امشب چه غمناک نگاهم می کنیبوسه ای نثار چشم غریبم می کنیچشمان خندانت شکنجه گاهم شده اندسفری خیالی را بهانه رفتن می کنی؟کوله بار سکوتت را برداشته ایبی مروت، بی خبر قصد جدایی می کنی؟جاده ای بی انتها در پیش ماستبه چه علت قصد رهایی وسط راه می کنی؟به گوشه ای ز خود پناه می برم چه ساده از من و این عشق عبور می کنیچشمانم ز اشک فریاد می زنندبی خیال تو باز این عهد را فسخ می کنیدیگر نمی خواهم رابطه ای ز دست رفته راباور کن ز رفتنت دیگر دل را پریشان نمی کنی