1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

بیراهه ای در آفتاب

شروع موضوع توسط (̅(َ_̅_̅(َ)ڪے ‏11/5/11 در انجمن اشعار

  1. Sert oğul

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/10
    ارسال ها:
    17,621
    تشکر شده:
    6,352
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    IOG
    ای کرانه ما خنده گلی در خواب دست پارو زن ما را بسته
    است
    در پی صبحی بی خورشیدیم با هجوم گل ها چه کنیم ؟
    جویای شبانه نابیم با شبیخون روزن ها چه کنیم
    آن سوی باغ دست ما به میوه بالا نرسید
    وزیدیم و دریچه به آیینه گشود
    به درون شدیم و شبستان ما را نشناخت
    به خاک افتادیم و چهره ما نقش او به زمین نهاد
    تاریکی محراب آکنده ماست
    سقف از ما لبریز دیوار از ما ایوان از ما
    از لبخند تا سردی سنگ خاموشی غم
    از کودکی ما تااین نسیم شکوفه باران فریب
    برگردیم که میان ما و گلبرگ گرداب شکفتن است
    موج برون به صخره ما نمی رسد
    ما جدا افتاده ایم و ستارههمدردی از شب هستی سر می زند
    ما می رویم و آیا در پی ما یادی از درها خواهد گذشت؟
    ما می گذریم و آیا غمی بر جای ما در سایه ها
    خواهد نشست ؟
    برویم از سایه نی شاید جایی ساقه آخرین گل برتر را در سبد ما افکند