به سکوت سرد مرداب قسم که تو نیلوفر چشمان منی و دل خسته ی من می ترسد که تو پژمرده شوی که تو مرا به فراموشی شبها سپری که مبادا به دلم رنگ سیاهی بزنی و به شبهای امیدم تو تباهی بزنی دل من ترانه دارد غم عاشقانه دارد به هوای روی ماهت همه شب بهانه دارد