1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

ای نزدیک

شروع موضوع توسط (̅(َ_̅_̅(َ)ڪے ‏11/5/11 در انجمن اشعار

  1. Sert oğul

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/10
    ارسال ها:
    17,621
    تشکر شده:
    6,352
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    IOG
    در نهفته ترین باغ ها دستم میوه چید
    و اینک شاخه نزدیک از سر انگشتم پروا مکن
    بی تابی انگشتانم شور ربایش نیست عطش آشنایی است
    درخشش میوه درخشان
    تر
    وسوسه چیدن در فراموشی دستم پوسید
    دورترین آب
    ریزش خود را به راهم فشاند
    پنهان ترین سنگ
    سایه اش رابه پایم ریخت
    و من شاخه نزدیک
    از آب گذشتم از سایه به در رفتم
    رفتم غرورم ر بر ستیغ عقاب شکستم
    و اینک در خمیدگی فروتنی به پای تو مانده ام
    خم شو شاخه نزدیک