ای مطرب شیرین بیان با سر خوشان آمیختی وین ارغنون عشق را با ارغوان آمیختی دلها تو بر هم ریختی ، غم را به دار آویختی آنگه میان آسمان ، با بی نشان آمیختی گه همچو مهری آتشین رقصان شدی در آسمان گه همچو رندی بی قبا ، با خاکیان آمیختی من مست عالم بودم و رویای حوران در سرم لیکن تو سودای مرا ، با این و آن آمیختی ای غایب از انظار ما ، وی نرگس گلزار ما همچون مه عیار ما ، با لن تران آمیختی سوی غریبان آمدی ، مفتاح زندان آمدی رنجور در چه مانده را با کاروان آمیختی ای رهزن عیار دل ، داننده ی اسرار دل تو از برای گنج ما ، با پاسبان آمیختی هفت آسمان ارزان تو ، ماه و پری رقصان تو ای آنکه در اوج سماع ، با لامکان آمیختی رند تبریزی