1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

کمدی تلخ (شهرزاد خادم )

شروع موضوع توسط minaaa ‏9/5/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    من هر شب به رویای ماه

    که در آرزوی پیوستن به خورشید ست

    بی آنکه قدر خویش بداند

    می خندم

    من هر روز به تقلای بی پایان تو

    در کلافی سر گردان در روزگاری

    که هیچ قلمی نیست

    می خندم

    من به اشک تو، جنگ تو، خون تو

    برای داشتن آزادی که با دست خود

    در قفس کرده ای

    با تحیر می خندم

    من به عشق حسی که خیال شب های مهتابی توست

    وان زمان که به وصال رسیدی

    چه آسان از بوم ذهنت محو می شود

    با صدای بلند می خندم

    من به خشک جهانی که مردمانش

    هر روز در انتظار معجزی هستند

    بی آنکه بدانند خود بزرگترین شگفتی اند

    می خندم

    آری

    زندگی کمدی تلخی بیش نیست

    کمدی که رو به پایان ست
    _ _




    شهرزاد خادم

    ​