1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

همیشه

شروع موضوع توسط (̅(َ_̅_̅(َ)ڪے ‏11/5/11 در انجمن اشعار

  1. Sert oğul

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/10
    ارسال ها:
    17,621
    تشکر شده:
    6,352
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    IOG
    عصر
    چند عدد سار
    دور شدند ازمدار حافظه کاج
    نیکی جسمانی درخت به جا ماند
    عفت اشراق روی شانه من ریخت
    حرف بزن ای زن شبانه موعود
    زیر همین شاخه
    های عاطفی باد
    کودکی ام رابه دست من بسپار
    در وسط این همیشه هیا سیاه
    حرف بزن خواهر تکامل خوشرنگ
    خون مرا پر کن از ملایمت هوش
    نبض مرا روی زبری نفس عشق
    فاش کن
    روی زمین های محض
    راه برو تا صفای باغ اساطیر
    در لبه فرصت تلالو انگور
    حرف بزن حوری
    تکلم بدوی
    حزن مرا در مصب دور عبارت
    صاف کن
    در همه ماسه های شور کسالت
    حنجره آب را رواج بده
    بعد
    دیشب شیرین پلک را
    روی چمن های بی تموج ادراک
    پهن کن