1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

گل کاشی

شروع موضوع توسط (̅(َ_̅_̅(َ)ڪے ‏11/5/11 در انجمن اشعار

  1. Sert oğul

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/10
    ارسال ها:
    17,621
    تشکر شده:
    6,352
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    IOG
    باران نور
    که از شبکه دهلیز بی پایان فرو می ریخت
    روی دیوار کاشی گلی را می شست
    مار سیاه ساقه این گل
    در رقص نرم و لطیفی زنده بود
    گفتی جوهر سوزان
    رقص
    در گلوی این مار سیه چکیده بود
    گل کاشی زنده بود
    در دنیایی رازدار
    دنیای به ته نرسیدنی آبی
    هنگام کودکی
    در انحنای سقف ایوانها
    درون شیشه های رنگی پنجره ها
    میان لک های دیوار ها
    هر جا که چشمانم بیخودانه در پی چیزی ناشناس بود
    شبیه این گل کاشی را دیدم
    و هربار رفتم بچینم
    رویایم پر پر شد
    نگاهم به تارو پود سیاه ساقه گل چسبید
    و گرمی رگ هایش را جس کرد
    همه زندگی ام در گلوی گل کاشی چکیده بود
    گل کاشی زندگی دیگر داشت
    آیا این گل
    که در خاک همه رویاهایم روییده
    بود
    کودک دیرین را می شناخت
    و یا تنها من بودم که در او چکیده بودم
    گم شده بودم ؟
    نگاهم به تارو پود شکننده ساقه چسبیده بود
    تنها به ساقه اش می شد بیاویزد
    چگونه می شد چید
    گلیرا که خیالی می پژمراند ؟
    دست سایه ام بالا خیزد
    قلب آبی کاشی ها
    تپید
    باران نور ایستاد
    رویایم پرپر شد