1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

غمم دريا، دلم تنها

شروع موضوع توسط Zarirr ‏8/12/10 در انجمن کتاب الکترونیکی

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏14/11/10
    ارسال ها:
    3,698
    تشکر شده:
    1,268
    امتیاز دستاورد:
    113
    به پيش روي من، تا چشم ياري مي كند، درياست !

    چراغ ساحل آسودگي ها در افق پيداست !

    درين ساحل كه من افتاده ام خاموش،

    غمم دريا، دلم تنهاست .

    وجودم بسته در زنجير خونين تعلق ها ست !

    *****

    خروش موج، با من مي كند نجوا،

    كه : - « هرل كس دل به دريا زد رهائي يافت !

    كه هر كس دل به دريا زد رهائي يافت ... »

    *****

    مرا آن دل كه بر دريا زنم، نيست !

    ز پا اين بند خونين بر كنم نيست ،

    اميد آنكه جان خسته ام را ،

    به آن ناديده ساحل افكنم نيست !

    ***

    فریدون مشیری
    ​