1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

دروگران پگاه

شروع موضوع توسط (̅(َ_̅_̅(َ)ڪے ‏11/5/11 در انجمن اشعار

  1. Sert oğul

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/10
    ارسال ها:
    17,621
    تشکر شده:
    6,352
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    IOG
    پنجره را به پهنای جهان می گشایم
    جاده تهی است درخت گرانبار شب است
    نمی لرزد آب از رفتن خسته است تو نیستی نوسان نیست
    تو نیستی و تپیدن گردابی است
    تو نیستی و غریو رودها گویا نیست و دره ها ناخواناست
    می آیی : شب از چهره ها بر می خیزد راز از هستی می پرد
    میروی : چمن تاریک می شود جوشش چشمه می کشند
    چشمانت را می بندی ابهام به علف می پیچد
    سیمای تو می وزد و آب بیدار می شود
    می گذری و آیینه نفس می کشد
    جاده تخی
    است تو بار نخوای گشت و چششم به راه تو نیست
    پگاه دروگران از جاده روبرو سر می رسند رسیدگی خوشه هایم را به رویا
    دیده اند