1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

فانوس خیس

شروع موضوع توسط (̅(َ_̅_̅(َ)ڪے ‏11/5/11 در انجمن اشعار

  1. Sert oğul

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/10
    ارسال ها:
    17,621
    تشکر شده:
    6,352
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    IOG
    روی علف ها چکیده ام
    من شبنم خواب آلود یک ستاره ام
    که روی علف های تاریکی چکیده ام
    جایم اینجا نبود
    نجوای نمناک علف ها را می شنوم
    جایم
    اینجا نبود
    فانوس
    در گهواره خروشان دریا شست و شو می کند
    کجامیرود این فانوس
    این فانوس دریا پرست پر عطش مست ؟
    بر سکوی کاشی افق دور
    نگاهم با رقص مه آلود پریان می چرخد
    زمزمه های شب در رگ هایم می روید
    باران پرخزه مستی
    بر دیوار تشنه روحم می چکد
    من
    ستاره چکیده ام
    از چشم ناپیدای خطا چکیده ام
    شب پر خواهش
    و پیکر گرم افق عریان بود
    رگه سپید مر مر سبز چمن زمزمه می کرد
    و مهتاب از پلکان نیلی مشرق فرود آمد
    پریان می رقصیدند
    و آبی جامه هاشان با رنگ افق پیوسته بود
    زمزمه های شب مستم می کرد
    پنجره
    رویا گشوده بود
    و او چون نسیمی به درون وزید
    اکنون روی علفها هستم
    و نسیمی از کنارم می گذرد
    تپش ها خاکستذ شده اند
    آی پوشان نمی رقصند
    فانوس آهسته پایین و بالا می رود
    هنگامی که او از پنجره بیرون می پرید
    چشمانش خوابی را گم کرده بود
    جاده
    نفس مفس می زد
    صخره ها چه هوسناکش بوییدند
    فانوس پر شتاب
    تا کی می لغزی
    در پست و بلند جاده کف بر لب پر آهنگ ؟
    زمزمه های شب پژمرد
    رقص پریان پایانن یافت
    کاش اینجا نچکیده بودم
    هنگامی که نسیم پیکر او در تیرگی شب گم شد
    فانوس از کنار ساحل به راه
    افتاد
    کاش اینجا در بستر علف تاریکی نچکیده بودم
    فانوس از من می گریزد
    چگونه برخیزم ؟
    به استخوان سرد علف ها چسبیده ام
    و دور از من فانوس
    درگهواره خروشان دریا شست و شو می کند