1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

ای همه سیما ها

شروع موضوع توسط (̅(َ_̅_̅(َ)ڪے ‏11/5/11 در انجمن اشعار

  1. Sert oğul

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/10
    ارسال ها:
    17,621
    تشکر شده:
    6,352
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    IOG
    درسرای ما زمزمه ای درکوچه ما آوازی نیست
    شب گلدان پنجره ما را ربوده است
    پرده ما دروحشت نوسان خشکیده است
    اینجا ای همه لب ها لبخندی ابهام جان را
    پهنا می دهد
    پرتو فانوس ما در نیمه راه میان ما و شب هستی مرده است
    ستون های مهتابی ما را پیچک اندیشه فرو بلعیده است
    اینجا نقش گلیمی و آنجا نرده ای ما را از آستانه ما بدر برده است
    ای همه هوشیاران بر چه باغی در نگشودیم که عطر فریبی به تالار نهفته ما
    نریخت ؟
    ای
    همه کودکی ها! بر چه سبزهای ندویدیم که شبنم اندوهی برمانفشاند
    غبار آلوده راهی از فسانه به خورشیدیم
    ای همه خستگان در کجا شهپر ما از سبکبالی پروانه نشان خواهد گرفت ؟
    ستاره زهره از چاه افق برآمد
    کنار نرده مهتابی ما کودکی بر پرتگاه وزش ها می گرید
    در چه دیاری آیا
    اشک ما در مرز دیگر مهتابی خواهد چکید ؟
    ای همه همسایه ها در خورشیدی دیگر خورشیدی دیگر