1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

پیغام ماهی ها

شروع موضوع توسط (̅(َ_̅_̅(َ)ڪے ‏11/5/11 در انجمن اشعار

  1. Sert oğul

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/10
    ارسال ها:
    17,621
    تشکر شده:
    6,352
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    IOG
    رفته بودم سر حوض
    تا ببینم شاید عکس تنهایی خود را در آب
    آب درحوض نبود
    ماهیان می گفتند
    هیچ تقصیر
    درختان نیست
    ظهر دم کرده تابستان بود
    پسر روشن آب لب پاشویه نشست
    و عقاب خورشید آمد او را به هوا برد که برد
    به درک راه نبردیم به اکسیژن آب
    برق از پولک ما رفت که رفت
    ولی آن نور درشت
    عکس آن میخک قرمز در آب
    که اگر باد می آمد دل او پشت چین های تغافل می زد
    چشم ما بود
    روزنی بود به اقرار بهشت
    تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی همت کن
    و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است
    باد می رفت به سر وقت چنار
    من به سر وقت خدا می رفتم