1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

غم مرا بنویسد

شروع موضوع توسط 2okhtare hava ‏7/5/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/11/10
    ارسال ها:
    4,240
    تشکر شده:
    2,995
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    eng
    غـم مـن را بـنـویـسـید اگـر بـد بـودم​
    غافل از مدرسه و مسجد و معبد بودم​
    بنویسید کسی حال مرا درک نکرد​
    روز و شب منتظر او که نیامد بودم​
    بنویسید خدا مونس غم هایم بود​
    گر چه از دید شما کافر و مرتد بودم​
    بنویسید نمک گیر شدم از آن پس​
    من به خال لب یک دوست مقید بودم​
    بنویسید که در کوچه ی بن بست دلم​
    شاعر لحظه ی دیدار مجدد بودم​
    بنویسید که تقدیر امان نامه نداد​
    با وجودی که در این راه مردد بودم​
    الغرض قصه همین بود که گفتم اما​
    روی قبرم بنویسید که ............ بودم​
    ​
    ...............................​
    ​
    هرچند به این حادثه مجبور شدیم​
    محکوم به این جمله ی مشهور شدیم​
    لیلی که به مجنون نرسید اما ما​
    احساس نمی کنی ز هم دور شدیم​
    ​
    ​
    .............................​
    ​
    ببین زمانه چه کاری دوباره دستم داد​
    مرا به دست خدایی که دل نبستم داد​
    هنوز یاد تو هستم ولی نمی دانی​
    که غصه خوردن چشمت مرا شکستم داد​
    ​
    .................................​
    ​
    بیا من رو به دنیا ثابتم کن​
    و یا فکری به حال طاقتم کن​
    چرا این پا و اون پا میکنی خوب​
    بگو دوسم نداری راحتم کن​
    ​
    ............................​
    ​
    اگر هر شب صدایت میکنم من​
    به دلدارت حسادت میکنم من​
    دلـت آرام بـاشـد نازنـیـنـم​
    خیالی نیست عادت می کنم من​
    ​
    ..........................​
    ​
    ببین دنیای ما زنبق ندارد​
    مرام و معرفت رونق ندارد​
    کسی حتی جوابم را نمی داد​
    خدا بر گردن ما حق ندارد ؟​