1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

چشم هایت

شروع موضوع توسط (̅(َ_̅_̅(َ)ڪے ‏3/5/11 در انجمن اشعار

  1. Sert oğul

    تاریخ عضویت:
    ‏12/11/10
    ارسال ها:
    17,621
    تشکر شده:
    6,352
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    IOG
    چشمهایت
    دریای عشق را می ماند
    و من
    غرقه ی این بحرم
    که هر لحظه
    کشتی زندگانیم را متلاطم می کند
    و سرگشته ترین غریق
    در بین موجهای حسرتم
    و برق نگاهت
    در ظلمت دلم
    پنجه ی خورشید را
    می ماند
    و صد شراره ی غم
    در فراقت
    همچو تازیانه
    بر تن سرد افکارم
    می نشیند
    و من نور سبز نگاهت را
    می جویم
    آری چشمهایت مرکب اندوه است
    و من سوار بر گرده ی آن
    فارغ و سرشار از هیچ
    همچو ناله ی جغد
    می گریم
    و به ناکجا ها می روم
    و آتش سرخ چشمانت
    برگهای سبز زندگیم را
    می سوزاند
    و در هنگامه ی یاس
    تنهاتر از تنها
    می نشینم
    و در سراب عشق
    گلهایی می چینم
    گلهای نگاهت را
    گلهای چشمهایت را