ای علی نور شب خاموش مسکینان تویی هم نشین خلوت شبــهای این زاران تویی تو همای رحمتی بر تارک خـــــلق جهان یا که پیک نعمتی بر جمله ی پیر و جوان نام تو ورد زبان اهل عرش و کبریا گفت تو نقل لسان جمله اهل ارضیا یار آن پیغمبری در صلح و در جنگ وحرب همدم هر بی کسی درگــــــاه حاجات و طـلب فاتح خیبر نباشد جز تو الا یا عــــــــــلی نیک برکندی تو باب فتنه با چونان دری دشمنان در لرزش اند از برق آن سیف دو لب چون به وقت حادثه یا گاه پیکار و حـــــــــرب آن پیمبر کو فدا کرده همـــه در راه دین گفته باشد این علی بر مردم من جانشین عشق تو بر دل بدارند جمله مسلم یا که غیر خواه اهل سجده باشند و کنیســــه یا که دیر منعم اند از جود تو جمله فقیران زمـــــین مهر تو بر دل بدارند در یسار و در یمین کوکبی در آسمان رهـــبران و قائدان گوهری بالا و بالا در ورای جاهدان گاه روزچون شیر بر خصم و عدو گاه شب چون زاهدان در مـــدح او جمله مظلومان به دنبالت روان تو همی بر ظالمان از پی دوان خوان عدلت بر زمین گسترده است ظالم از عدلت به مظلوم بنده است نزد تو مسکین پناهی چون شود نزد تو آن کوه کاهی چون شود ثانی القران بباشد خطبه ات باشد از بالا چو والا رتبه ات در عرب یا در عجم چون نیست تو این همه از ارج ربانیــــــــــست تو در صلواتت چون دهی بر سائلان خمس مال و جمله ی انگـــشتران شیر حق را باشی و جز نیست تو یار حق را باشی و جز کیست تو چاوشی در جنگ با کفر و نـــــفاق گاه چون در جنگ و گاهی در وفاق در ستیزی با همه اکــــفار و ریب زان همه اعمال و گفتارت ز غیب تا دم آخر چو او را عــــــــبده ای آخرین گویت چو فزت الکعبه ای