1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

پشت دریاها

شروع موضوع توسط (̅(َ_̅_̅(َ)ڪے ‏11/5/11 در انجمن اشعار

  1. Sert oğul

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/10
    ارسال ها:
    17,621
    تشکر شده:
    6,352
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    IOG
    قایقی خواهم ساخت
    خواهم انداخت به آب
    دور خواهم شد از این خاک غریب
    که در آن هیچ کسی نیست که دربیشه عشق
    قهرمانان را بیدار کند
    قایق از تور تهی
    و
    دل از آرزوی مروارید
    همچنان خواهم راند
    نه به آبی ها دل خواهم بست
    نه به دریا پریانی که سر از آب بدر می آرند
    و در آن تابش تنهایی ماهی گیران
    می فشانند فسون از سر گیوهاشان
    همچنان خواهم راند
    همچنان خواهم خواند
    دور باید شد دور
    مرد آن شهر
    اساطیر نداشت
    زن آن شهر به سرشاری یک خوشه انگور نبود
    هیچ آینهتالاری سرخوشی ها را تکرار نکرد
    چاله ابی حتی مشعلی را ننمود
    دور باید شد دور
    شب سرودش را خواند
    نوبت پنجره هاست
    همچنان خواهم خواند
    همچنان خواهم راند
    پشت دریا ها شهری است
    که در
    آن پنجرهها رو به تجلی باز است
    بام ها جای کبوترهایی است که به فواره هوش بشری می نگرند
    دست هر کودک ده ساله شهر شاخه معرفتی است
    مردم شهر به یک چینه چنان می نگرند
    که به یک شعله به یک خواب لطیف
    خاک موسیقی احساس ترا می شنود
    و صدای پر مرغان اساطیر می آید در باد
    پشت
    دریاها شهری است
    که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است
    شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند
    پشت دریا ها شهری است
    قایقی باید ساخت