در فراوانی غم و وقتی نماند تا از سکوت آئينه راز بگشائيم گاهی چه عبث ميکوشم بداهه هايم را برای تو بنويسم اين باد های عريان کارم را به انزوا کشيده اند ديگر هيچ چيزی آرامم نميکند مثل همين بادم خسته در دست پريشانی نوامبر دوهزار و هفت ..م/ شیدا .../// مهرداد شیدا