دل خسته شدم یارا ، یک جرعه شـــرابم ده گر آن می وصلت نیست ، یک جرعه ی آبم ده می زن گذری ما را ، از لطفی و غمخواری بر این دل دیوانه ، یک گفـــــــــته ی نابم ده دارم همه از رویـــــــت ، یـادی به دل زارم از لطف و کرم اینک ، یک صـورت قابم ده رفتی و زچشمانم ، صد هــــجرت جان دیدم و ز غم همه میسوزم ، صد پیچــش و تابم ده کالای جوانی را ، در راه تــــو بـر باد است در این غــــــم بی نایی ، تصـویر شــــتابم ده می سازد و می سوزد ، این سینه ی خون امیــد چون از بر ما رفتی ، بر دیـــــــده سـرابم ده