از منه عاشق پس تو کی خبر میگیری؟ پس تو کی از راه می یای و دلم و ازم میگیری؟ من همه هستیم و باختم واسه ی دیدن چشمات واسه اینکه من ببینم خودم و یه بار تو شعرات عاشقونه مینویسم عاشقونه تا بخونی توی شعرای غریبم توی آشنا میمونی........ از تو گفتن عشق من کار من مرهم این دل بیمار منه از چشمام بغض نگاهم و بچین میبینی گریه سزاوار منه گریه ی آسمون و ناله ی سردش و ببین ترسیم شکستن این دل بی یار منه میخونم از تو ترانه عاشقونه یاد تو ساز و دف و پیانو و گیتار منه!!!!!!!!!!!!!!! مي بينم تورو كه بازم اومدي با آه و ناله ميگي كه تورو ببخشم اما ايندفعه محاله!!!!!!!!! مي شيني جلوي چشمام ميريزي اشك مثه بارون ميدوني چشماي خيست قلبم و ميكنه داغون! تو ديگه منو شناختي ميدوني واست ميميرم وقتي تو عشقت خمارم از نگات من جون مي گيرم اما من ايندفعه ديگه گول چشمات و نخوردم قلبم و ازت گرفتم تورو با خودم نبردم...... رفتم از كنار يارم اوني كه ميخواستمش اوني كه عاشقونه رو چشام ميذاشتمش من واسه هميشه رفتم رفتم و ازت بريدم وقتي كه شدم پشيمون ديگه چشمات و نديدم.......