1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

تا گل هیچ

شروع موضوع توسط (̅(َ_̅_̅(َ)ڪے ‏11/5/11 در انجمن اشعار

  1. Sert oğul

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/10
    ارسال ها:
    17,621
    تشکر شده:
    6,352
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    IOG
    می رفتیم و درختان چه بلند و تماشا چه سیاه
    راهی بود از ما تا گل هیچ
    مرگی در دامنه ها ابری سر کوه مرغان لب زیست
    می خواندیم بی تو دری بودم به برون و
    نگاهی به کران وصدایی بهکویر
    می رفتیم خاک از ما می ترسید و زمان بر سر ما می بارید
    خندیدم : ورطه پرید از خواب و نهان آوایی افشاندند
    ما خاموش و بیابان نگران و افق یک رشته نگاه
    بنشستم تو چشمن پر دور من دستم پر تنهایی و زمین ها پرخواب
    خوابیدم می گویند : دستی در
    خوابی گل می چید