باز بهار اومد و باز توی دلم جوونه نیست آخه توی آینه هفت سین ما اثر از تصویر چشمای تو نیست ... با بهار اومد و باز لاله های سرخ عشق شدن اما میون هیچکدوم سرخی لبهای تو نیست ... با بهار اومد و باز صورت گرم سمنو ولی باز تو دست سردم گرمی دست تو نیست ... باز بهار اومد و باز سبز شدن سبزه هامون اما باز سبزی احساس تو میون ما نیست ... باز اومد ماهی های قرمز تو تنگ بلور اما تو تنگ بلور سینه ام اثر از خاطره عشق تو نیست ... باز بهار اومد و باز یک سال دیگه هم گذشت لیکن افسوس اگر دست تو در دستم نیست 1385/1/1 - 1:30 بامداد متین بالاخانی