدند
    غوکی می جست اندوهش دادم و نشست
    در کشت گمان هر سبزه لگد کردم از هر بیشه شوری به سبد کردم
    بوی تو می آمد به صدا تیرو به روان پر دادم آواز درآ سردادم
    پژواک تو می پیچد چکه شدم از بام صدا لغزیدم و شنیدم
    یک هیچ ترادیدم و دویدم
    آب تجلی تو نوشیدم و دمیدم