عشق تو توی وجودم ،عشق تو گرمی شبهام مثل یک راز نگفته ، شعله میکشه رو لبهامعشق تو توی وجودم ،عشق تو گرمی شبهاممثل یک راز نگفته ، شعله میکشه رو لبهام عشق تو خون تو رگهام، حس این چشمای گریون تن تو گرمی آفتاب، توی چله تابستون لمس تو زیباییه، یک شب رویائیهحس به تو رسیدن، معکوس تنهائی دلگیرم از نفسهات، بخند و آرومم کنمنو به جرم قلبم، برون یا محکومم کن عشق تو توی وجودم ،عشق تو گرمی شبهام مثل یک راز نگفته ، شعله میکشه رو لبهام عشق تو خون تو رگهام، حس این چشمای گریون تن تو گرمی آفتاب، توی چله تابستون نقش تو زیبائیه یک شب آفتابیهتورو نفس کشیدن، انکار بی تابیهمثل خورشید در برم، تنم رو شعله ور کن رویای هر شبم رو با یک بوسه معتبر کن عشق تو توی وجودم ،عشق تو گرمی شبهام مثل یک راز نگفته ، شعله میکشه رو لبهام عشق تو خون تو رگهام، حس این چشمای گریون تن تو گرمی آفتاب، توی چله تابستون تن تو ادامه جاده خورشیده، چشمتو رو تن لحظه پاشیده تا تو با منی نگاهم مثله یک رویاست با تو موندنی شدن چقده زیباست عشق تو توی وجودم ،عشق تو گرمی شبهام مثل یک راز نگفته ، شعله میکشه رو لبهام عشق تو خون تو رگهام، حس این چشمای گریون تن تو گرمی آفتاب، توی چله تابستون عشق تو خون تو رگهام، حس این چشمای گریون تن تو گرمی آفتاب، توی چله تابستون