1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

فانوس عبور...(مهدی شریفی)

شروع موضوع توسط minaaa ‏9/5/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    عشق من! امشب غمم گل کرده است
    بر ضریحت دل ، توسّل کرده است
    شعر من در خون خود شد معنوی
    حاصل ِ هجران تو ، شد مثنوی
    خسته ام! ، از بس ، کشیدم از زمان
    خسته ام! ، از تهمت و ، زخم زبان
    دل شکستن ها عذابم کرده است
    هرکسی آمد ، جوابم کرده است
    من تو را گم کرده ام چون عندلیب
    زیر باران مانده ام روی صلیب
    من برای دیدنت صد رو زدم
    در دو چشم عاشقت اردو زدم
    یک سبد زخم شقایق چیده ام
    بغض خود را در خیابان دیده ام
    گفته بودم من چه هستم؟! ، نیستی؟!
    در جوابت مانده ، گفتی کیستی؟
    !
    باورم کن! ، من اسیری ساده ام
    !
    هرچه می خواهی بگو ! ، آماده ام

    من به تصویر تو ناخونک زدم
    شمع یادت را شبی فندک زدم
    هرچه گرم آمد دلم از یاس تو
    بهمن آمد از یخ احساس تو
    آدمی از جنس ماشینی بد است!
    جنس دل از شیشه و چینی بد است

    من غم دل را تجارت می کنم
    کیسه ی اندوه ، غارت می کنم
    آه ای زیبای پنهان در عبور!
    می برم من آرزویت را به گور
    !
    بی تو ماندم ، در شبستان هجا

    مانده از من، مثنوی هایی بجا
    شهر دل ، بعد از تو تغییری نکرد
    مهدی ات! ، اظهار دلگیری نکرد
    در دلم ، عشقت! ، چراغی روشن است
    خاطراتت بر تنم پیراهن است
    مهربان! اینجا ، دلی در شهر کو؟!
    یک نفر با بی وفایی قهر ، کو؟
    !
    روی بام خانه هاشان سار نیست

    از دروغ اینجا ، کسی بیزار نیست
    نرخ تن را ، خوب ، مقطوع کرده اند
    صادرات عشق ، ممنوع کرده اند
    دیده ای؟! ، اینجا دل بیگانه سوخت!
    دختری دیدم ، بکارت می فروخت
    !
    در میان گیر و دار ِ نرخ نفت

    مادری جان داد و از این شهر ، رفت
    عشق من! ، اینجا که شهری دیگر است!
    ناودان گونه ام ، دائم تر است

    پس چرا این درد ، در جان من است؟!
    بهترین تصنیف ، شیون کردن است؟
    !!!
    عشق من! ، اینجا زمان هم مرده است

    مرده شور عشق را هم ، برده است.....

    م.اشتاد





    مهدی شریفی

    ​