آرامشم میدونی ؟! هربار که میای تو بغلم بعد سرت رو میزاری روی سینه ام بعد الکی و از روی شیطونی با چشمای بسته که مثلاً خوابی هی خودت رو تو بغلم جا به جا می کنی بعد که یه نفس عمیق می کشی و بلافاصله لبخند میزنی از رضایت و آرامشی که داری بعد مثل لبای ماهی کوچولو ، یواشکی بدنم رو یه بوس کوچولو میکنی بعد پاهاتو گم میکنی لای پاهام بعد دستاتو جمع میکنی تو بغل خودت و مثل نی نی کوچولوها که آرومترین جای دنیا بغل مادرشونه خودتو تو بغلم جمع میکنی بعد منم هی خندم میگیره از این شیطونیات بعد موهات میریزه روی صورتم و منم میگیرمشون به دهانم بعد خودت رو می چسبونی به من و از بس بازی بازی کردی خسته شدی چشمات آروم بسته شدن و خوابت برد اما من ، هنوز دارم نگاهت میکنم هوا روشن میشه اما من ، هنوز دارم نگاهت می کنم دوستت دارم