ازدحام واژه ها بر کاغذ حاصل می شود این زمان هم از نبودت بس که غافل می شود ضربه های بی امانِ ساعتِ دیواریم تا حدودی در نبودت باز مشکل می شود آسمان چشم خیسم تا که ابری می شود بستر آغوش گرمت مثل منزل می شود در غیابت مهربان تا مرگ شب در خاطرم بوی آن پیراهنت هم عطر محفل می شود مهربان تصویر لبخند تو بر بوم لبت در هجوم موجِ خشمم وای ساحل می شود این منِ دور از تو لبخندش همیشه ناقص است در کنارت هم فقط این خنده کامل می شود. ۲۰۰۹