1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

آن برتر

شروع موضوع توسط (̅(َ_̅_̅(َ)ڪے ‏11/5/11 در انجمن اشعار

  1. Sert oğul

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/10
    ارسال ها:
    17,621
    تشکر شده:
    6,352
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    IOG
    به کنار تپه شب رسید
    با طنین روشن پایش آینه فضا را شکست
    دستم درتاریکی اندوهی بالا بردم
    و کهکشان تهی تنهایی رانشان دادم
    شهاب نگاهش مرده بود
    و تابش بیراهه ها
    و بیکران ریگستان سکوت را
    و او پیکره اش خاموشی بود
    لالایی اندوهی بر ما وزید
    تراوش سیاه نگاهش با زمزمه سبز علف ها آمیخت
    و ناگاه از آتش لبهایش جرقه لبخندی پرید
    در ته چشمانش تپه شب فرو ریخت
    و من
    در شکوه تماشا فراموشی صدا
    بودم